فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

پاسدار عدالت باید خودش دارای عدالت باشد

همانطوری که انقلاب اسلامی ما وجهه های مختلف دارد: انقلاب برای برانداختن رژیم فاسد، انقلاب برای بپاداشتن رژیم حق، و امید است که انقلاب برا ی ساختن انسان و یک مملکت انسانی، پاسداران هم باید پاسداریشان به طرز و شکل انقلاب باشد. تا آنوقت که انقلاب برای شکستن سد رژیم بود، پاسداران، پاسداران آن انقلاب بودند، یعنی آن جهت انقلاب، باید قیام کنند و کردند و فریاد زدند و مقابله کردند با همه جنود ابلیسی و بحمد الله از این جهت در انقلاب پیروز شدید. لکن انقلاب یک جهتش پیروز، آن هم نه تمام پیروز، بیشتر این سد از بین رفته است و ریشه های مختصری مانده است که امید است از بین برود. انقلاب برای تحقق حکومت عدل و جمهوری اسلامی که قدم بعد است، پاسدارها هم باید از این معنا پاسداری کنند و همه باید پاسداری بکنند. همه پاسداراسلام و حکومت حق باید باشید. دراینجا پاسداری این است، که این حکومت، حکومت عدل باشد، پاسداری از عدالت باشد. پاسداری از عدالت این است که پاسدار خودش دارای عدالت باشد تابتواند پاسداری از عدالت کند. اگر خدای نخواسته یک گروهی در جامعه ما دارای عدالت نیستند و همانطوری که دستگاه سابق، دستگاه تعدی و ظلم و تجاوز به مردم بود، این گروه یا این پاسدار یا این جمعیت هر کس باشد، این هم تا آن اندازه که دستش می رسد همان کارهای رژیم سابق را می کند، این پاسدار نمی تواند باشد. اگر فرض کنید که ماها که مدعی هستیم پاسدار اسلام هستیم و در این انقلاب، این جهت انقلاب که برقراری حکومت عدل اسلامی است اگر بنا باشند ما مدعی پاسداری هستیم از انقلاب (لکن از آنجائی که خراب کردن و زدن و کشتن، کشته شدن بود، درست آمدیم و به انقلابمان وفادار بودیم) اما در این مرحله که مرحله سازندگی یک حکومت عدل اسلامی است، خدای نخواسته پاسداریمان از یک همچو حکومت عدل اسلامی به طور صحیح نباشد، یعنی خودمان در این مرحله انقلابی نباشیم، در این مرحله خودمان را نساخته باشیم که موصوف به عدالت باشیم، که پاسدار عدالت باشیم، پاسدار حکومت عادلانه چنانچه اگر حکومت ما هم یک حکومت عدل نبود نمی توانیم بگوئیم که این جهت انقلاب ما تحقق پیدا کرده است، که جهت حکومت عدل اسلامی بود. اگر در ادارات ما، در بازارها، در سایر جاهای دیگری که این افراد ایرانی نشیمن دارند و مشغول به کارهای خودشان هستند، اگر اینها هم عدل اسلامی که باید باشد مراعات نکنند، باز افراد انقلابی - اسلامی نیستند.(181)

عدالت اسلامی از خود انسان شروع می شود

پاسدار، چه شماها که با اسم پاسداری مشغول خدمت هستید و چه سایر قشرها (یکی هم قشر روحانیت است، آنها هم پاسدار هستند ولو لفظ پاسدار بر آنها اطلاق نمی شود، لکن به حسب واقع پاسدار اسلام هستند) اگر این جمعیت آنطوری که باید این وجهه از انقلاب را که انقلاب، آمدن یک رژیم عادل جای یک رژیم فاسد، اگر در این مرحله که آمدن یک رژیم، نشستن به جای یک رژیم فاسد، مراعات نکند آن جهت انقلابی را، مراعات نکند آن عدالت اسلامی را، که عدالت اسلامی از خود انسان شروع می شود تا هدایت در خود انسان، عدالت با رفیق، عدالت با همسایه، عدالت با هم محله، عدالت با همشهری، عدالت با هم استانی، عدالت با هم کشوری، عدالت با همسایه های کشورهائی که با ما هستند و با همه بشر، اگر حاصل نشود، نه حکومت اسلامی است و نه پاسدار اسلامی. به مجرد اینکه من ادعا کنم که پاسدار اسلام هستم، از باب اینکه یک نفر طلبه هستم و طلبه شغلش پاسداری است، مجرد این تا یک نمونه ای نداشته باشد، نشانه و علامتی نداشته باشد، این ادعاست، ولو بتوانیم این ادعا را به مردم جا بزنیم، پیش خدا واضح است که درست نیست. کوشش کنید که در این مرحله دوم که ما الان هستیم و بعد هم مرحله های دیگر هست، پاسدار باشید. شماها که الان پاسداری کردید تا حالا (و خداوند همه تان را تأیید کند) کوشش کنید در این مرحله دوم که مرحله حکومت عدل است، رژیم عادلانه است، رژیم اسلامی است، جمهوری اسلامی است، در این مرحله به وظائف پاسداری در این مرحله قیام کنید.(182)

مواظب باشید رفتارتان عادلانه باشد

پاسداری در این مرحله این است که از عدالت پاسداری کنید، از حکومت عدل پاسداری کنید. اگر خدای نخواسته فرض کنید یک نفر جوان مسمای پاسدار به دوستش، به منزل یک کسی، به خانه یک کسی، به مال یک کسی تعدی بکند، آن از پاسداری خودش همین طوری مخلوع است، لکن شماها جدیت کنید، او را هدایت کنید یا از صف خودتان کنارش بزنید، که ممکن است یک کار خلاف از یک نفر در یک جمعیت تحقق پیدا بکند و همه جمعیت به او آلوده بشود و بگویند پاسدارها اینطور هستند. یک وقت می گفتند که فلان آدم اینطوری است، یک وقت است می گویند پاسدارها اینجوری اند. کوشش کنید که مبادا یک همچو مطلبی پیدا بشود که گفته بشود که پاسدارها فلان جور هستند. خیلی کوشش لازم دارد. چنانچه ما آقایان هم باید کوشش کنیم به اینکه گفته نشود روحانیون اینجور هستند، آخوندها اینجورند امروز همه چشم ها دوخته به این کشور است و بیشتر چشم آنها که می خواهند مناقشه کنند، می خواهند اشکال تراشی کنند، می خواهند این نهضت ما را یک نهضت صحیح ندانند، چشم ها الان به این مطلب دوخته شده است و مناقشه می کنند، می نویسند در روزنامه های خارج، زیاد می نویسند. اینجا در روزنامه ها شاید با اشاره و این چیزها باشد، اما آنجاها با صراحت می نویسند. باید ما بهانه به دست آنها ندهیم. آنها خلاف می نویسند لکن اگر ما یک قدم خلاف برداریم، بهانه به دست آنها می آید و یک کار را هزار کار نمایش می دهند.
تکلیف امروز برای شما پاسدارها و ما هم که مدعی پاسداری هستیم تکلیف زیاد است، مشکل است. ببینید از این تکلیف الهی چطور امتحان خودتان را می دهید. حالا که پاسدار هستید، حالا که دارای اسلحه هستید، حالا که قدرتمند هستید ببینید که با این اسلحه خودتان، با این قدرت خودتان چطور با مردم رفتار میکنید، چطور با برادرانتان که همه کشور است، همه مردم است، رفتار می کنید، رفتار، رفتار عادلانه است و آنطور که اسلام میخواهد، تا بشوید پاسدار انقلاب اسلامی، یا خدای نخواسته از بعضی اشخاص بر خلاف باشد تا بشود پاسدار جنود شیطان و از پاسداری اسلام، مخلوع باشد و خدا او را قبول نکند. خداوند همه شما را و همه ملت ما را به وظایف خودمان آشنا کند و همه انشاء الله خدمتگزار باشیم به این ملت و به این کشور.(183)