فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

3- غذای ساده

ما البته نمی توانیم یک حاکمی مثل حضرت امیر پیدا کنیم که حکومت کند، که وضع زندگیش آنطور باشد اما خوب ما توقع نداریم که برسیم به یک حاکمی که زندگیش آنطور باشد که وقتی شب آخری که شبی است که (خوب سلطنت دارد بر، حالا من جسارت میکنم بگویم سلطنت، خلافت دارد بر یک همچو ممالک طویل و عریض) می خواهد که شهید بشود حضرت، یعنی ضربت خورد، مهمان بود به منزل یکی از دخترها، دخترهای خودشان، وقتی که برایش به حسب تاریخ نمک آوردند و شیر آوردند رو کرد که تو چه وقت دیده بودی که من دو تا چیز داشته باشم، می آید نمک را بردارد، می فرماید که نه شیر را بردار، من همان نمک را می خورم. البته ما نمی توانیم یک همچنین حکومتی پیدا بکنیم اما می توانیم که یک حکومتی که دزد نباشد پیدا کنیم، یک حکومتی که مال مردم را اینقدر نخورد، اینقدر نچاپد، اینقدر ندهد به مردم. ما دنبال این هستیم که حالا یک حکومتی پیدا کنیم که اینطور نباشد که اموال مسلمین را خرج خودش و عائله اش بکند و یک مقداریش را، زیادترش را هم بدهد به آمریکا، بدهد به شوروی و بدهد به سایر ممالک دیگر تا آنکه تخت و تاجش محفوظ بماند.(94)
اینها با هفت معاء می خورند با هفت معاء، اصلا اعتنا به این که یک ملتی است که این ملت باید زندگی بکند، ندارند، هر روز، هر روز نه البته، بسیاری از اوقات به ما می نویسند که اجازه بدهید فلان جا حمام درست کنیم پس چه شد این حرف های شما که می گوئید همه ایران در رفاه هستند؟ همه ایران در رفاه هستند و بچه هایشان را می فروشند؟! برای گرسنگی در رفاهند همه ایران؟ چه رفاهی الان برای ایران هست؟ بازار ایران را دارند الان چپاول می کنند که یک مقداریش را خرج این جشن مفتضحانه بکنند، باقیش هم خودشان مصرف کنند یا مامورین مصرف کنند. سرمایه های مردم و مسلمین بیچاره را صرف این می کنند واز بودجه خود مملکت چقدرها، چقدر میلیون ها، ده ها میلیون خرج یک همچنین ملعبه ای، یک همچنین مضحکه ای می کنند، برای چه؟ برای هوای نفس، همین که گفته بشود که ما آنیم که جشن گرفتیم و ما مفاخرمان این است که آقا محمد قجر داشتیم، مفاخرمان این است که نادر قلی داشتیم یک آدم مزخرف سفاک این آدم بود که خدا می داند چه ها کرد. اینها جشن دارند؟! مسلمین باید عزا بگیرند برای این طور حکومتها.(95)

4- رفتار حضرت امیر (علیه السلام)

جشن برای آنی باید بگیرند که وقتی که احتمال این را می دهد که در آخر مملکت یک گرسنه ای باشد، به خودش گرسنگی می دهد. کسی که کنار مسجد، دارالاماره اش و دکة القضاه. او، همین مسجد کوفه یک گوشه ای از مسجد کوفه دکه القضاه او در آن هست و روی زمین می نشیند و یأکل کما یأکل العبید و یمشی کما یمشی العبید وقتی هم پیراهن گیرش می آید پیراهن نو را به قنبر می دهد، پیراهن کهنه را خودش بر می دارد و آستینش هم که بلند است پاره میکند همان طور می پوشد و می رود خطبه می خواند، یک مملکتی هم دارد که ده مقابل مملکت ایران است، این جشن دارد.(96)

5- پوشاک ساده

ما در تولد حضرت امیر جهات معنویش/ را از/ دست ما ازش کوتاه است ما نمی توانیم از این جهات معنوی ای که در ایشان بوده است حتی یک جمله موافق با واقع نمی توانیم عرض کنیم، لکن بعضی از جهات که مربوط به خود جهت مادی است و جهات اجتماعی است، آن را می شود گفت. شما ملاحظه کنید که یک نفر که خلیفه مسلمین است، زمامدار امور است، خلیفه است، این چه وضعی داشته است، در حالی که خلیفه است می خواهد نماز جمعه بخواند، لباس زیادی ندارد، می رود بالای منبر، آن لباسی که دارد حرکت می دهد - به حسب نقل - تا خشک بشود، دو تا لباس ندارد. یک کفشی را که خودش وصله می کرده است، کفاشی می کرده است، ازش می پرسند/ می گوید/، حضرت می فرماید که این کفش به نظر شما چقدر ارزش دارد، می گویند هیچ می گوید که: «امارت بر شما هم، خلافت هم، در نظر من مثل این کفش و پایین تر از این کفش است، مگر این که اقامه عدالت کنم». شما کجا سراغ دارید که یک نفر خلیفه باشد و وضعش این طور باشد؟ حضرت امیر سلام الله علیه حقیقتا مظلوم است و مظلوم بوده است، حتی در بین شیعیان هم مظلوم است. وقتی می خواهند تعریف کنند از حضرت امیر، تعریف می کنند به چیزهایی که بر خلاف واقع است و توهین به حضرت است، مثلا می گویند که انگشترش را که می خواسته هدیه بدهد به فقیر، قیمتش خراج شامات بوده است! آن کسی که لباسش آن است، انگشتر می پوشد که قیمتش خراج باشد؟! این یک دروغی است که اگر روایت هم داشته باشد، دروغ است - در صورتی که ندارد - وقتی میخواهند معرفی کنند حضرت امیر را، به این جهات معرفی می کنند، به همین جهات چیز یا آنهایی که عارف لفظی هستند - عرفان حقیقی که کم است در دنیا - آنها هم وقتی که می خواهند از حضرت نقل کنند، یک حرف های درویشی نقل می کنند. آنی که هست واقعیتش را که نمی دانند، و این جهات ظاهری هم که حضرت داشته است برای جهالت هائی که بوده است، منحرف کردند از واقعیتش، خیال کردند تعریف حضرت امیر به این است که انگشترش چقدر قیمت داشته باشد و مثلا چه باشد. یک زندگی عجیب و غریبی برای حضرت امیر.
شما خلافت در آن وقت یک وضع خاصی داشته است، خصوصاً آن خلفای از معاویه به پایین، یک سلطنتی بوده است و در / همین عصر که / در همان عصر که معاویه آن بساط سلطنتی را راه انداخته بود، حضرت امیر مثل یک فعله می رفت کار می کرد، مثل یک عمله می رفت کار می کرد و آب راه می انداخت و بعد همان جا می گفت این آب صدقه است. آب راه نمی انداخت برای خودش، وضع زندگی این بوده است. ما اگر بخواهیم از ایشان تقلید کنیم نمی توانیم، حقیقتا نمی توانیم تقلید کنیم، قدرت این معنا را ما نداریم. اما خود ایشان هم فرمودند که شما نمی توانید، اما تقوا می توانید داشته باشید. می توانید که تقوا داشته باشید، می توانید که با خدا باشید، توجه به خدای تبارک و تعالی داشته باشید.(97)