فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

مملکت ما احتیاج به انسان مؤمن دارد

اگر بنا باشد که همان تربیت علمی باشد، شما یک طبیب می خواهید درست بکنید نظر به اینکه این طبیب چه جور باشد نیست، این طبیب فردا می شود یک کاسب، یک کاسبی که، اینطور کسب که یک مریض را معطل می کند برای اینکه ویزیت را زیاد بکند. خیلی طبیب خوبی درست شد از حیث طب، بسیار متخصص بود اما چون اخلاق، اخلاق صحیح نبود، مهذب نشده بود، متقی نبود، خداشناس نبود، این طبیب مریض را معطل می کند، امروز یک نسخه ای می دهد، با دواخانه هم می سازد که نسخه را هر چه گرانتر بدهد، این بیچاره را مبتلا می کند، این نسخه فایده نکرد فردا یک نسخه دیگر باز همین، باز همین. طبیبی بود یعنی من حیث طبابت. یک مهندس درست می کنید، مهندس در علم خودش خیلی خوب بود اما وقتی که میخواهد فرض کنید که یک نقشه ای بدهد، یک چیزی بدهد، با آن استادی هایی که دارد جوری می دهد که مفید و صحیح نباشد و منفعت طلبی باشد و هکذا همه چیز. در قشر ما هم اگر بنا باشد که همین ملایی باشد، این ملا بسیار ملای خوبی است، بسیار آدم فهمیده ای است، کتاب و سنت را بسیار خوب می فهمد اما اگر چنانچه تقوا در کار نباشد، همین فهم کتاب و سنت موجب اعوجاج مردم می شود در سنت، یک جور سنت را بیان می کند که منحرف بکند. در کتاب، یک جور کتاب را0 بیان می کند که منحرف بکند. بسیاری از این آدم هایی که منحرف کردند و می کنند جوان های ما را، از اینها هست که در قشر شما و در قشر ما بودند و متقی نبودند، الهی نبودند، خدایی نبودند، فقط توجه به این بوده است که مقام چه باشد، توجه به این بوده است که حقوق چقدر باشد.(46)

تطمیع و تهدید در مؤمنین اثر ندارد

فرقی مابین قشر شما و قشر ما در این مسأله نیست، ما هر دو طایفه باید تربیت کنیم قشر جامعه را. ما احتیاج به آدم داریم مملکت ما احتیاج دارد به اینکه انسان درست بشود در آن، مومن باشد. این آدمی که از زیر دستگاه شما یا از دستگاه ما بیرون می آید، اگر مومن باشد، دیگر نمی شود که زیر بار ظلم اجانب برود و یا تطمیع بتوانند بکنند او را. این تطمیع ها و تهدیدها را همه، آنی که تطمیع می شود و تهدیدش آنها اثر می کند آنهایی است که ایمان ندارند. آنی که تقوا و ایمان دارد نه تطمیع در او تأثیر می کند که خیانت کند برای اینکه ببرد یک چیزی و نه تهدید در او اثر می کند برای اینکه تهدیدها را با خلاف تکلیف کردن موازنه می کند، می گوید نباید بکنم. اگر شما و ما دست به هم بدهیم و یک جامعه توحیدی به معنای اینکه همه معتقد به خدا، همه معتقد به اینکه یک وقتی جزا دارد کارها، همه معتقد و مومن به همه جهات، اگر ما و شما دست به هم بدهیم و جوان ها را مومن، متقی بار بیاوریم مملکتمان تا آخر احیاء می شود و اگر چنانچه ما کوتاهی بکنیم، این مسؤولیت بزرگ را ما به دوش خودمان بکشیم و کوتاهی بکنیم در حق فرزندان این مملکت، فرض کنید چند روزی هم یک چیزی بشود و یک صورتی پیدا بکند، فردا بدتر از این است، به دست این اشخاصی که اعتقاد ندارند، ایمان ندارند، توجه به مصالح کشور ندارند، فقط برای مصلحت خودش می خواهد کار بکند.(47)

مبدأ همه خیرات و ترقیات ایمان است

همه اینهایی که این بساط را، این فضاحت ها را در ایران درست کردند و این گرفتاری ها را برای ملت ما درست کردند برای این بود که ایمان در کار نبود. اگر ایمان در کار بود ممکن نبود که یک آدم یک قراردادهائی درست کند که حالا دولت ما گرفتارش هستند که ما هر طرف قضیه را بگیریم ضرر دارد قراردادها جوری درست شده است که هر طرف قضیه را می گویند می گیریم ضرر برایمان دارد، ماندند چه بکنند. اگر اینها ایمان داشتند، همه چیز یک مملکت را به باد نمی دادند برای اینکه چند تا قصر در خارج داشته باشند، چند تا بانک را در خارج پر بکنند. ایمان نبوده است که این کارها را کردند. مبداء همه خیرات و مبداء همه ترقیاتی که برای یک مملکت هست چه در جهت مادیت و چه در جهت معنویت این است که ایمان در کار باشد. باید شما و ما دست به هم بدهیم برای قشر آتیه که اینها مقدرات مملکت دستشان است ایمان ایجاد کنیم، شما از دانشگاه مومن بیرون بدهید، ما از مدرسه ها مومن بیرون بدهیم نه عالم، عالم تنها فایده ندارد البته مومن تنها هم مؤثر خیلی نیست، خوب قشرهای دیگر هم مومن هستند اما عالم وقتی مومن شد، عالم وقتی متقی شد آن است که منشأ خیرات و برکات است و حفظ یک کشور یا خدای نخواسته از آن طرف به باد دادن یک کشور است.(48)