فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

فداکاری ریشه در ایمان دارد

بدانند آن که آنها را به این قدرت رسانده است که قدرت های بزرگ دنیا حساب برای آنها باز کرده اند و همین مخالفت هائی که هر روز می کنند و توطئه هائی که هر روز این قدرت های بزرگ می کنند، دلیل بر قدرتمندی شماست. اگر شما قدرتمند نبودید که آنها با شما مقابله نمی کردند، چون می بینند که یک قدرتی اینجا هست، شما باید بدانید که این قدرت، قدرت بازوی شما و من و سایر افراد نیست، این یک قدرت الهی است، یک قدرت اسلامی است، یک قدرت ایمان است که این کار را انجام داده. ایمان است که شما را وادار می کند بروید و برای اسلام فداکاری کنید و ایمان است که در جبهه ها این عزیزان ما در جنگ تا حد شهادت حاضر هستند و تا این ایمان را حفظ کردید و تا این تعهد به اسلام را حفظ کردید، هرگز نخواهید آسیب دید.(45)

مملکت ما احتیاج به انسان مؤمن دارد

اگر بنا باشد که همان تربیت علمی باشد، شما یک طبیب می خواهید درست بکنید نظر به اینکه این طبیب چه جور باشد نیست، این طبیب فردا می شود یک کاسب، یک کاسبی که، اینطور کسب که یک مریض را معطل می کند برای اینکه ویزیت را زیاد بکند. خیلی طبیب خوبی درست شد از حیث طب، بسیار متخصص بود اما چون اخلاق، اخلاق صحیح نبود، مهذب نشده بود، متقی نبود، خداشناس نبود، این طبیب مریض را معطل می کند، امروز یک نسخه ای می دهد، با دواخانه هم می سازد که نسخه را هر چه گرانتر بدهد، این بیچاره را مبتلا می کند، این نسخه فایده نکرد فردا یک نسخه دیگر باز همین، باز همین. طبیبی بود یعنی من حیث طبابت. یک مهندس درست می کنید، مهندس در علم خودش خیلی خوب بود اما وقتی که میخواهد فرض کنید که یک نقشه ای بدهد، یک چیزی بدهد، با آن استادی هایی که دارد جوری می دهد که مفید و صحیح نباشد و منفعت طلبی باشد و هکذا همه چیز. در قشر ما هم اگر بنا باشد که همین ملایی باشد، این ملا بسیار ملای خوبی است، بسیار آدم فهمیده ای است، کتاب و سنت را بسیار خوب می فهمد اما اگر چنانچه تقوا در کار نباشد، همین فهم کتاب و سنت موجب اعوجاج مردم می شود در سنت، یک جور سنت را بیان می کند که منحرف بکند. در کتاب، یک جور کتاب را0 بیان می کند که منحرف بکند. بسیاری از این آدم هایی که منحرف کردند و می کنند جوان های ما را، از اینها هست که در قشر شما و در قشر ما بودند و متقی نبودند، الهی نبودند، خدایی نبودند، فقط توجه به این بوده است که مقام چه باشد، توجه به این بوده است که حقوق چقدر باشد.(46)

تطمیع و تهدید در مؤمنین اثر ندارد

فرقی مابین قشر شما و قشر ما در این مسأله نیست، ما هر دو طایفه باید تربیت کنیم قشر جامعه را. ما احتیاج به آدم داریم مملکت ما احتیاج دارد به اینکه انسان درست بشود در آن، مومن باشد. این آدمی که از زیر دستگاه شما یا از دستگاه ما بیرون می آید، اگر مومن باشد، دیگر نمی شود که زیر بار ظلم اجانب برود و یا تطمیع بتوانند بکنند او را. این تطمیع ها و تهدیدها را همه، آنی که تطمیع می شود و تهدیدش آنها اثر می کند آنهایی است که ایمان ندارند. آنی که تقوا و ایمان دارد نه تطمیع در او تأثیر می کند که خیانت کند برای اینکه ببرد یک چیزی و نه تهدید در او اثر می کند برای اینکه تهدیدها را با خلاف تکلیف کردن موازنه می کند، می گوید نباید بکنم. اگر شما و ما دست به هم بدهیم و یک جامعه توحیدی به معنای اینکه همه معتقد به خدا، همه معتقد به اینکه یک وقتی جزا دارد کارها، همه معتقد و مومن به همه جهات، اگر ما و شما دست به هم بدهیم و جوان ها را مومن، متقی بار بیاوریم مملکتمان تا آخر احیاء می شود و اگر چنانچه ما کوتاهی بکنیم، این مسؤولیت بزرگ را ما به دوش خودمان بکشیم و کوتاهی بکنیم در حق فرزندان این مملکت، فرض کنید چند روزی هم یک چیزی بشود و یک صورتی پیدا بکند، فردا بدتر از این است، به دست این اشخاصی که اعتقاد ندارند، ایمان ندارند، توجه به مصالح کشور ندارند، فقط برای مصلحت خودش می خواهد کار بکند.(47)