فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

در اسلام و پیش من رهبری مطرح نیست، برادری مطرح است

دانشجویان عزیزی که پیشروان انقلاب بودند و انشاء الله کسانی هستند که مقدرات کشور بعد از این در دست آنهاست، دانشجویان عزیزی که در این انقلاب همدوش تمام برادران، در راه اسلام قدم برداشتند، خوش آمدند.
عزیزان من! در اسلام و پیش من رهبری مطرح نیست، برادری مطرح است. خدای تبارک و تعالی در قرآن کریم ما را برادر خوانده است انما المؤومنون اخوه بزرگان اسلام ما هم در همین حالی که رهبرانی معذور بودند، در عین حال این موضوع نزد آنان به این معنا مطرح نبوده است. امیدوارم این چند روزی که در میان شما هستم در خدمت شما باشم. ما همه در صف واحد، در صف برادران دینی، برادران اسلامی، برادران ایمانی برای آرمان های بزرگ اسلام باید کوشش کنیم و به پیش برویم. اگر ما برادری خودمان را حفظ کنیم و با حفظ برادری و اتکال به خدای تبارک و تعالی در صف واحد پیش برویم، پیروزی نصیب ما خواهد بود. خدای تبارک و تعالی به مستضعفان وعده پیروزی داده است و نمونه های پیروزی نصیب مستضعفان یکی بعد از دیگری پیدا می شود. من امیدوارم این نقطه عطفی از ایران به کلیه ممالک اسلامی و به همه مستضعفان جهان پرتو افکن شود و شما جوانان و عزیزان ببینید که دولت اسلامی مبنایش بر اساس برادری و محبت، اخوت و اینکه فردی بالا و پایین و یا طبقه ای فوق طبقه ای نباشد و نه بر اساس حاکم و محکوم را ادراک کنید. امید است با این تحول و وضع روحی که در جوان های عزیز ما ایجاد شده است و این وحدت و توجهی که قشرهای ما به اسلام و احکام اسلام پیدا کرده اند ما به زودی پیروزی را ببینیم.(17)

دو خاصیت بارز مؤمنین عبارت است از رحمت در میان خودشان و شدت در مقابل اجانب

چقدر موجب افتخار است که جوان های برومندی در مملکت ما، در خدمت اسلامند. چقدر من شاد هستم از اینکه ما با هم در یک مجلس مجتمع هستیم و یک محیط محبت است.
دیروز هم من با یک دسته از آقایان که آمده بودند (از ارتشی ها) این مطلب را گفتم و حالا هم باید عرض کنم - یک فرق بین - یکی از فرق های بین دولت های غیر اسلامی، دولت های طاغوتی و دولت اسلامی این است و باید هم این باشد که در دولت های اسلامی، محیط محیط محبت است، محیط برادری است، نه ارتش با مردم جدا هست و نه مردم با ارتش، جدا نیستند و نه یک محیط رعب در کار هست. خدای تبارک و تعالی برای مومنین که در خدمت اسلام هستند دو خاصیت نقل می فرماید یکی اینکه بین خودشان محیط محبت است رحماء بینهم با هم دوست هستند، رحیم هستند، همه به دیگری محبت دارند، در مقابل غیر، اشداء، در مقابل کفار و در مقابل اجانب شدید هستند، محکم، بین خودشان دوست و رفیق هستند.
شما ملاحظه کنید، بزرگتر مرد عالم که بعد از رسول الله (صلی الله علیه و آله) حضرت امیر (علیه السلام) در حالی که مملکت چندین مقابل مملکت ایران بوده است، آنوقتی که ایشان خلافت داشتند، از مصر و تمام عربستان و عراق و ایران و مقداری از اروپا زیر سلطه ایشان بوده است، وقتی که ما ملاحظه می کنیم رفتار یک همچون سردار بزرگ، یک همچو رئیس دولت با مردم خودش، با اشخاصی که بین خودشان هستند، ملاحظه می کنیم که چه جور ایشان رفتار می کرده است، زندگیش پائینتر می خواسته باشد از همه افرادی که در مملکتش زندگی می کنند، می فرماید شاید در یمامه در سرحدات، یک کسی باشد که گرسنه باشد. آنوقت ایشان به خودشان اینطور سختی می دهند به طوری که خانواده ایشان نگران بودند از اینطور زندگی که ایشان می کنند و ایشان، همین رئیس دولت، یک چیز غذای زبری که داشته است، توی یک ظرفی می کرده است، سر آن را مهر می کرده است مبادا سر این را باز بکنند و داخلش یک روغنی بکنند، یک چیزی بکنند، با مردم چه جوری بود؟(18)

دلسوزی و همدردی حضرت امیر (ع) برای مردم

شب ها به طوری که نقل شده است، دور می گردیدند تنها و بر دوش مبارکشان غذا حمل می کردند دور خانه ها به اشخاصی که یتیم بودند، فقیر بودند - چه بودند - تقسیم می کردند و این معلوم نبود، الا بعد از اینکه فوت شدند - شهادتشان - شهید شدند آنوقت معلوم شد. و در - طوری که نقل کردند، در یکی از منازل که رفتند، چند تا بچه کوچک در آن منزل بود، بعد از اینکه گریه می کردند، بچه ها گرسنه بودند، بعد از اینکه رفتند و خودشان غذا دادند به آنها، بعد چه کردند، بعد حضرت شروع کرد برای آنها یک یک کاری کرد که اینها را بخنداند، حتی مثل اینکه مثلا صدای شتر کرد، گفت من آمدم اینجا، اینها گریه می کردند، دلم می خواهد حالا که می روم، اینها خندان باشند. در زندگی روزمره اش با مردم همچو بود که شنیده بود که در یک لشگری که از معاویه ظاهراً آمده بود، در یک جائی، یک خلخالی را از پای یک زن یهودی در قلمرو امارت ایشان و خلافت ایشان - یک خلخالی را از پای یک زن یهودی - بیرون آوردند، همچو ناراحت می شود که می فرماید که اگر انسان (قریب به این معنا) بمیرد، این کارش عیبی نیست، نباید اشکال گیری کنند. بین خودشان رحیم، دوست و رفیق به طوری که هیچ رعبی در آن محیط نبوده است، اگر یک کسی وارد می شد بر آن همچو نبود که حشمتی داشته باشد بترسد، ترس توی کار نبوده است، عدل بوده است. در حکومت عدل، هر کسی باید از خودش - باید - بترسد اینکه نباید تخلف کند و الا از سرباز مملکت عدل، از ارتش مملکت عدل، از شهربانی مملکت عدل هیچ ترس نیست برای اینکه همه با محبت با مردم رفتار می کنند.
همین حضرت امیر سلام الله علیه که رفتارش با داخله اینطور بود و مثل یک نفر عمله گاهی کار می کرد، خودش همان وقتی که بیعت کردند با آن، آن اسباب کارش را برداشت و رفت یک قناتی را داشت خودش می کند، بعد هم که آب داد، وقفش کرد. این آدم که وضعش اینطور بود، وقتی در مقابل دشمن می ایستاد، فریاد که می کرد، دل ها را چه می کرد، شمشیر را که می کشید از - اینور - وقتی (می گویند که ضربات علی یکی بوده)، از اینور که می زد دو نیم پاره می شد، از اینور هم می زد دو تا می شدند، شدت داشتند در مقابل آنها.(19)