فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

به عدالت با مردم رفتار کنید

من امیدوارم که همه تان سلامت و با سعادت باشید و همه مان و همه تان خدمتگزار به این مردم خصوصا به مستمندان، به ضعفا، عمده توجهات به این طبقه ای باشد که این طبقه احتیاج دارند. اینطور نباشد که مثل رژیم سابق که یک دسته بالاها را برایشان همه چیز فراهم کردند به علاوه که جیب هایشان راهم پر کردند و فرستادند و یک دسته هم زاغه نشین اطراف تهران که الان هم باز به همین طور هستند. اینها باید تبدل پیدا کنند، باید فرق باشد ما بین دولتی که میگوید من اسلام هستم و دولت اسلامی هستم با دولت هائی که طاغوتی هستند. یک فرقش هم این است که عنایت شما فرماندارها یا خدمتگزاران به خلق، به این طبقه ضعیف بیشتر باشد تا طبقه بالا. مبادا یک وقتی یک نفر آدمی که مثلا متمکن است و چیزدار است و با یک نفر آدم ضعیف، او را با آنکه آن یکی باید جلو باشد او را جلو بیندازید. من نمی گویم آن یکی را جلو بیندازید، می گویم عدالت باید باشد. البته در یک فرمانداری که با آن احتیاج دارند، نمی تواند همه را یکدفعه بپذیرد لکن روی عدالت باشد که آن آدمی که ضعیف است هم بپذیرید، آن یکی هم که غیر ضعیف است او را هم بپذیرد. حضرت امیر سلام الله علیه در یک محاکمه ای که مابین آنوقتی بود که خلیفةالله بود و خلیفه مسلمین بود و قضات هم خودش تعیین می کرد، یک محاکمه ای بود بین حضرت امیر و یک نفر غیر مسلم (یهودی ظاهرا بود) و قاضی خواست حضرت را، وقتی که رفت، تشریف بردند، آنطور است که با کنیه اسم حضرت را برد، گفت نه حق نداری، باید مساوی باشیم، در نشستن مساوی، در همه چیز مساوی وقتی هم که حکم بر خلاف کرد، پذیرفت. آن خلیفه بحق خدا بود و شماها باید به او اقتدا بکنید. همه ما باید اقتدا بکنیم. البته هیچ کدام طاقت نداریم مثل او باشیم لکن اینقدر که اگر نامه ما را بردند، آنجا بگویند اینها هم شیعه هستند، اینها هم تابعند. وقتی نامه های ما را بردند پیش امام زمان سلام الله علیه (در روایات است که هر هفته می برند، هفته ای دو دفعه) وقتی که می برند، اعمال ما جوری باشد که نمایش از این بدهد که ما تابعیم، ما آنطور نیست که خود سر بخواهیم یک کاری را انجام بدهیم.(179)

عدالت در قضاوت

قاضی یک نفر آدمی است که بدون اینکه هیچ نظری داشته باشد راجع به قضیه، اگر برادرش را آوردند پیشش که قضاوت کند، همانطور باشد که اگر دشمنان را آوردند، یعنی در قضا آنطور باشد، حکمی که می خواهد بکند بین برادرش و بین دشمنش، در حکم فرق نگذارد. نمی گویم در عوارض نفسانی، نخیر، در حکم یعنی همانطوری که برای برادرش حکم بحق باید بکند، برای دشمنش هم همانطور، علی السواء باشد پیشش همه. شما شنیده اید که حضرت امیر با آن ظاهرا یهودی بود که در محضر قاضی واقع شدند در صورتی که حضرت امیر رئیس بود، وقتی که احضارش کرد رفت پیش قاضی، قاضی وقتی که «ابا الحسن» به ایشان گفت، اشکال کرد به او که نه، به آن هم هر چه می گویی به من هم همین طور بگو. این دستوری است برای همه ماها که باید در مسند قضا یکی که نشست، همه ملت پیشش با یک نظر باشد، تمام نظرش به اجرای عدالت باشد. عدالت، در دشمنش هم به طور عدالت، در دوستش هم به طور عدالت. نه اینجا مسامحه بکند و نه آنجا سختگیری.(180)

8 - رعایت عدالت و امانت