فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

شرط دلسوزی برای مردم معنویت و عقیده به توحید است

باید قشرهای غیر اسلامی را که عقیده و عملشان بر خلاف اسلام است و دارای گرایش به مکتب های دیگرند، هر نوع مکتب باشد به مکتب مترقی عدالت پرور اسلام دعوت کنید و در صورت نپذیرفتن، از آنها هر نوع که باشد و هر شخصیت که هست تبری یا لااقل احتراز کنید و باید جوانان ما بدانند تا معنویت و عقیده به توحید و معاد در کسی نباشد محال است از خود بگذرد و در فکر امت باشد و باید بدانند که تبلیغات دامنه دار کمونیسم بین المللی همانند تبلیغات پر سروصدای امپریالیسم جهانی جز برای اغفال و استثمار توده های مستضعف نیست. باید این بوق های استثماری شکسته شود.(53)

کسانی که ایمان ندارند نمی توانند به مردم خدمت کنند.

گمان نشود که کسانی که ایمان ندارند اینها هم خدمت به کشور می کنند و فرق ما بین آنها و آن کسانی که ایمان دارند نیست. والذین کفروا یتمتعون و یأکلون کما تأکل الانعام و النار مثوی لهم(54) کسی که ایمان ندارد نظیر حیوانات خوراکش هست یعنی در آخور الاغ، نبی اکرم کاه بریزد یا ابوجهل کاه بریزد هیچ فرقی به حال او نمی کند، او می خواهد بخورد، حیوان می خواهد کسی، میل دارد کسی تیمارش کند، این تیمارکننده علی بن ابیطالب باشد یا ابن ملجم، این فرقی به حالش نمی کند، اگر ابن ملجم بهتر تیمار کرد با او بیشتر رفیق است. این آیه شریفه که این مطلب را می فرماید، دستور کلی است برای شناخت منحرف از غیر منحرف که ما چطور منحرف ها را بشناسیم و چطور غیر منحرف ها را. منحرف ها آنها هستند که فرقی به حالشان نمی کند که این پارک، این اتومبیل که به دستشان آمده از راه صحیح آمده یا از راه دزدی، خیانت شده است و این به دستش رسیده است یا اینکه نه روی امانت و روی یک کسب صحیح آمده است هیچ فرقی به حال او نمی کند، او اتومبیل را می خواهد، او خوبی اتومبیل را می بیند، از کجا آمده، این را اصلاً پیش او مطرح نیست، چنانچه پیش انعام مطرح نیست که از کجا آمد و آن اشخاص انحرافی نظیر همان حیوانات که از کجا آمده مطرح نیست، چه هست مطرح هست. شما می توانید که جوان ها را تربیت کنید به یک تربیتی که تقوا در آن باشد، نظر این باشد که این از کجا آمده است، این شغل را کی به او داده است، این شغل چه شغلی هست و چه کاری باید اینجا انجام بدهد.(55)

کسی که مبادی معنوی ندارد نمی تواند برای مردم کوشش کند

اگر انسان برای شهوات نفسانیه قیام بکند و برای خدا نباشد این به جائی نمی رسد کارش، این بالاخره فشل می شود کارش. چیزی که برای خدا نیست دوام نمی تواند داشته باشد.
کوشش کنید که قیام شما، این نهضتی که دارید نهضت الهی باشد، لله باشد من نمی توانم باور کنم که کسی مبادی معنوی نداشته باشد و برای مردم کوشش کند. من اصلاً باورم نمی آید اینهائی که مبادی معنوی دارند، اینهائی که خدا قائلند، آنهائی که جزا قائلند، آنهائی که عطا قائلند، اینها تعقل دارد که یک کسی جان خودش را بدهد یک جان بالاتر بگیرد، همه چیزش را بدهد و از خدا زیادتر، آنقدری که هیچ چشمی نمی تواند ببیند و هیچ گوشی نمی تواند بشنود بگیرد. این معقول است که ما یکی بدهیم صد تا بگیریم. یک جانی که توی این کالبد محبوس است بدهیم، آزاد بشویم به جانی که الهی است، آزاد است، محیط است، همه چیز است، اراده اش فعال است، می گوید بشو، می شود، هر چه و هر که بخواهد می شود، یک همچو چیزی بگیرد، این معقول است که انسان در اینجا فداکاری کند و جانش را بدهد اما آن کسی که این مبادی را ندارد، یا بسیار احمق است یا دروغ است مطلب. من می گویم دروغ است مطلب، تعمیه است.(56)