فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

کسی که مبادی معنوی ندارد نمی تواند برای مردم کوشش کند

اگر انسان برای شهوات نفسانیه قیام بکند و برای خدا نباشد این به جائی نمی رسد کارش، این بالاخره فشل می شود کارش. چیزی که برای خدا نیست دوام نمی تواند داشته باشد.
کوشش کنید که قیام شما، این نهضتی که دارید نهضت الهی باشد، لله باشد من نمی توانم باور کنم که کسی مبادی معنوی نداشته باشد و برای مردم کوشش کند. من اصلاً باورم نمی آید اینهائی که مبادی معنوی دارند، اینهائی که خدا قائلند، آنهائی که جزا قائلند، آنهائی که عطا قائلند، اینها تعقل دارد که یک کسی جان خودش را بدهد یک جان بالاتر بگیرد، همه چیزش را بدهد و از خدا زیادتر، آنقدری که هیچ چشمی نمی تواند ببیند و هیچ گوشی نمی تواند بشنود بگیرد. این معقول است که ما یکی بدهیم صد تا بگیریم. یک جانی که توی این کالبد محبوس است بدهیم، آزاد بشویم به جانی که الهی است، آزاد است، محیط است، همه چیز است، اراده اش فعال است، می گوید بشو، می شود، هر چه و هر که بخواهد می شود، یک همچو چیزی بگیرد، این معقول است که انسان در اینجا فداکاری کند و جانش را بدهد اما آن کسی که این مبادی را ندارد، یا بسیار احمق است یا دروغ است مطلب. من می گویم دروغ است مطلب، تعمیه است.(56)

ایمان انسان را قدرتمند می کند

آن چیزی که از شما پاسدارها و سایر رفقای خودتان و همه پاسدارهای ایران من توقع دارم این است که آن جهات لطیف اسلامی را حفظ کنید، انسان اگر چنانچه آن جهت روحانیت اسلام را، آن جهت معنویت اسلام را حفظ بکند، یک آدم می شود صدتا، یک آدم می شود هزار تا. مالک اشتر یک نفر نبود، مالک اشتر یک آدمی بود که یک لشکر بود و بیشتر. حضرت امیر سلام الله علیه یک نفر نبود همه عالم بود، همه چیز بود روی آن جهات معنویت و واقعیتی که داشت. انسان مادامی که توجهش به همین مادیات دنیا و جهات پائین است یک نفر است، آن هم یک نفر حیوان. ما با حیوانات در این معنا شرکت داریم که همه می خوریم و می خوابیم، این کارهای حیوانی را می کنیم، آنی که امتیاز می دهد شما را و همه ما را از حیوانات، آن معانی است که در انسان موجود است بالقوه موجود است و باید بالفعل بشود، آن حظ الهی و روحانی است که در انسان موجود است و باید رشد بدهد. اگر چنانچه آن حظ معنوی را رشد دادید یکی تان یک فوج می شوید، یک نفر دیگر نیستید، یکی می شود، یک موجود می شود موجودات، یک قطره می شود دریا.(57)

مدرس قدرتمند بود برای اینکه الهی بود

این عکسی که ملاحظه می کنید، شخصی است که ملک الشعرا گفته است که از زمان مغول تا حالا مثل این شخص در عالم نیامده، یعنی مرحوم مدرس. این حرف اوست. آنی که ما خودمان دیدیم تنها آدمی که در مقابل رضاخان قلدر ایستاد این است، این شخص است، یک روحانی که لباسش از سایر اشخاص کمتر بود و کرباس به تن می کرد، آنوقت وقتی که شعر گفته بودند، برای تنبان کرباس مدرس، آن فاسد شعر گفته بود، او در مقابل قدرت بزرگ رضاخان ایستاد و آن که هجوم کرده بود به مجلس که مجلس را چه بکند و زنده باد زنده باد رضاخان می گفتند ایستاد و گفت که مرده باد او و زنده باد من. یک چنین مرد قدرتمندی بود برای اینکه الهی بود برای خدا می خواست کار بکند، نمی ترسید.(58)