فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

اگر مردم را تربیت کنید به یک تربیت سالم، کشور شما سالم می ماند

اگر مردم را تربیت کنید به یک تربیتی سالم و دعوت کنید به این که با خدا آشنا بشوند، با معارف الهی آشنا بشوند، با قرآن آشنا بشوند، اگر این طور شد، کشور شما سالم می ماند و به سایر جاها هم سرایت می کند قهری است این. الان هم ملاحظه می کنید که این مقداری که الان در دنیا سروصدا بلند است، منتها یک دسته سروصدا می کنند برای بازی دادن مردم و اظهار اسلام می کنند، اظهار این که باید قوانین اسلامی بشود بکنند، یک دسته هم واقعا مسلمان و دنبال این که اسلام باید باشد، این برای همین موجی است که از این جا بلند شده است و شما ملت اسلام این موج را راه انداختید.
و امیدوار باشید به این که خدا با شماست و شما مادامی که قدر بدانید از نعمت الهی، نعمت هایی که خدا به شما داده است، این نعمت وحدتی که به شما داده است، این نعمت انقلابی که به شما داده است، این جوان هایی که به شما داده است، انقلابی که / الان / در جبهه ها، الان هم مشغول به خدمت هستند، این اساتیدی که به شما داده است، همه اینها قدردانی می خواهد. ما باید همه را قدر بدانیم و از همه تشکر کنیم. و من از ملت ایران در همه مواردی که دارند عمل می کنند و در صحنه هستند، تشکر می کنم و به همه دعا می کنم. خداوند همه ملت های اسلامی را حفظ کند و به وظایف خودشان آشنا کند و ما را هم به وظایف خودمان آشنا کند که در این چند روزی که داریم آن طرف می رویم، لااقل توجه به آن جا باشد، اخلاد الی الارض نباشد.(170)

حکومت اسلامی است که انسان را رو به معنویات می برد

اسلام مثل حکومتهای دیگر نیست، اینطور نیست که اسلام فرقش با حکومت های دیگر این است که این عادل است و آنها غیر عادل، خیر فرقها هست یکی اش همین است، فرقهای زیاد بین حکومت اسلام و بین اسلام هست و ما بین رژیم های دیگر، یکی از فرقهایش هم این است که حکومت اسلام یک حکومت عادل است. آن اوصافی که در حاکم است چیست، آن اوصافی که در پلیس است چیست، آن اوصافی که در لشگری است چیست، آن اوصافی که در مثلاً سایر کارمندان دولتی است باید چه باشد، این یکی از فرقهاست، یک فرق نازلی است و بالاتر از این آن چیزهایی است که انسان را رو به معنویت می برد. اسلام آمده است که این طبیعت را بکشد طرف روحانیت، مهار کند. طبیعت را به همان معنایی که همه می گویند، آن هم می گویند اینجور نیست که به طبیعت کار نداشته باشد، تمدن را به درجه اعلایش اسلام قبول دارد و کوشش می کند برای تحققش و لهذا حکومت هایی که در اسلام بوده اند یک حکومتهایی بوده اند که همه جور تمدنی در آنها بوده است اما نظر به این نبوده است که در عین حالی که همان چیزهایی که در ممالک متمدن باشد، اسلام هم آنها را قبول دارد و کوشش هم برایش می کند، در عین حال آنها به این نگاه می کنند و همین است، او به این نگاه می کند که بکشدش طرف روحانیت، بکشدش طرف توحید. از این جهت فرق است مابین اسلام و غیراسلام، بین حکومتهای اسلامی و حکومتهای غیراسلامی، بین آن چیزی که مکتب اسلام آورده بامکتبهای دیگر، مکتبهای دیگر یک مکتبهای ناقص هست که خودشان خیال می کنند خیلی کامل است لکن حدودش تا همین دیدی است که دارند، بیشتر از این نیست.(171)

انبیا می خواهند که انسان درست کنند

مکتب اسلام دیدش تا آخر است، طبیعت را به آن دنیا می گویند، در لسان انبیا دنیا یعنی خیلی پست، پس کلمه دنیا خیلی پست اسفل سافلین هم که در قرآن هست همین طبیعت است و آثار طبیعت، بالاتر است اعلی علیین است، خدا می خواهد مردم را به اعلی علیین برساند از اسفل سافلین بکشاندشان تا اعلی علیین و این در غیر رژیم های انبیا جای دیگر اصلاً مطرح نیست. چکار دارند به اینکه مردم بشوند یک مردم الهی، به ما چه ربط دارد، اینجا خلاف نظم نکنند، اینجا کاری نکنند به حکومت ما ضرر بزند، هر چه می خواهند باشد. انبیا اینطور نیستند، انبیا به شما کار دارند، توی صندوقخانه هم که هستی به تو کار دارند. هیچ کس نیست، لکن حکم خدا هست دنبال شما. آنها می خواهند یک انسانی تربیت کنند که خلوتش و جلوتش فرقی نداشته باشد، همانطوری که خیانت نمی کند در جلوت و در پیش مردم برای اینکه از مردم ملاحظه می کند، انبیاء می خواهند که انسانی درست کنند که پیش مردمش و غیاب مردمش دیگر فرقی نباشد، هر درویش آدم باشد، وقتی که آدم شد، چه در خلوت آدم است، چه در بین مردم هم آدم است. نظرشان به این معنا هست و ما میلمان این است، آرزومان این است که یک همچو مکتبی در خارج بشود، تحقق پیدا کند، میل انبیاء هم همین بوده است، میل همه ما این است که ما یک حکومتی داشته باشیم، همانجور حکومتهائی در صدر اسلام بود که عدالت بود، همه اش عدالت بود و زائد بر او آن مسائلی که در قرآن کریم و در اسلام هست آنها هم باشد.(172)