فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

ضعف نفس ما سبب سلطه اجانب می شود

ملت عدالت می خواهد، اطاق بزرگ نمی خواهد. ملت وزارتخانه می خواهد وزارتخانه اسلامی، نه آن وزارتخانه کاخ دادگستری، کاخ نخست وزیری، کاخ وزارت، هی کاخ. کاخ مال ملت است اینها را نکنید اینطور. این تزئیناتی که الان در این کاخ ها موجود است، علاوه بر اینکه بسیاریش یا بعضیش از محرمات است و حتما باید دولت این را توجه کند به آن، دولتی که می گوید دولت اسلامی است و هستند نباید تحت تاثیر واقع بشود و هر طوری سابق بوده حالا همانطوری که در زمان محمدرضا شاه خان، بوده است حالا هم همان فرم باشد. پس شما چکاره اید؟ تو که می گویی من مسلمان هستم، چکاره هستی؟ ما یکی یکی باید بگوئیم چه؟ دانه دانه باید بشمریم؟ اینها باید اصلاح بشود و شماها من می دانم شما مسلمانید، من همه افراد اینها را، بعضی شان را می شناسم، بعضی شان را هم معرفی کرده اند به من، اینها همه متعهدند، همه مسلمانند لکن ضعیف النفسند. می ترسند که مبادا یک وقت مهمانی از اجانب بیاید در کاخ دادگستری یا در کاخ نخست وزیری و اینجا ببیند که یک چیز محقری است، باید حتما به فرم غرب باشد. ضعیفید آقا، تا ضعیفید زیر بار اقویا هستید. آنوقتی که نفس شما قوی شد و اعتناء نکردید اعتناء به این زخارف نکردید آنوقت است که از شما حساب میبرند. صدر اسلام را مطالعه کنید ببینید چه جور بوده وضع، آنهایی که ممالک را فتح کردند، آنهایی که دنیا را گرفتند، آنهائی که قدرتشان را بر عالم نشان دادند، زندگیشان چه جور بود؟ وقتی حریر فرش کرده بودند در یکی از دارالسلطنه ها، این جوانهای اسلام آمدند آنجا گفتند «اگر چه حرام نفرموده است فرش حریر را لکن چون لباس حریر را اینطور نقل میکنند حرام فرموده، ما روی فرش حریر هم نمی نشینیم» با سر شمشیر در حضور سلطان کنار گذاشتند اینها را و روی زمین نشستند. اینها آدم بودند، اینها قوی بودند. آن کسی که در رأس بود، در زندگی از همه افراد پایین تر بود، شاید در یمامه شاید در سرحدات یک نفر باشد که گرسنه باشد، یک نفر باشد که درست نتواند زندگی خوب بکند، بنابراین من اینجا که هستم باید زندگیم این باشد یعنی یک لقمه نان با یک قدری نمک. این حکومت ما بود و ما هم البته قدرت نداریم ولی خودشان فرمودند شما قدرت ندارید لکن اعینونی بالورع و الاجتهاد بالتقوی و الورع... والاجتهاد اعانت کنید امیر المومنین سلام الله علیه را.(112)

روی پای خود محکم و استوار بایستید

مسأله ای را که می خواهم اکیدا به شما تذکر دهم این است که این معنا که «نمی شود با قدرت های بزرگ طرف شد» را از گوش هایتان بیرون کنید. شما بخواهید، می توانید زیرا پشتیبان شما خداست. این زمزمه هائی را که ابرقدرت ها به وسیله ایادیشان کرده اند که تا متکی به یکی از دو قدرت نشوید نمی توانید به زندگی خود ادامه دهید، صد در صد غلط است. به روی پای خودتان بایستید و محکم و استوار با خدا باشید و سعی کنید تا قبل از هر پیشرفتی در انسانیت پیشرفت کنید، در این صورت خداوند ما را یاری خواهد کرد تا بتوانیم استقلال و آزادی و اسلام مان را حفظ کنیم.(113)

تزلزل در تصمیم کارها را شکست می دهد

هر کاری را که انسان شروع می کند نمی شود که در همان روزهای اول هر چه را که می خواهد انجام بگیرد. اینکه شما می گوئید که کاری نکرده ایم، همین که در صدد هستید که کار خوب انجام بدهید، این بزرگترین کاری است که انجام گرفته است. انسان اول که می خواهد یک مقصدی را، مقصد بزرگی را شروع کند، تصمیم گرفتن برای او شاید از مشکل ترین کارهائی است که انسان مبتلا به آن است. یک کار بسیار بزرگی که ارشاد یک ملت است و بیشتر ارشاد نصف یک ملت است که بانوان باشند، این کار مشکلات زیاد دارد و تصمیم به این کار خودش یک کار مهمی است که شما تصمیم را گرفته اید و بعد از تصمیم هیچ به خودتان تزلزل و سستی راه ندهید برای اینکه اگر چنانچه انسان تصمیم به یک امری گرفت ولی متزلزل باشد در اینکه آیا می تواند این کار را درست تا آنجا که می خواهد و آرزو دارد عمل کند، این تصمیم گیری با این تزلزل نمیتواند کار را درست انجام بدهد. باید همانطور که شما تصمیم گرفتید جازم باشید، امیدوار باشید که این عمل را می توانید انجام بدهید و اگر بخواهید، می توانید انجام بدهید. شما دیدید که کارهای بزرگی که در ظرف این دو سال در این کشور انجام گرفته است و تحول بزرگی که پیدا شده است بعد از قرن ها ستمکاری، این کار در عین حالی که بسیار بزرگ بود و شاید بسیاری از این متفکرین و روشنفکرها احتمال اینکه بشود این کار انجام بگیرد، نمی دادند، معذلک چون ملت تصمیم گرفت و در تصمیمش جازم بود، متزلزل نبود، این کار انجام گرفت و حالا هم انشاءالله باز مصمم باشد ملت و جازم باشد به اینکه به پیروزی نهائی می رسد، همین تصمیم و جازمیت او را به پیروزی خواهد رساند.(114)