فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

حکومت عقل، حکومت عدل و ایمان است

والذین کفروا یتمتعون و یأکلون کما تأکل الانعام و النار مثوی لهم این میزان است، هر کس که ملاحظه کرد که در تمتعاتش، در اکل و استفاده ها و لذائذش به افق حیوانی نزدیک است یعنی می خورد و لذت می برد بدون اینکه تفکر کند که از چه راهی باید باشد، حیوان دیگر فکر این نیست که حلال است یا حرام است، فکر این نیست که امت در گرفتاری هستند یا نیستند، آنهایی که بدون این تفکر، بدون یک قانونی بدون قانون اسلامی تمتع می کنند و می خورند، اینها اکلشان اکل حیوانی است و النار مثوی لهم در روایتی است که از برای کافر هفت تا معاء است و از برای مؤمن معاء واحد است. مؤمن یک معاء بیشتر ندارد و آن معاء قانون است، شکمش را، سایر لذائذش را تطبیق می کند با قانون اسلام، تخلف از قانون اسلام نمی کند اما آن کسی که مؤمن نیست، از راه شهوت می خورد بدون این که تطبیق با قانون بکند، این یک معاء، از راه غضب می خورد بدون اینکه تطبیق بکند با قانون، این هم یک معاء، از روی هوای نفس می خورد، این هم یک معاء، مزدوج است بین هوای نفس و لذت و شهوت، بین هوای نفس و غضب، بین غضب و هوای نفس، این هم سه تا، این شش تا، مزدوج است از هر سه هوای نفس و غضب و شهوت، مزدوج شد و از راه اینها اکل کرد، این هفت تا، هفت معاء دارد. مؤمن بیش از یک معاء ندارد و آن معائش از راه قانون است، اسلام هر چه فرموده است همان یک راه است، این جور نیست که به غضب خودش، به شهوت. همه اینها به دست مؤمن ایمان آوردند، همه قوا تابع قوه عقل شدند و عقل هم تابع شرع است. برای یک همچنین حکومتی که حکومت عقل است حکومت عدل است، حکومت ایمان است، حکومت الهی است، در رفتنش عزا لازم است و در برقراریش برای همان چند سال حکومت حضرت امیر، مسلمین باید جشن بگیرند.(7)

انبیاء بزرگ، پایه گذاران عدالت و آزادی

سرلوحه هدفتان اسلام و احکام عدالت پرور آن باشد و ناچار بدون حکومت اسلامی عدالت خواه، رسیدن به این هدف محال است. تولی و تبری دو اصل اساسی اسلام است؛ باید با حکومت عدل موافق و به حاکم عادل دل ببندید و از رژیم غیر اسلام و غیر اسلامی که در رأس آن رژیم منحط پهلوی است تبری کنید و با کمال صراحت مخالفت خود را اظهار و در سرنگون کردن آن کوشا باشید و در غیر این صورت روی استقلال و آزادی را نمی بینید.
باید قشرهای غیر اسلامی را که عقیده و عملشان بر خلاف اسلام است و دارای گرایش به مکتب های دیگرند، هر نوع مکتب باشد به مکتب مترقی عدالت پرور اسلام دعوت کنید و در صورت نپذیرفتن، از آنها هر نوع که باشد و هر شخصیت که هست تبری یا لااقل احتراز کنید و باید جوانان ما بدانند تا معنویت و عقیده به توحید و معاد در کسی نباشد محال است از خود بگذرد و در فکر امت باشد و باید بدانند که تبلیغات دامنه دار کمونیسم بین المللی همانند تبلیغات پر سروصدای امپریالیسم جهانی جز برای اغفال و استثمار توده های مستضعف نیست باید این بوق های استثماری شکسته شود.
باید جوانان روحانی و دانشگاهی قسمتی از وقت را صرف کنند در شناخت اصول اساسی اسلام که در راس آن توحید و عدل و شناخت انبیاء بزرگ، پایه گذاران عدالت و آزادی است، از ابراهیم خلیل تا رسول خاتم (صلی الله علیه و آله و علیهم اجمعین) و در شناخت طرز تفکر آنها از نقطه اقصای معنویت و توحید تا تنظیم جامعه و نوع حکومت و شرایط امام و اولی الامر و طبقات دیگر، از امراء و ولات و قضات و فرهنگیان که علما هستند و متصدیان مالیات اسلامی و شرایط آنها تا برسد به شرطه و کارمندان شهربانی و ببینند اسلام چه کسانی را برای حکومت و کارمندان آن به رسمیت شناخته و چه کسانی از شغل حکومت و شاخه های آن مطرود است.(8)

زندگی حاکم اسلامی از همه ساده تر است

انشاء الله پیروز خواهید شد و انشاء الله با تدریج یک حکومت عدل اسلامی که مردم و عالم بفهمد معنای اسلام چه است و معنای حکومت چه است آیا حکومت این بوده است که تا حالا بوده است که حالا که حاکم جائر رفته است حالا می فهمیم که چه گنجینه ها برده است؟ - در بانک ها- چه چیزها اینها به سرقت بردند و در بانکها سپردند، این مال ملت را چطور غارت کردند و فرار کردند، این حکومت، حکومت است؟ یا آن حکومت که وقتی که می خواهد چیز بخورد، یک نان خشکی با نمک، وقتی که می گوید، شبی که صبح آن شب شهادت می رسد، مولا امیرالمومنین وقتی که (به حسب نقل) برایشان غذا می آورند می بیند که شیر آورده و نمک آورده و نان، نان جوین می خورند، نه نانی که، سنگکی که شما می خوردید، آن نانی که او می خورد می فرماید که (به طوری که نقل شده است ) چه وقت دیدی که من دو تا خورش داشته باشم که حالا آوردی، رفت نمک را بردارد در نقل است که قسمش داد به جان خودش که شیر را بردارد، شیر را برداشت دو لقمه - نمک - با نمک میل فرمود و صبح آن روز هم به شهادت رسید و هیچ هم نداشت، هیچ هم نداشت یعنی چیزهائی تهیه کرده بود با دست خودش لکن همه رفت، همه را بعد از آنکه آن نهر بزرگ را با فعالیت خودش با دست خودش حضرت امیر حفر کرد و چیز کرد، وقتی که آب بیرون آمد فرمود بشر الورثه لکن برای ورثه هم نگذاشت، وقف کرد. آیا آن طرز حکومت بهتر است، آن حکومتی که رسول الله کرد بهتر است که وقتی که تو مجلس، توی مسجد نشسته بود و مردم و اصحاب هم نشسته بودند، می آمدند می گفتند کدام یکی از شما پیغمبر است، کدامتان هستید؟ یا آنکه وقتی تشریفات طوری است که همه می فهمند که این، این دارای این تشریفات عبارت از حاکم است. حکومت اسلام این است البته ما نمی توانیم یک همچو حکومتی درست کنیم، ماها قادر نیستیم لکن می توانیم یک مقداری نزدیک بشویم به آن حکومت، می توانیم دست دزدها را قطع بکنیم و تا حالا بحمدالله عمده شان قطع شد دستشان. عمده آنهائی که سران قوم بودند و ذخایر ما را بردند و در بانک ها گذاشتند، عمده آنها دستشان دیگر از بردن زیادی قطع شد و امید است که دست ما برسد و ما بگیریم از آنها آنچه را که دزدیده اند و برده اند، بگیریم از آنها.(9)