فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

زندگی حاکم اسلامی از همه ساده تر است

انشاء الله پیروز خواهید شد و انشاء الله با تدریج یک حکومت عدل اسلامی که مردم و عالم بفهمد معنای اسلام چه است و معنای حکومت چه است آیا حکومت این بوده است که تا حالا بوده است که حالا که حاکم جائر رفته است حالا می فهمیم که چه گنجینه ها برده است؟ - در بانک ها- چه چیزها اینها به سرقت بردند و در بانکها سپردند، این مال ملت را چطور غارت کردند و فرار کردند، این حکومت، حکومت است؟ یا آن حکومت که وقتی که می خواهد چیز بخورد، یک نان خشکی با نمک، وقتی که می گوید، شبی که صبح آن شب شهادت می رسد، مولا امیرالمومنین وقتی که (به حسب نقل) برایشان غذا می آورند می بیند که شیر آورده و نمک آورده و نان، نان جوین می خورند، نه نانی که، سنگکی که شما می خوردید، آن نانی که او می خورد می فرماید که (به طوری که نقل شده است ) چه وقت دیدی که من دو تا خورش داشته باشم که حالا آوردی، رفت نمک را بردارد در نقل است که قسمش داد به جان خودش که شیر را بردارد، شیر را برداشت دو لقمه - نمک - با نمک میل فرمود و صبح آن روز هم به شهادت رسید و هیچ هم نداشت، هیچ هم نداشت یعنی چیزهائی تهیه کرده بود با دست خودش لکن همه رفت، همه را بعد از آنکه آن نهر بزرگ را با فعالیت خودش با دست خودش حضرت امیر حفر کرد و چیز کرد، وقتی که آب بیرون آمد فرمود بشر الورثه لکن برای ورثه هم نگذاشت، وقف کرد. آیا آن طرز حکومت بهتر است، آن حکومتی که رسول الله کرد بهتر است که وقتی که تو مجلس، توی مسجد نشسته بود و مردم و اصحاب هم نشسته بودند، می آمدند می گفتند کدام یکی از شما پیغمبر است، کدامتان هستید؟ یا آنکه وقتی تشریفات طوری است که همه می فهمند که این، این دارای این تشریفات عبارت از حاکم است. حکومت اسلام این است البته ما نمی توانیم یک همچو حکومتی درست کنیم، ماها قادر نیستیم لکن می توانیم یک مقداری نزدیک بشویم به آن حکومت، می توانیم دست دزدها را قطع بکنیم و تا حالا بحمدالله عمده شان قطع شد دستشان. عمده آنهائی که سران قوم بودند و ذخایر ما را بردند و در بانک ها گذاشتند، عمده آنها دستشان دیگر از بردن زیادی قطع شد و امید است که دست ما برسد و ما بگیریم از آنها آنچه را که دزدیده اند و برده اند، بگیریم از آنها.(9)

شخصیت حضرت امیر (ع)، نمونه ای کامل برای حاکم اسلامی

روز عید غدیر روزی است که پیغمبر اکرم صلی الله علیه و آله و سلم وظیفه حکومت را معین فرمود و الگوی حکومت اسلامی را تا آخر تعیین فرمود و حکومت اسلام نمونه اش عبارت است از یک همچو شخصیتی که در همه جهات مهذب، بر همه جهات معجزه است و البته پیغمبر اکرم این را می دانستند که به تمام معنا کسی مثل حضرت امیر سلام الله علیه نمی تواند باشد لکن نمونه را که باید نزدیک به یک همچو وضعی باشد از حکومت ها تا آخر تعیین فرمودند، چنانچه حضرت امیر خودش هم برنامه اش را در آن عهدنامه مالک اشتر بیان فرموده است که حکومت و آن اشخاصی که از طرف ایشان حاکم بر بلاد بودند تکلیفشان در این جهات چه هست.
به حسب آن تعیین رسول اکرم الگوی خلافت را و برنامه حضرت، کیفیت ولایت ولات بر افراد را آنطور که بیان فرموده اند، تمام این حکومت ها که سرکار آمده اند تا حالا، از بعد از حضرت امیر و یک چند روزی هم امام حسن سلام الله علیه، تمام حکومتهایی که تا حالا سرکار آمده اند چه حکومت هایی باشد که تا حدودی - مثلا اگر هم که چیزی پیدا بشود - تا حدودی مؤدب به آداب حکومتها بوده است و آن الگوی رسول الله بوده است و چه اینهائی که اصلا نبوده اند، هیچ کدام این حکومت ها لیاقت حکومت نداشته اند و خود حضرت امیر سلام الله علیه قیام کردند بر ضد معاویه، در صورتی که معاویه هم تشرف به اسلام داشت و کارهای اسلامی را می کرد و شاید اعتقادات اسلامی هم داشته است، شاید، شاید هم نه.
معذالک حتی آنهایی که حضرت امیر را به خیال خودشان نصیحت می کردند که شما یک مدتی معاویه را بگذارید در حکومت شما باشد و بعد که پایه حکومت شما قوی شد، آنوقت او را رد می کنید به هیچ یک از آن حرف ها اعتنا نکردند و حجتشان هم این بود که یک نفر آدمی که برخلاف موازین الهی رفتار می کند و ظلم را در بلاد راه می اندازد، من حتی برای یک آن هم نمی توانم که او را حاکمش قرار بدهم، بلکه اگر حاکمش قرار می دادند این حجت می شد بر اینکه می شود یک فاسقی هم از طرف ولی امر حاکم باشد و حضرت امیر مضایقه کردند از اینکه حتی اگر مصالحی هم آنوقت مثلاً بود که اگر پایشان محکم می شد ممکن بود مثلاً معاویه را کنار بزنند، معذلک برای خودشان اجازه نمی دیدند که معاویه را حتی یک روز در سلطنت خودش باقی بگذارند و این حجتی است بر ماها که اگر بتوانیم، باید این حکومت هایی که حکومت جور است کنار بزنیم و اگر چنانچه خدای نخواسته نتوانیم، رضایت بر حکومت آنها ولو یک روز، ولو یک ساعت این رضایت بر ظلم است، رضایت بر تعدی است، رضایت بر غارتگری مال مردم است و هیچ مسلمی حق ندارد که رضایت بدهد به حکومت ظالمی ولو یک ساعت و همه ما مکلفیم که این حکومت هایی که روی کار آمده اند و برخلاف موازین الهی و موازین قانونی (حتی قانونی خودشان) هستند، همه ما مکلفیم که با آنها مبارزه بکنیم، هرکس به هر مقدار که می تواند باید با اینها معارضه و مبارزه بکند و هیچ عذری پذیرفته نیست.(10)

عمده در حکومت اسلامی، خدمت به اسلام و مردم است

عمده این است که ما به اسلام خدمت کنیم. خدمت به ملت، خدمت به اسلام است خدمت به دولت، خدمت به اسلام است و امروز هر خدمتی که انجام دهیم، خدمت به اسلام است. هر خدمتی که مردم به آن احتیاج داشته باشند، خدمت به اسلام است. وقتی قرار گذاشتیم که به اسلام خدمت کنیم خدای تبارک و تعالی هم ما را تنها نمی گذارد و نمی گذارد گرفتار شویم برای اینکه گرفتاری از خود انسان است، از خارج نیست. تا در داخل ملت یک کرم زدگی پیدا نشود خارجی ها نمی توانند کاری انجام دهند و بحمدالله امروز ما از داخل اطمینان داریم و با این اطمینان باید به مردم خدمت کنیم و دیگر نباید بگوئیم حال انقلاب است. نه، دیگر حال آرامش است، حال خدمت به مردم و جامعه است، حال خدمت به اسلام است.(11)