فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

دشمنان از محتوای اسلام می ترسند

محمد رضا خان هم اسلام را می گفت قبول داریم، هیچ هم مضایقه نداشت از اینکه شما بروید در مساجد نمازتان را بخوانید ولو اینکه این مضایقه این هم داشت از ترس یک چیز دیگر. انگلیس ها که آمده بودند عراق را گرفته بودند شنیدم که آن سردارشان دیده بود که یک کسی دارد بالای ماذنه یک چیزی می گوید، اذان می گفتند. گفته بود این چیست؟ گفته بودند اذان می گوید. گفته بود که به امپراطوری انگلستان هم ضرر دارد این؟ گفته بودند نه گفت بگوید، هر چه می خواهد بگوید. نماز و روزه ما به امپراطوری انگلستان ضرری نداشت، هیچ هم کاری نداشتند به تو، هر چه می خواهید نماز بخوانید، هر چه می خواهید روزه بگیرید، آنی که به امپراطوری همه ضرر داشت آن اسلام و محتوای واقعی اسلام بود که مع الاسف بسیاریش منسی واقع شده است. سیاسات اسلام همچو منسی شده است که اصلاً سیاست یک ننگی بود در اینجا، می گفتند فلان آخوند سیاسی است وساسه العباد که در زیارت جامعه می خوانیم، اگر به یک مقدس مآبی هم گفتند، تعبیرش لابد می کرد اگر جرات نمی کرد بگوید که آن هم سیاسی است، این یک چیز بود که یک کسی در حکومت دخالت بکند که این حکومت باید صحیح باشد جریان صحیح باید باشد. این از تبلیغات همان شیاطین بود که می خواستند قشر اسلام را صورتش را نگه دارند و ماها مشغول به همین صورت ها باشیم و محتوا نباشد در کار کارهایشان را انجام بدهند. محتوای اسلام که مهمش اسلام قیام لله، نهضت لله، جلوگیری از ظلم ظالمین، از ستم ستمکاران، اجرای عدالت اسلامی، اینها منسی باشد، برویم هر چه دلمان می خواهد مسأله بگوئیم، هر چه می خواهیم نماز بخوانیم. مسأله گفته نشود که باید جلوگیری از طاغوت کرد. این را نگوئید مسأله، هر چه دیگر می خواهید بگوئید اما این نباید گفته بشود. سینه بزنید لکن هیچ صحبت از سیاست نکنید همان سینه بزنید بی محتوا. باید سینه زدن هم محتوا داشته باشد امسال باید چراغان بکنید با محتوا، نه صرف چراغان، صرف چراغان خوب است اما آن فایده ای که برای اسلام باید داشته باشد خصوصاً چراغان برای کسی که قیام می کند، چراغان برای قیام لله، یک پرتوی باشد این چراغان از قیام لله، از جلوگیری از مفاسد، از ریشه کندن این ریشه های مفاسدی که الان بین مردم منتشر هستند باز، این ریشه هائی که می خواهند نگذارند این نهضت پیش برود با هر صورت، چراغان در کمال خوبی، در کمال عظمت با محتوا، باید امسال فرق کند با همه سال ها، شما امسال باید جبران کنید آن جهات سابق را. یک وقت به وقوف است، یک وقت به حمله. آن جهاد بود که آن روز کردید این هم جهاد است که امروز می کنید اما متوجه باشید که ان تقومو الله، انما اعظکم بواحده ان تقوموا لله(27) اینکه نهضت، قیام برای خدا باشد، هر کاری می کنید برای خدا باشد نمایش نباشد برای خدا باشد، پر نمایش (اما نه برای نمایش، برای خدا) محتوایش را حفظ کنید. گویندگانی بیایند در مجالس شما که مسائل را درست بگویند برایتان.(28)

صورت بدون محتوی

ما الان به آخر نرسیدیم ما تا حالا جز یک الفاظی بیشتر نبوده، البته کارهائی کرده اند اما آنی که ما می خواهیم تا حالا نشده است آنها، یک رأیی دادیم به جمهوری اسلامی و آن رژیم رفت و یک رژیم دیگری است لکن باید همه چیز اسلامی بشود. آن روزی ما به آخر مقصد رسیدیم که همه چیزمان اسلامی باشد، بازار یک بازار اسلامی باشد. بازاری که یک متاعی را یک تومان می خرد و سی تومان به این فقرا و ضعفا می دهد این بازار اسلامی نیست بازاری که قاچاق وارد می کند و به قیمت های گزاف می دهد و اقتصاد اسلام را می خواهد به هم بزند این اسلامی نیست، این بازار اسلامی نیست اینها باید اسلامی بشود، خودشان اسلامیش کنند بازاری که به فکر ضعفا و فقرا نباشد، بازاری که پهلویش ضعیف باشد و به فکر نباشد، این بازار اسلامی نیست. ملتی که اینجا قصرهای روی هم روی هم درست کنند و آنجا زاغه نشین ها باشند (شما همه زاغه نشین را دیدید چطورند لابد شماها دیدید من هم صورتش را دیدم) یک مملکتی که زاغه نشین ها آنطور باشند و مردم به فکر اینها نباشند این مملکت، مملکت اسلامی نیست صورت است محتوا ندارد این. حضرت امیر می فرماید (به حسب نقل) که شاید در سر حد یک کسی گرسنه باشد، به خودش رنج می دهد که مبادا یک کسی از او گرسنه تر باشد. آن امیر ماست، او آقای ماست، امام ماست. ما، هی بگوئیم امام و اقتدا نکنیم به او، در کارها هیچ اقتدا نباشد. امام معنایش این است، شیعه معنایش این است که مشایعت کند همانطوری که تابوت را که می برند اگر همه از این طرف دنبال تابوت رفتند تشییع کردند، اگر تابوت را از این طرف می برند یکی از این طرف برود این را تشییع نکردند. شیعه باید اینطوری باشد مشایعت کن علی را. البته قدرت نداریم ما مثل او، هیچ کس قدرت ندارد، اما به زهد، به تقوا، به رسیدگی به مظلوم ها، به رسیدگی به فقرا مشایعت کنیم از او نمی توانیم مثل او زندگی بکنیم، نمی توانیم که مشی او را داشته باشیم، قادر بر این نیستیم. او یک موجودی بوده، معجزه ای، جمع ما بین تضاد، جمع بین همه ضدها را کرده بود. یک آدم در قدرت آنطور که به حسب نقل از این طرف می زد دو تا می کرد، در جنگ می زد می کشت تمام کسانی که بر ضد اسلام بودند از آن طرف یک آدم زاهد، یک آدم عابد تا صبح بنشیند نماز بخواند. آدم زاهد و عابد اهل جنگ نیست، آدم جنگجو هم بیشترش اهل زهد و تقوا و امثال ذلک نیست، جمع می کرده او بین همه. ماها نمی توانیم اما می توانیم که اقتدا کنیم به او تا حدودی، می توانیم رسیدگی کنیم به فقرای مملکتمان، به ضعفایمان.(29)

حکومت باید محتوی داشته باشد

اگر ما بخواهیم اسلام را حفظ کنیم و اینطوری که بخواهیم یک نمونه در عالم نشان بدهیم، ایران را بگوییم یک نمونه است، یک الگو هست، با رفتن شاه درست نمی شود، با رفتن ظالم ها درست نمی شود. اگر بنا شد که ظالم ها رفتند و ما یک دسته دیگر جایشان نشستیم همان کارها را به اندازه ای که قدرت داریم بکنیم، ما همه مان هستیم، ما همه مان رژیم هستیم، ما همه مان ظالم هستیم این یک مطلبی است که باید همه بدانند و همه ملت باید بدانند و در راس آنها این است که روحانیون و کسانی که مرجع امورند در همه جاها، دولت اسلامی - عرض بکنم که - ارتش اسلامی، همه قوای انتظامیه ای که حالا همه می گویند ما اسلامی هستیم و از طاغوت بیرون آمدیم و به اسلام گرایش پیدا کردیم، مجرد لفظ فایده ندارد، باید محتوا داشته باشد، باید شهربانی حالا وضعش با آنوقت تغییر بکند، نه لفظش تغییر بکند و وضعش همان باشد، باید شهرداری ها همین طور باشند، ارتشی ها همین طور باشند، وزارتخانه ها همین طور باشند، ادارات همین طور باشند، بازار همین طور باشد، بازار باید بازار اسلامی باشد، نه بازار چپاولگری، نه بازار قاچاق، بازار اسلامی باشد به حال مردم رسیدگی بکنند، این مردم دارند از بی بضاعتی چه می شوند، آنهائی که فرصت طلبند حالا اجناس را چند مقابل بالا می برند، اینها با وضع اسلام موافق نیست، مخالف است - عرض بکنم که - بنابراین الان بر عهده ما همه، همه افراد ملت از صدر تا ذیل، چه در دستگاه های حکومتی باشند، چه نباشند، چه در دستگاه هایی باشد که تمشیت امور را می کنند چه نباشند، الان به عهده همه ما این است که ما کارهایمان را موافق اسلام قرار بدهیم و اسلام را حالا که می گوییم جمهوری اسلامی هست و حالا که می گوییم مملکت اسلامی است و حالا که می خواهیم عرضه کنیم به خارج که این ایران الگو باشد از برای سایر جاها، یک وقت جوری نباشد که یک الگویی باشد الگوی شیطانی باشد و ما غفلت از آن بکنیم. باید یک الگوی اسلامی باشد و این وظیفه بر عهده همه ماهاست.(30)