فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

ما موظفیم خودمان عمل کنیم و دیگران را هم وادار کنیم

هر کدام ما موظفیم خودمان عمل کنیم و موظفیم دیگران را هم وادار کنیم، اگر یک همچو روحیه ای در یک ملتی پیدا بشود که انشاءالله امیدوارم پیدا بشود، اگر یک همچو روحیه تعاون معنوی همانطوری که در این برهه ای که انقلاب بود یک تعاون مادی پیدا شده بود، این هم معنا بود، اما معاونت راجع به این بود که اینهائی که می آمدند در خیابان ها تظاهر می کردند، خانه ها به آنها آب می دادند، غذا می دادند - عرض کنم - مردم کمک می کردند و معاونت می کردند، اگر یک روحیه معاونت معنوی پیدا بشود در انسان، در همه، که هر کس خودش را موظف بداند به اینکه علاوه بر اینکه خودش یک آدمی است که می خواهد عدالت بکند، وظیفه شناس است، پشت میز که نشسته کار خودش را که می کند و کار مردم را که می خواهد انجام بدهد، روی وظایف است، نه روی طمع است، نه روی ترس و خوف است، روی وظیفه است، آنطوری که وظایف شخصی خود را آدم عمل می کند برای خودش وظیفه می داند که برای بچه هایش لباس بخرد، این یک وظیفه ای است پیش آدم، نه خوف است و نه طمع. اگر انسان، آن کسی که متصدی یک کاری است، وظیفه بداند این را که من حقوق مثلا می گیرم وظیفه ام این است، نخیر، حقوق هم نمی گیرم وظیفه انسانی ام این است، وظیفه اسلامی ام این است که حالا که متکفل یک امری شدم و یک دسته ای به من محتاجند که کار آنها را راه بیندازم، کارها را تعویق نیندازم، همانقدری که می توانم، به هر ترتیبی که جریان دارد، جریان بدهم با رفاقت، جلو و عقب انجام ندهم، خلاف عدالت نکنم، اگر جلو و عقب انجام بدهم این همان کارهای طاغوت است، طاغوت در یک چیز کم، در یک شعاع کم چنانچه هر کداممان توجه به همین معنا داشته باشیم، هر کسی به خودش متوجه باشد، خودش را درست کند، اداره ای که دارای پانصد نفر مامور است، هر ماموری آن کاری را که به او محول است سرش را زیر بیندازد و کارش را انجام بدهد، یک اداره درست می شود، یک وزارتخانه درست می شود، باقی درست میشود، همه کشور درست می شود. اگر یک همچو چیزی در یک کشوری پیدا شد، این کشور مترقی است. کشور مترقی این نیست که سینماهای کذا داشته باشد و آن کارهایی که در آن می شد، یا مترقی آن است که مراکز فحشا آن قدر زیاد باشد، مشروب خوری آنقدر زیاد باشد، این انحطاط است. کشور مترقی این است که افرادش مترقی باشند، فرد مترقی آن است که وظیفه شناس باشد، وظایف اداری اش، وظایف الهی اش، اگر انسان وظیفه شناس شد یک انسان مترقی است، یک انسان عادل است. یک مملکتی اگر انشاءالله موفق بشویم. موفق بشوید به اینکه این مملکت، همه وظیفه شناس بشوند و جمهوری اسلامی بشود. جمهوری اسلامی این است که اداره مالی آن هم اسلامی بشود، اداره عدلیه اش هم اسلامی بشود. تحول باید پیدا بشود، تحول در نظام و تحول در افراد که این نظام را می خواهند پیش ببرند. به مجرد اینکه تحول در نظام هم باشد و تحول در افراد نباشد، فایده ندارد برای اینکه وقتی تحول در افراد نباشد، اگر حالا هم یک کسی، یک تحولی در نظام درست کند، فردا همین افرادند که این نظام را می خواهند پیش ببرند، همین افراد، نظام را معوجش می کنند، برخلاف می کنند.(141)

همه روی وظیفه شان عمل کنند

تحول در افراد، در روحیه افراد میزان است و این با این است که همه آقایان بنای بر این بگذارند که کارهایشان را روی وظیفه شان عمل بکنند، خودشان را ببینند در یک جمهوری اسلامی، ببینند در یک مملکتی هستند که راس این مملکت امام زمان سلام الله علیه مراقبشان هست، مامورهای مخفی دارد، ملائکة الله مأمورند، خودش را تحت مراقبت ببیند، بگوید که ما یک مملکتی الآن هستیم که یک مراقبی داریم معصوم و ماتحت مراقبت هستیم، اعمالمان باید یک اعمالی باشد که یک وقتی به عرض ایشان رسید، راضی از ما باشند. در هر جا که کار می کنید، شما برای مسلمان ها می خواهید خدمت بکنید. دولت ها خدمتگزار مردم هستند، نه فرمانفرما. این رژیم طاغوتی است که مثلا یک نخست وزیرش، یک رئیس جمهورش فرمانفرمایی بخواهد بکند. این طاغوت، همین است. بله، این مقداری که وظیفه هست که امر و نهی بکند، وظیفه است بکند، اما بخواهد زاید بر آن وظیفه فرمانفرمایی بکند، حالا که رسیده به اینجا سوء استفاده بکند، این همان رژیم طاغوتی است حالا دستش به زیادتر نمی رسد یا خوف دارد از اینکه مردم به او اشکال بکنند، اگر دستش باز بشود، همان کارهایی که محمد رضا می کرد شاید من هم بکنم اگر دستم برسد.(142)

باید محتوی را اسلامی کرد

تا تربیت یک تربیت صحیح نباشد، فایده ندارد. و شما آقایان انشاءالله من امیدوارم و از خودتان، رفقایتان، دیگران، سفارش کنید همه که ما الان در یک نظامی واقع شده ایم که ما می گوئیم ما اسلامی هستیم، شما یک گروه اسلامی هستید الان. یک گروه اسلامی اگر همان ادعا باشد، خوب، همه عالم می توانند ادعا کنند، مگر محمدرضا نمی گفت من مسلمانم، قرآن هم طبع می کرد، خدمت حضرت رضا هم می رفت و می ایستاد و برایش زیارت نامه هم می خواندند و نماز هم می خواند و همه این کارها را می کرد اما نبود اینطور. ما اگر بخواهد رژیممان اسلامی باشد و این ادعایی که می کنیم که ما مسلم هستیم و ما طرفدار اسلام هستیم و طرفدار رژیم اسلامی هستیم باید این قدم را هم برداریم که مهمش این قدم است که محتوای یک مملکتی اسلامی باشد، هر جایش برویم در مملکت اسلامی رفتیم، نه اینکه وقتی رفتیم بازار، ببینیم بازار همان بازار و همان رباخوری و همان اجحاف و همان گرانفروشی بیجا و همان ها و بعد هم فریاد می کنند که اسلام، بعد هم چراغانی می کنند خیال می کنند با این می شود امام زمان را بازی داد، نمی شود تا یک نوری در قلب ما پیدا نشود فایده ندارد، هر چه هم از این اعمال بکنیم اعمال است. خیر، از این اعمال همه می کنند باید این اعمال بشود، نه اینکه اینها نشود، این اعمال بشود، پیوند با قلب داشته باشد، با قلبمان یک کاری کنیم که این عمل را قلب ما آورده باشد. در هر صورت ما الان در یک جمهوری لفظی اسلامی هستیم، نه جمهوری اسلامی، جمهوری، طرح جمهوریت است، حالا طرحش هست، طرحش هم حالا تمامی باز نیست. وقتی مملکت ما جمهوری اسلامی است که همه چیزش اسلامی باشد. هر چه ناقص باشد جمهوری اسلامی ناقص ما داریم، حالا جمهوری اسلامی لفظی داریم. اگر چهار تا اداره مان درست بشود، یک جمهوری اسلامی ناقصی باندازه این اسلامی شده، اگر انشاءالله همه آن اسلامی بشود آنوقت مدعی هستیم، ادعای ما این است که جمهوری اسلامی و این ادعا صحیح است و از ما می پذیرند این را و این را هم نباید هر یک فکر کند که دیگران بشوند تا من بشوم، هر کس باید آن کاری را که می کند آن کار را خوب انجام بدهد. شما شبیه خوان های سابق را دیده اید، این شبیه که می خواندند، شمر خوب آن بود که خوب شمر باشد، اگر آن شمر بنا بود که یک کاری بکند که سیدالشهدا باید کند، این خوب شمری نیست، سیدالشهدا بر حسب شبیه هم آن است که آن عمل را خوب انجام بدهد، اگر آن عمل را خوب انجام بدهد یک شبیه خوان خوبی است. هریک ما باید آن عملی که دستش می دهند خوب انجام بدهد، نرود سراغ اینکه دیگران چه می کنند، بخواهد دخالت کند در کار دیگران. نه، دخالت در کار دیگران نکنید، شما آن کاری که به آن موظف هستی همان کار را خوب انجام بده، برادرت هم که پهلویت نشسته اگر انجام خواست بدهد، دیدی یک خلافی می خواهد بکند به او بگو که آقا ما جمهوری مان اسلامی است. جمهوری اسلامی معنایش این است که عدالت باشد عدالت این است که این آدمی که الان احتیاج به من دارد، از خارج آمده الان، از راه دور آمده، به این اداره احتیاج دارد، زود رسیدگی بشود به احتیاج این. اینطور نباشد که یک کسی که آشنای ما هست، جلو کارش را انجام بدهیم، یک کسی که خیر، غریبه هست، عقبتر انجام بدهیم و هکذا چیزهایی که شما می دانید می شود، این چیزهایی که می شد، دیگر نگذارید بشود.(143)