فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

4 - اعتماد به نفس

باید خود گم کرده را پیدا کنیم و اعتماد به نفس داشته باشیم

عمده این است که شما دو جهت را در نظر بگیرید که من کرارا عرض کردم، یکی اعتماد به خدای تبارک و تعالی که وقتی که برای او بخواهید کار بکنید به شما کمک می کند، راه را برای شما باز می کند، در هر رشته که هستید راه های هدایت را به شما الهام می کند و یکی اتکال به نفس، اعتماد به خودتان. شما خودتان جوان هائی هستید که می توانید همه کارها را انجام بدهید. مخترعین ما می توانند در سطح بالا اختراع بکنند، مبتکرین ما می توانند در سطح بالا ابتکار کنند به شرط اینکه اعتماد به نفس خودشان داشته باشند و معتقد بشوند به اینکه «می توانیم». در رژیم سابق نمی توانیم را در بین همه قشرها شایع کردند به همه گفتند ما «نمی توانیم» و باید تواناها بیایند و به ما تعلیم بدهند، آنها هم که می آمدند تعلیم نمیدادند، شماها را وابسته می کردند. امروز که دست همه آنها بحمدالله قطع شده است و دیگر برای آنها جایی در این کشور باقی نمانده است این شما جوان های کشور هستید که در هر جا هستید باید به فکر آتیه کشور خودتان باشید، حال کشور خودتان باشید. و لازم است که با این دو خصیصه، اتکال به خدای تبارک و تعالی، اطمینان به نفس، با این دو خصیصه به پیش بروید و بعد از مدت کوتاهی خواهید دید که راه های سعادت بر شما باز می شود و قدرت های بزرگ طمع شان قطع می شود.(110)
خلاصه مطلب ما باید این را بفهمیم که همه چیز هستیم و از هیچ کس کم نداریم. ما که خودمان را گم کرده بودیم باید این خود گم کرده را پیدا کنیم و این فکر که بر ما تحمیل شده بود که «اگر دست خارج کوتاه شود می میریم» را با تمام قدرت از بین ببریم. و دیدید که ملتی با دست خالی در مقابل ابرقدرت ها و قدرت ها ایستاد و این حرکت موجی برداشت که به امید خدا به این زودی ها نمی ایستد.
امیدوارم همه آقایان کمک کنند تا فرهنگ مان و فرهنگ اسلامی مان، فرهنگی که شیخ الرئیس را درست کرده است را بازیابیم. تکرار می کنم ما باید باورمان شود که چیزی هستیم. اگر اعتقاد پیدا کردیم که می توانیم هر کاری را انجام دهیم، توانا می شویم. شما هم اعتقاد پیدا کنید که می توانید. مغزها باید شستشو شود و مغزهائی که به خود متکی است جای آن را بگیرد. خداوند همه شما را حفظ کند.(111)

ضعف نفس ما سبب سلطه اجانب می شود

ملت عدالت می خواهد، اطاق بزرگ نمی خواهد. ملت وزارتخانه می خواهد وزارتخانه اسلامی، نه آن وزارتخانه کاخ دادگستری، کاخ نخست وزیری، کاخ وزارت، هی کاخ. کاخ مال ملت است اینها را نکنید اینطور. این تزئیناتی که الان در این کاخ ها موجود است، علاوه بر اینکه بسیاریش یا بعضیش از محرمات است و حتما باید دولت این را توجه کند به آن، دولتی که می گوید دولت اسلامی است و هستند نباید تحت تاثیر واقع بشود و هر طوری سابق بوده حالا همانطوری که در زمان محمدرضا شاه خان، بوده است حالا هم همان فرم باشد. پس شما چکاره اید؟ تو که می گویی من مسلمان هستم، چکاره هستی؟ ما یکی یکی باید بگوئیم چه؟ دانه دانه باید بشمریم؟ اینها باید اصلاح بشود و شماها من می دانم شما مسلمانید، من همه افراد اینها را، بعضی شان را می شناسم، بعضی شان را هم معرفی کرده اند به من، اینها همه متعهدند، همه مسلمانند لکن ضعیف النفسند. می ترسند که مبادا یک وقت مهمانی از اجانب بیاید در کاخ دادگستری یا در کاخ نخست وزیری و اینجا ببیند که یک چیز محقری است، باید حتما به فرم غرب باشد. ضعیفید آقا، تا ضعیفید زیر بار اقویا هستید. آنوقتی که نفس شما قوی شد و اعتناء نکردید اعتناء به این زخارف نکردید آنوقت است که از شما حساب میبرند. صدر اسلام را مطالعه کنید ببینید چه جور بوده وضع، آنهایی که ممالک را فتح کردند، آنهایی که دنیا را گرفتند، آنهائی که قدرتشان را بر عالم نشان دادند، زندگیشان چه جور بود؟ وقتی حریر فرش کرده بودند در یکی از دارالسلطنه ها، این جوانهای اسلام آمدند آنجا گفتند «اگر چه حرام نفرموده است فرش حریر را لکن چون لباس حریر را اینطور نقل میکنند حرام فرموده، ما روی فرش حریر هم نمی نشینیم» با سر شمشیر در حضور سلطان کنار گذاشتند اینها را و روی زمین نشستند. اینها آدم بودند، اینها قوی بودند. آن کسی که در رأس بود، در زندگی از همه افراد پایین تر بود، شاید در یمامه شاید در سرحدات یک نفر باشد که گرسنه باشد، یک نفر باشد که درست نتواند زندگی خوب بکند، بنابراین من اینجا که هستم باید زندگیم این باشد یعنی یک لقمه نان با یک قدری نمک. این حکومت ما بود و ما هم البته قدرت نداریم ولی خودشان فرمودند شما قدرت ندارید لکن اعینونی بالورع و الاجتهاد بالتقوی و الورع... والاجتهاد اعانت کنید امیر المومنین سلام الله علیه را.(112)