فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

کسی که خودش آدم نیست نمی تواند برای آدم ها کار بکند

کمونیستی یک مخدری است برای مردم، نه این است که یک چیزی، یک حل عقده ای می کند، مگر می شود کسی که خودش آدم نیست برای آدم ها کار بکند مگر می شود که یک مسلح غیر صالح برای مردم ضعیف کار بکند؟ من خودم شاهد این قضیه بودم که وقتی که در همین جنگ عمومی که بنا بود سران لشکرها، سران دول در ایران با هم ملاقات بکنند، استالین آن وقت رئیس شوروی بود، این استالینی که حالا هم عکس هایش را می اندازند و چه میکنند، گرچه اخیراً دیگر آبرویی ندارد لکن ایشان رئیس شوروی بود، آن دو تای دیگری که یکی از آن آمریکا بود و یکی دیگر از انگلستان بود، اینها با امر عادی آمدند و رفتند (آنطور که نقل می کردند آنوقت) به سفارتخانه های خودشان و بنا بود در تهران یک جلسه ای داشته باشند لکن استالین که همه به او برادر می گفتند و همه می گفتند ما همه با هم مثل هم هستیم و برای مردم دلسوزی میکرد و قارداش به او می گفتند، ایشان، می گفتند حتی گاوی که از آن شیر می خواهد بخورد آورده اند همراهش که مبادا از گاوهای ایران شیر بخورد، گاو را با طیاره ای که حامل خودش بوده، حامل یک گاو هم بوده، هم گاو اسلحه دار بی عقل و هم خودش اسلحه دار بیعقل، بلکه خدا میداند که او بدتر از آن رفیقش (گاو) بود، خدا می داند که اینطور بود. ایشان که این آدم با حتی گاو شیرده آمد و وارد شد و این را دیگر خودم با چشمم دیدم که در بین راه خراسان از شاهرود یا یک قدر جلوتر این دیگر منطقه آنها بود، منطقه شوروی بود، ایران را به چند منطقه قسمت کرده بودند، آن منطقه شوروی بود، من خودم دیدم که ما در اتوبوس می رفتیم برای زیارت، این سربازهای آنها می آمدند گدایی میکردند جلوی اتومبیل و یک دانه سیگار وقتی که به یکی می دادند آن قدر خوشحال میشد که دستش را پشتش میگذاشت و شروع میکرد به سوت زدن. کمونیستی برای این است که مردم را بازی بدهند مگر می شود کسی به مبادی غیبی اعتقاد نداشته باشد و در فکر مردم باشد و در فکر اصلاحات؟ بازی است همه اش. همه این اسلحه دارها گاهی با کتک و گاهی با تبلیغات و گاهی با کتک و تبلیغات توأم با هم کار خود را از پیش می برند.(52)

شرط دلسوزی برای مردم معنویت و عقیده به توحید است

باید قشرهای غیر اسلامی را که عقیده و عملشان بر خلاف اسلام است و دارای گرایش به مکتب های دیگرند، هر نوع مکتب باشد به مکتب مترقی عدالت پرور اسلام دعوت کنید و در صورت نپذیرفتن، از آنها هر نوع که باشد و هر شخصیت که هست تبری یا لااقل احتراز کنید و باید جوانان ما بدانند تا معنویت و عقیده به توحید و معاد در کسی نباشد محال است از خود بگذرد و در فکر امت باشد و باید بدانند که تبلیغات دامنه دار کمونیسم بین المللی همانند تبلیغات پر سروصدای امپریالیسم جهانی جز برای اغفال و استثمار توده های مستضعف نیست. باید این بوق های استثماری شکسته شود.(53)

کسانی که ایمان ندارند نمی توانند به مردم خدمت کنند.

گمان نشود که کسانی که ایمان ندارند اینها هم خدمت به کشور می کنند و فرق ما بین آنها و آن کسانی که ایمان دارند نیست. والذین کفروا یتمتعون و یأکلون کما تأکل الانعام و النار مثوی لهم(54) کسی که ایمان ندارد نظیر حیوانات خوراکش هست یعنی در آخور الاغ، نبی اکرم کاه بریزد یا ابوجهل کاه بریزد هیچ فرقی به حال او نمی کند، او می خواهد بخورد، حیوان می خواهد کسی، میل دارد کسی تیمارش کند، این تیمارکننده علی بن ابیطالب باشد یا ابن ملجم، این فرقی به حالش نمی کند، اگر ابن ملجم بهتر تیمار کرد با او بیشتر رفیق است. این آیه شریفه که این مطلب را می فرماید، دستور کلی است برای شناخت منحرف از غیر منحرف که ما چطور منحرف ها را بشناسیم و چطور غیر منحرف ها را. منحرف ها آنها هستند که فرقی به حالشان نمی کند که این پارک، این اتومبیل که به دستشان آمده از راه صحیح آمده یا از راه دزدی، خیانت شده است و این به دستش رسیده است یا اینکه نه روی امانت و روی یک کسب صحیح آمده است هیچ فرقی به حال او نمی کند، او اتومبیل را می خواهد، او خوبی اتومبیل را می بیند، از کجا آمده، این را اصلاً پیش او مطرح نیست، چنانچه پیش انعام مطرح نیست که از کجا آمد و آن اشخاص انحرافی نظیر همان حیوانات که از کجا آمده مطرح نیست، چه هست مطرح هست. شما می توانید که جوان ها را تربیت کنید به یک تربیتی که تقوا در آن باشد، نظر این باشد که این از کجا آمده است، این شغل را کی به او داده است، این شغل چه شغلی هست و چه کاری باید اینجا انجام بدهد.(55)