فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

سعادت ما در دوستی و برادری است

در این زمان ما بخواهیم سعید باشیم، بخواهیم به سعادت برسیم باید عمل بکنیم همه با هم دوست و رفیق، سرباز با درجه دار، درجه دار با افسر، با ارشد، رفیق باشد لکن اطاعت بکنند، اطاعت مسأله ای، رفاقت مسأله ای دیگر، بالائی ها پائینی را به چشم رحمت نگاه کنند، پائینی ها به بالائی ها اطاعت بکنند. اگر بخواهند یک مملکتی محفوظ بماند باید ارتش روی دیسیپلینی که دارد، محفوظ بماند، روی آن نظمی که دارد روی نظم رفتار کند اگر بخواهد به هم بریزد «حتی حالا من آزاد شده ام، نخیر زیر بار کسی نمی روم» نه، این خلاف آن آزادی است که خدا می خواهد. آزادی در حدود ضوابط است. «من آزادم حالا، من آزادم سیلی بزنم به ایشان» نه آزاد نیستی. «من آزادم اطاعت از مثلاً، از فرماندارم نکنم» نه این آزادی نیست. در حدود قواعد و قوانین آزادی هست یعنی شما دیگر از کسی الان اینجا که نشسته اید، دیگر نمی ترسید، اگر قبل از این بود، شما خوف این را داشته اید که از اینجا پایتان...، جمع نمی توانستید بشوید اینجا، حالا اگر هم آمدید، خوف این را داشتید که از اینجا رفتید بیرون، این ساواکی ها، این بیرون نباشند، شما را بگیرند و ببرند و بودند و می گرفتند و می بردند. این به این معنا الحمدلله ما الان آزادیم الان لکن معنای آزادی این نیست که من هر کاری دلم بخواهد، بکنم. این را باز هم گفته ام که خدای تبارک و تعالی ما را به این آزادی امتحان می کند، به این نعمتی که به ما داده است که از همه نعمت ها بالاتر است، الان ما را امتحان می کند که ببیند با این آزادی، ما چه می کنیم، با آزادی رفتار می کنیم خداپسند؟ یا سوء استفاده از آزادی می کنیم؟ اگر سوء استفاده از آزادی کردیم، از امتحان درست در نیامدیم و اگر استفاده صحیح کردیم از آزادی، مرضی خداست و انشاء الله خداوند نعمتش را حفظ می کند به ما.
برادرهای من! برادرهای من! توجه داشته باشید، این نعمتی را که خدا به شما داده حفظش کنید یک نعمتی به شما داده، آن نعمت آزادی، نعمت استقلال، این نعمت را حفظش کنید و آن به این است که همه با هم دوست و رفیق و همه با هم بین خودتان رحیم و بر دیگران شدید. آنهائی را که می خواهند چپاولتان کنند، مشت تو دهنشان می زنید، آنهائی که با شما رفیقند، دست برادری می دهید و صورت هم را می بوسید.(25)

پیاده کردن محتوای اسلام

جمهوری اسلامی باید با محتوی باشد

حالا ما ببینیم وظیفه مان چیست. تا حالا انجام دادید وظایف اسلامی تان را خداوند به همه شما اجر عنایت کند. تا حالا همه با هم دست به هم دادید، جناح روحانی، جناح دانشگاهی، جناح بازاری، جناح اداری، جناح ارتشی (یک قشرشان البته) همه دست به هم دادند و این دیوار بلندی که واقع شده بود بین ملت و آن چیزی که باید به آن برسد - و اسلام - آن را شکستید. خداوند به شما اجر عنایت کند. اما حالا تمام شده دیگر قضیه؟! ما حالا دیگر آسوده هستیم و هر کدام باید برویم سراغ کارهایمان؟ یا خیر آسوده نیستیم باز هم؟ باز هم بین راه هستیم. الان ما باز محتوای اسلام را، واقعیت اسلام را در ایران پیاده نکردیم. همه ما رای دادیم به جمهوری اسلامی، صحیح، با رای تنها اسلام نمی آید. به حسب رسمیت، رسمیت مملکت ایران الان جمهوری اسلامی است به حسب رای همه مردم، اما محتوای اسلام باید در این جمهوری اسلامی تحقق پیدا بکند. فقط ما بگوئیم جمهوری اسلامی و همه جهاتش غیر اسلامی باشد این اسلام نمی شود که. آن هم سابق می گفت اسلام، معاویه هم داد می کرد اسلام، نماز جماعت هم می رفت می خواند، امام جماعت هم بود. خلفاء بنی العباس هم بعضی شان از فضلا و علما بودند و بعضی شان یا همه شان هم نماز جماعت می خواندند و آداب صوری را عمل می کردند لکن محتوای اسلام را اینها، محتوای قرآن را اینها می خواستند تهی کنند. اینها با اعمالشان می خواستند که یک اسلام منهای محتوا (مثل حالا اسلام منهای روحانیت، اسلام منهای محتواست. محتوای اسلام را اینها دارند درست می کنند) باشد. اینها می خواستند که یک اسلامی، «اسلام را قبول داریم، بله اسلام»، اما الفاظ فقط، دیگر از حد لفظ نرود به محتوا.(26)