فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

دو خاصیت بارز مؤمنین عبارت است از رحمت در میان خودشان و شدت در مقابل اجانب

چقدر موجب افتخار است که جوان های برومندی در مملکت ما، در خدمت اسلامند. چقدر من شاد هستم از اینکه ما با هم در یک مجلس مجتمع هستیم و یک محیط محبت است.
دیروز هم من با یک دسته از آقایان که آمده بودند (از ارتشی ها) این مطلب را گفتم و حالا هم باید عرض کنم - یک فرق بین - یکی از فرق های بین دولت های غیر اسلامی، دولت های طاغوتی و دولت اسلامی این است و باید هم این باشد که در دولت های اسلامی، محیط محیط محبت است، محیط برادری است، نه ارتش با مردم جدا هست و نه مردم با ارتش، جدا نیستند و نه یک محیط رعب در کار هست. خدای تبارک و تعالی برای مومنین که در خدمت اسلام هستند دو خاصیت نقل می فرماید یکی اینکه بین خودشان محیط محبت است رحماء بینهم با هم دوست هستند، رحیم هستند، همه به دیگری محبت دارند، در مقابل غیر، اشداء، در مقابل کفار و در مقابل اجانب شدید هستند، محکم، بین خودشان دوست و رفیق هستند.
شما ملاحظه کنید، بزرگتر مرد عالم که بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله) حضرت امیر (علیه السلام) در حالی که مملکت چندین مقابل مملکت ایران بوده است، آنوقتی که ایشان خلافت داشتند، از مصر و تمام عربستان و عراق و ایران و مقداری از اروپا زیر سلطه ایشان بوده است، وقتی که ما ملاحظه می کنیم رفتار یک همچون سردار بزرگ، یک همچو رئیس دولت با مردم خودش، با اشخاصی که بین خودشان هستند، ملاحظه می کنیم که چه جور ایشان رفتار می کرده است، زندگیش پائینتر می خواسته باشد از همه افرادی که در مملکتش زندگی می کنند، می فرماید شاید در یمامه در سرحدات، یک کسی باشد که گرسنه باشد. آنوقت ایشان به خودشان اینطور سختی می دهند به طوری که خانواده ایشان نگران بودند از اینطور زندگی که ایشان می کنند و ایشان، همین رئیس دولت، یک چیز غذای زبری که داشته است، توی یک ظرفی می کرده است، سر آن را مهر می کرده است مبادا سر این را باز بکنند و داخلش یک روغنی بکنند، یک چیزی بکنند، با مردم چه جوری بود؟(18)

دلسوزی و همدردی حضرت امیر (ع) برای مردم

شب ها به طوری که نقل شده است، دور می گردیدند تنها و بر دوش مبارکشان غذا حمل می کردند دور خانه ها به اشخاصی که یتیم بودند، فقیر بودند - چه بودند - تقسیم می کردند و این معلوم نبود، الا بعد از اینکه فوت شدند - شهادتشان - شهید شدند آنوقت معلوم شد. و در - طوری که نقل کردند، در یکی از منازل که رفتند، چند تا بچه کوچک در آن منزل بود، بعد از اینکه گریه می کردند، بچه ها گرسنه بودند، بعد از اینکه رفتند و خودشان غذا دادند به آنها، بعد چه کردند، بعد حضرت شروع کرد برای آنها یک یک کاری کرد که اینها را بخنداند، حتی مثل اینکه مثلا صدای شتر کرد، گفت من آمدم اینجا، اینها گریه می کردند، دلم می خواهد حالا که می روم، اینها خندان باشند. در زندگی روزمره اش با مردم همچو بود که شنیده بود که در یک لشگری که از معاویه ظاهراً آمده بود، در یک جائی، یک خلخالی را از پای یک زن یهودی در قلمرو امارت ایشان و خلافت ایشان - یک خلخالی را از پای یک زن یهودی - بیرون آوردند، همچو ناراحت می شود که می فرماید که اگر انسان (قریب به این معنا) بمیرد، این کارش عیبی نیست، نباید اشکال گیری کنند. بین خودشان رحیم، دوست و رفیق به طوری که هیچ رعبی در آن محیط نبوده است، اگر یک کسی وارد می شد بر آن همچو نبود که حشمتی داشته باشد بترسد، ترس توی کار نبوده است، عدل بوده است. در حکومت عدل، هر کسی باید از خودش - باید - بترسد اینکه نباید تخلف کند و الا از سرباز مملکت عدل، از ارتش مملکت عدل، از شهربانی مملکت عدل هیچ ترس نیست برای اینکه همه با محبت با مردم رفتار می کنند.
همین حضرت امیر سلام الله علیه که رفتارش با داخله اینطور بود و مثل یک نفر عمله گاهی کار می کرد، خودش همان وقتی که بیعت کردند با آن، آن اسباب کارش را برداشت و رفت یک قناتی را داشت خودش می کند، بعد هم که آب داد، وقفش کرد. این آدم که وضعش اینطور بود، وقتی در مقابل دشمن می ایستاد، فریاد که می کرد، دل ها را چه می کرد، شمشیر را که می کشید از - اینور - وقتی (می گویند که ضربات علی یکی بوده)، از اینور که می زد دو نیم پاره می شد، از اینور هم می زد دو تا می شدند، شدت داشتند در مقابل آنها.(19)

در مملکت اسلامی رعب نیست

این حال سرباز اسلامی است که بین خودشان محبت، محیط، محیط محبت، همین طور که الان ما، این محیطی که الان ما نشستیم، یک محیط محبتی است دیگر، قبل از این نه آقای سرتیپ در یک همچون مجالس، اینطور اجتماع با ما گاهی در پاریس می آمدند - اما - نه ایشان در یک همچون مجالس و نه شما در این مجالس بودید، نه شما با اینها مجتمع، همه را جوری کرده بودند که همه را از هم جدا کرده بودند و بدبین کرده بودند، اگر یک نفر وارد بازار می شد مردم می ترسیدند، مردم را ترسانده بودند، چرا؟ - این چرا، در محیط اسلام، مملکت اسلامی، رعب نیست و در محیط طاغوت رعب است برای اینکه محیط اسلامی نه شخص اولش و نه سردارهایش، با مردم جوری نکردند که از مردم بترسند، با مردم محبت کردند، مردم همه برادر او هستند، خدمتگزارش هستند، همان طوری که اینها خدمت به مردم می کنند، مردم همه خدمت به آنها می کنند. در یک همچون محیطی کسی ترس ندارد، لازم نیست که ایجاد رعب بکنند اما در محیط طاغوتی از باب اینکه با مردم بدرفتاری می کردند، مال مردم را خوردند، اذیت کردند به مردم، از مردم می ترسیدند، چطور بکنند که از این ترس نجات پیدا بکنند. و مبادا چه بکنند، ایجاد یک محیط رعب می کنند، محیط را یک محیط وحشت آور درست می کنند که مبادا یک کسی...(20)