فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

همه ما مأمور به ادای تکلیف هستیم

من در این جا از مادران و پدران و خواهران و برادران و همسران و فرزندان شهدا و جانبازان به خاطر تحلیل های غلط این روزها رسما معذرت می خواهم و از خداوند می خواهم مرا در کنار شهدای جنگ تحمیلی بپذیرد. ما در جنگ برای یک لحظه هم نادم و پشیمان از عملکرد خود نیستیم. راستی مگر فراموش کرده ایم که ما برای ادای تکلیف جنگیده ایم و نتیجه فرع آن بوده است. ملت ما تا آن روز که احساس کرد که توان و تکلیف جنگ دارد به وظیفه خود عمل نمود و خوشا به حال آنان که تا لحظه آخر هم تردید ننمودند، آن ساعتی هم که مصلحت بقای انقلاب را در قبول قطعنامه دید و گردن نهاد، باز به وظیفه خود عمل کرده است، آیا از این که به وظیفه خود عمل کرده است نگران باشد؟ نباید برای رضایت چند لیبرال خود فروخته در اظهارنظرها و ابراز عقیده ها به گونه ای غلط عمل کنیم که حزب الله عزیز احساس کند جمهوری اسلامی دارد از مواضع اصولی اش عدول می کند. تحلیل این مطلب که جمهوری اسلامی ایران چیزی به دست نیاورده و یا ناموفق بوده است، آیا جز به سستی نظام و سلب اعتماد مردم منجر نمی شود؟! تأخیر در رسیدن به همه اهداف دلیل نمی شود که ما از اصول خود عدول کنیم. همه ما مامور به ادای تکلیف و وظیفه ایم نه مامور به نتیجه. اگر همه انبیا و معصومین - علیهمالسلام - در زمان و مکان خود مکلف به نتیجه بودند، هرگز نمی بایست از فضای بیشتر از توانایی عمل خود فراتر بروند و سخن بگویند و از اهداف کلی و بلند مدتی که هرگز در حیات ظاهری آنان جامه عمل نپوشیده است ذکری به میان آورند. در حالی که به لطف خداوند بزرگ، ملت ما توانسته است در اکثر زمینه هایی که شعار داده است به موفقیت نایل شود. ما شعار سرنگونی رژیم شاه را در عمل نظاره کرده ایم، ما شعار آزادی و استقلال را به عمل خود زینت بخشیده ایم، ما شعار مرگ بر آمریکا را در عمل جوانان پرشور و قهرمان و مسلمانان در تسخیر لانه فساد و جاسوسی آمریکا تماشا کرده ایم، ما همه شعارهایمان را با عمل محک زده ایم. البته معترفیم که در مسیر عمل، موانع زیادی به وجود آمده است که مجبور شده ایم روش ها و تاکتیک ها را عوض نماییم. ما چرا خودمان و ملت و مسؤولین کشورمان را دست کم بگیریم و همه عقل و تدبیر امور را در تفکر دیگران خلاصه کنیم؟(188)

ما می خواهیم به امر خدا عمل کنیم

مولای ما امیرالمومنین سلام الله علیه آن مرد نمونه عالم، آن انسان به تمام معنا انسان، آن که در عبادت آنطور بود و در زهد و تقوا آنطور و در رحم و مروت آنطور و با مستضعفین آنطور بود، با مستکبرین وبا کسانی که توطئه می کنند - شمشیر را - می کشت هفتصد نفر را در یک روز (چنانچه نقل می کنند) از یهود بنی قریضه که نظیر اسرائیل بود و اینها از نسل آنها شاید باشند، ازدم شمشیر گذراند. خدای تبارک و تعالی در موضع عفو و رحمت، رحیم است و در موضع انتقام، انتقامجو. امام مسلمین هم اینطور بود، در موقع رحمت، رحمت، و در موقع انتقام، انتقام. ما نمی ترسیم از اینکه در روزنامه های سابق، در روزنامه های خارج از ایران برای ما چیزی بنویسند ما نمی خواهیم وجاهت در ایران در اسلام در خارج از کشور پیدا بکنیم، مامی خواهیم به امر خدا عمل کنیم و خواهیم کرد.(189)

باید هر فردی خودش را مکلف به خدمت بداند

و مهم این است که ما همه مان و هر فردی خودش را مکلف بداند به اینکه باید حالا خدمت بکند. یک وقت مثلاً بود که ما میگفتیم چه کارداریم به اینکه مرزها چه است، این با ارتش است. شما می گفتید ما چه کار داریم که در داخل شهر، بین شهرها چه رخ می دهد، بین شهرها ژاندارمری باید حل بکند. ژاندارمری می گفتند چه کار داریم که داخل شهر چه می گذرد، این را باید شهربانی حل کند. هر کدام به دیگری واگذار می کردند. البته در مواقعی که مواقع عادی است مسأله همین طور است، هر رشته از اینها مامور یک فتنه هستند، اما در مواقعی که غیر عادی است مملکت عادی نیست، مثلاً فرض بفرمائید که جلوگیری از خرابکاریهائی که در قشر زارع و قشر دهقان می شود، ژاندارمری باید جلویش را بگیرد، اما وقتی که شما دیدید که کشورتان اگر زراعت نداشته باشد، اگر نتوانند اینها زراعتی را که کرده اند جمع بکنند، کشور به خطر می افتد، احتیاج زیاد می شود، گرسنگی زیاد می شود. اینجا دیگر نباید وقتی که گفته می شود که ارتش هم به کمک ژاندارمری برود، روسا بگویند به ما مربوط نیست. ما باید سر حدات را نگه داریم. یا اگر دیدیم که سر حدات ما الان طوری است که از آن طرف اسلحه وارد می کنند، اشخاص فاسد وارد می شوند، یا اسلحه وارد بشود و دست اشخاص فاسد بیفتد، این باعث می شود که یک وقت ما بفهمیم که یک دسته فاسد مخالف با کشوری، مخالف با ملتی، مخالف با اسلامی مسلح شده اند. یک وقت بیدار بشویم که دیگر نتوانیم جلو آنها را بگیریم، اینجا نباید دیگر ژاندارمری فکر این را بکند که من مال بین شهرها هستم، ژاندارمری باید کمک کند به ارتش و سپاه انقلاب هم کمک بکند به اینها. یک وقت هائی که وقت آشفتگی است مثلاً فرض کنید که یک وقت زلزله بیاید، زلزله بیاید و جائی را خراب بکند، شما ببینید که برادرانتان زیر خرابی ها مانده اند و دارند جان می دهند شما نمی توانید بگوئید این کار مال شیر و خورشید سرخ است و به من ربطی ندارد، هر انسانی خودش را مکلف می داند به هر طوری که باشد برود اینها را نجات بدهد.(190)