فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

باید تمام امیال خویش را فدای میل اسلام کنیم

و لهذا فرضا که شما ملاحظه کنید که، یا آنها ملاحظه کنند که بعضی ها مخالف مثلا میل شان یا موافق چه عمل می کنند، امروز نباید انسان امیال خودش را به نظر بگیرد. یک روزی که گرفتاری اسلام و حیثیت اسلام در میان است و می بینید که همه قدرتمندها و همه تبلیغات بر ضد همه هست و از اول هم بر ضد همه و خصوص پاسدار عزیز بوده است، باید انسان تمام امیال خودش را فدای میل اسلام، - بکند - حکم و احکام اسلام بکند همانطور که شما و همه این رزمندگان ما واقعاً یک چهره هائی هستند که انسان از خودش خجالت می کشد که با آنها مواجه بشود کسانی که جان خودشان را که سرمایه همه چیز است دیگر برای انسان، این را فدا دارند می کنند برای اسلام و ماها این توفیق را نداریم، نمیتوانیم، منتها دعا می کنیم به شما. وقتی بنا شد که شما یک همچو تحفه ای را دارید به اسلام تقدیم می کنید، آنوقت اگر - فرض کن - یک چیزی مخالف میل تان شد، باید با آن مخالف میل، با میل خودتان یک قدری مبارزه کنید این مبارزه باطنی است که لازم است انسان داشته باشد همیشه و همیشه مواظب باشد.(136)

هدف از انقلاب تحقق اسلام بود

ما تا حالا که این جمهوری اسلامی را، همه شماها زحمت کشیدید و همه قشرهای ملت متحد شدند با هم و خون ها را دادند و زحمت ها کشیدند و زجرها را کشیدند و این سد را شکستند و رأی به جمهوری اسلامی هم دادند، این برای این نبود که فقط حریف را از میدان در بکنند و خودشان به جای او بنشینند، این برای این بود که یک رژیم فاسد را تبدیل کنند به یک رژیم صحیح، رژیم عادل که وقتی رژیم عادل تحقق پیدا کرد و احکام اسلام آنطوری که باید تحقق پیدا کرد، آنوقت افراد اگر عمل کنند، راه صحیح واقعیت را پیدا می کنند و رژیم هم اگر چنانچه اسلامی باشد و عمل، عمل اسلام باشد و همه نظام، نظام اسلام باشد، یک نظام عادلانه ای که به هیچ یک از افراد تعدی نشود، در هر اداره ای بروید آنجا اسلام را ببینید، در هر بنگاهی بروید آنجا هم ببینید اسلام هست، اینکه حکومت می کند اسلام حکومت بکند، غیر اسلام در کار نباشد. ما تا حالا نرسیدیم به این. ما رای دادیم به اینکه جمهوری اسلامی باشد، حالا هم رژیم ما جمهوری اسلامی است اما اینطور نیست که ما تا رای دادیم، جمهوری اسلامی، یک جمهوری اسلامی شده باشد، فقط نظام الان نظام جمهوری اسلامی و دنیا هم شناخته ایران را به اینکه اینجا رژیمش جمهوری اسلامی است اما اسلام که این را نمی خواسته که ما یک رای بدهیم و بگوییم جمهوری اسلامی، اسلام می خواسته که در رژیمش اینطور باشد که هر جا پا بگذاری احکام اسلام باشد، غیرش نباشد.(137)

باید همه فکر این معنا را بکنیم که رژیممان را اسلامی کنیم

اگر ما با همه زحمت ها، با همه خون دادن ها به این جا رسیدیم که جمهوری اسلامی، و باز رهایش بکنیم تمام کارهایمان هدر رفته، یعنی طاغوت فرق نمی کند که محمدرضا باشد یا من و شما. حیطه شعاع عملیات مختلف است یک کسی طاغوت است در خانواده خودش، یک کسی طاغوت است در خودش و همسایه هایش، یک کسی طاغوت است در محله اش، یک کسی در شهر، یک کسی هم در یک استان، یک کسی هم در سطح کشور. در طاغوتی فرقی نیست، در شعاع عمل فرق است. همین طاغوتی که در خانواده خودش طاغوت است، اگر دستش برسد در محله هم طاغوت است، اگر دستش برسد، در همه سطح کشور طاغوت است، برای اینکه خودش وقتی طاغوت هست دیگر شعاع عمل کم و زیادش پیش او فرقی ندارد، دستش نمی رسد، دستش برسد همان کارهایی که محمد رضا می کرد، این آدم هم همان کارها را می کند تا تربیت اسلامی و انسانی و تحت تربیت انبیا کسی نباشد، دستش نمی رسد و الا وقتی دستش برسد همه آن کارها را می کند حالا هم خیال می کند نمی کند. این آدمی که در منزل خودش ظلم می کند، در منزل خودش تعدی بر اولادش، بر فرزندش، بر خادمش می کند این اگر زیادتر بشود خدمه اش، زیادتر بشود اولادش، زیادتر بشود تابعش همان قدر که آنها زیادتر می شوند این وسعت ظلمش زیاد می شود، برای اینکه آدم ظالم است. ظالم اگر ده نفر تحت سیطره اش باشند، ظلمش به اندازه ده نفر است، اگر سی و پنج میلیون جمعیت هم باشند، ظلمش به اندازه سی و پنج میلیون نفر است، آدم، همان آدم است برای اینکه آدم نشده است، یک موجود طاغوتی شیطانی است. این موجود طاغوتی شیطانی اگر تحت سیطره انبیا نرود، تحت تعلیم و تربیت انبیا نرود هیچ فرقی مابین این فرد با آن فردی که یک عالم را دارد می چاپد، در روحیات نیست، در عمل هست از باب اینکه این دستش نمی رسد، او دستش می رسد. اینهایی که مثلا فرض کنید در ایران سیطره داشتند مثل محمد رضا اگر در عراق هم سیطره اش می رفت همین ظلم هائی که اینجا می کرد آنجا هم می کرد، اگر در همه ممالک اسلامی هم سلطه پیدا می کرد همین کارهایی که اینجا می کرد در همه می کرد، اگر در همه عالم هم سلطه پیدا می کرد همان مطلب بود. می بینید که این ابرقدرت ها که دستشان را همه جا دراز می کنند، دستشان را همه جا دراز می کنند برای چاپیدن، آن آدمی که چاپیدنش یک حدود خاص داشت وقتی که شد رئیس، یک قدری وسعت پیدا می کند و همان کارها را هم آنجا می کند. گمان نکنید که من و شما اگر دستمان برسد به آنها نکنیم، تا آدم نشویم همان حرف ها هست، باید همه فکر این معنا را بکنیم که رژیممان را رژیم اسلامی بکنیم.(138)