فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

2 - جلب رضای خدا

خودی را کنار بگذارید و خدا را توجه کنید تا مسائل دیگر حل شود

در همه امور، در تمشیت همه امور باید انسان آنچه را که مصلحت اسلام است، کسانی که متصدی امور هستند آن چیزهایی که مصلحت اسلام است، آن چیزهایی که مصلحت ملت اسلام است، در نظر بگیرند. از هواهای نفسانی که سرچشمه همه فسادها هست، جلو بگیرند. گمان نکنند که ما حالا این جا را می خواهیم کافی است، خیر! هیچ چیز برای انسان کافی نیست. قلب انسان قدرت مطلق طلب است، یعنی قدرت خدا می خواهد فانی در او بشود و این حد ندارد، لاحد است. لکن چون ما مطلع نیستیم، نمی فهمیم از این جهت گمان می کنیم این چیزها را می خواهیم و همه عذاب های انسان برای همین است که نمی داند چی می خواهد. این چند روز دنیا رفتنی است، این ریاست ها رفتنی است، آنچه که به جا می ماند این است که ما چه کردیم و در محضر مقدس حق تعالی چکاره هستیم. این اگر اصلاح بشود، همه چیز اصلاح می شود. و من امیدوارم که برای همه و خصوصاً آنهایی که کارهای کلیدی در دست شان است، این مسأله حل بشود و اگر حل شد، مسائل دیگر هم حل می شود. در این حکومتی که الان در پیش دارید و در این دوره تازه توجه کنید که کارهایی را که می خواهید انجام بدهید، کارهایی باشد که همه اش صلاح کشور و صلاح اسلام باشد. دانشگاه ها را در مدنظر بگیرید که اسلامی بشود و اگر دانشگاه ها اسلامی بشود، مسائل ما در آتیه هم حل است. در نظر بگیرید که افرادی که برای اسلام مفید است، انتخاب کنید، خودی را کنار بگذارید و خدا را توجه کنید. اگر این مسأله در هر انسانی حل بشود، همه مسائلش حل شدنی است.
خداوند به همه توفیق بدهد که راه مستقیم الهی را به پیش بگیرند و بگیریم و به این راه مستقیم پیش برویم. صراط که در روایات هست که ادق(64) از مو، مثلاً تاریکتر است از شب، چه و چه و در بعض روایات هست که صراط از متن جهنم می گذرد، یعنی توی آتش عبور می کند، آتش محیط است، نه رو. ملاحظه کنید آن جا باید عبور کرد و در این دنیا از همین جا صراط است تا غیرمتناهی و این صورت در آن عالم به آن نحو نمایش پیدا می کند. در این راه که دارید، توجه کنید که مستقیم باشد، صراط مستقیم باشد، شرقی و غربی نباشد. جوان ها را تربیت کنید به این که مستقیم باشند، خداخواه باشند. ادارات را اصلاح کنید و همه چیز را. برای این مردم ستمدیده خدمت کنید، این مردم که شما را به این جا رسانده اند و اگر اینها نبودند حالا یا در حبس ها بودید یا در قبرستان ها. برای اینها باید خدمت بکنید، همه مان خدمت بکنیم، هرکس به هر اندازه ای که می تواند. بزرگترین چیز تقواست که قرآن و حدیث در آن، آن قدر پافشاری کردند که انسان متقی باشد، مواظب خودش باشد، که مبادا با زبانش، با چشمش، با گوشش به مردم ظلم کند. عدالت را اجرا کنید، عدالت را برای دیگران نخواهید، خودتان هم بخواهید. در رفتار عدالت داشته باشید، در گفتار عدالت داشته باشید، تشریفات را کم کنید و این ملت را خدمتگزار باشید.(65)

حق را ملاحظه کنید و آنکه مرضی خداست

و من امیدوارم که خداوند تبارک و تعالی به شما آقایان که برگزیده این ملت هستید برای این مسأله ای که در قانون اساسی است و برای تعیین رهبر - و شورای رهبری - یا شورای رهبری توجه به این معنا بسیار داشته باشید که آیا تعیین فلان آدم که در ذهن من است، برای خدا من می خواهیم تعیین کنم یا چون دوست من است، چون رفیق من است؟ و آن که می گوید این صلاحیت ندارد، برای خدا دارد این حرف را می زند یا برای اینکه مثلاً رقابتی با او دارد؟ شک نکنید که - مسأله - ما نباید پیش خودمان به خودمان تعمیه کنیم. شک نکنید که اینها ریشه اش - اصل - اصل ریشه اش در نفس انسان است و انسان تا آن دم آخر، آنوقتی هم که میخواهد بمیرد این ریشه هست، آنوقت بیشتر هم شاید ظاهر بشود. یکی از علمای قزوین رحمه الله گفتند که من رفتم بالای سر یک کسی که محتضر بود گفت به من که آن ظلمی را که خدا به من کرده است هیچ کس به هیچ کس نکرده، برای اینکه من این بچه ها را با ناز و نعمت بزرگ کرده، حالا دارد من را می برد و این مسأله خطرناک است برای انسان، خطر جدی دارد برای انسان که انسان گمان کند شیطان از او دست بر می دارد در آخر عمر. از حالا، حالا که فرصت هست - وقتی پیرمرد شدید مثل من دیگر نمی توانید کاری بکنید - از حالا که جوان هستید و قوای جوانی محفوظ است جدیت کنید به اینکه هوای نفس را از نفس خودتان خارج کنید. همه گرفتاری ها روی همین هوای نفس است. در تعیین رهبر، در تعیین رهبری، نه دسته بندی باشد که خیر، ما می خواهیم آن کسی که با ما دوست است باشد، و نه اشکال باشد به اینکه این چون با من خیلی دوست نیست، نباشد. حق را ملاحظه کنید. آنکه مرضی خداست، نه آنکه مرضی نفس شیطانی ماست مسأله مهم است، اهمیت حیاتی دارد مسأله، این مسأله مهم الان در عهده شما آمده است. شما قبول کرده اید این را و این مسأله مهم را باید با توجه به خدا، استغاثه به خدای تبارک و تعالی که مبادا خدای نخواسته لغزشی در انسان پیدا بشود و خودش هم توجه به آن نکند از باب اینکه ستاره هایی بین انسان و نفس اماره اش هست. با اخلاص به خدای تبارک و تعالی و خالی کردن ذهن از همه امور، در این امر، در این امر خطیر که اگر لغزش در آن پیدا بشود ممکن است لغزش در جمهوری اسلامی پیدا بشود و می شود و آنوقت به عهده شما آقایان است. این یک تکلیف الهی است به عهده تان آمده و قبول کردید. وقتی قبول کردید، باید از عهده اش برای خدا برآئید و هرچه فکر می کنید راجع به این مسأله برای خدا باشد. شایسته تر را، نه آن که با من دوست تر است. آن که برای اسلام بهتر است، آنهائی که برای اسلام بهترند و البته ما حسن ظنی که به آقایان داریم و بسیاری از آقایان را از نزدیک هم می شناسیم، همین معانی را امیدواریم که آقایان به وجه شایسته عمل کنند و موفق باشند و انشاءالله خدای تبارک و تعالی همراهی کند با شما و شما را هدایت کند به یک راهی که رضای اوست.(66)