فهرست کتاب


اخلاق کارگزاران در کلام و پیام امام خمینی قدس سره الشریف

تهیه و تنظیم بنیاد مستضعفان و جانبازان انقلاب اسلامی استان تهران (قم)‏‏

حکومت امیر مؤمنان، درس عبرتی برای اسلام و مسلمین

قضیه معاویه از چیزهایی بود که با دست سابقین، آن مشایخ سابق این زحمت برای مسلمین و اسلام پیش آمد و از این اختلاف داخلی که بدتر از هر نحو اختلافی بود پیش آمد و حضرت امیر (ع) مبتلا شد به این اساسی که آنها درست کرده بودند و بعد از ایشان هم حکومت از صورت اسلامی به کلی خارج شد و به صورت ملک الملوکی یا شاهنشاهی بیرون آمد و تا آخر هم، تا حالا هم، اسلام به خودش یک حکومت اسلامی مگر یک چند صباحی که حضرت امیر سلام الله علیه بعد از رسول الله و بعد از آن حرف ها متصدی امر شدند، ندید، آن هم با آن همه گرفتاریهایی که پیدا کرد، گرفتاری جنگ جمل، گرفتاری صفین، گرفتاری جنگ خوارج، آن همه گرفتاریها که بود معذلک این چند صباحی که حضرت امیر سلام الله علیه حکومت کردند و برنامه حکومتی خودشان را تعیین کردند، همین چند صباح هم برای مسلمین و برای اسلام یک درس عبرتی شد، یک مطلبی شد که فهمیدند که اسلام یعنی چه، تا اندازه ای، همین چند صباح اگر گذاشته بودند که در پناه حکومت اسلامی و در پناه اسلام حکومت تشکیل بشود و مردم در پناه حکومت اسلامی باشند، این همه گرفتاری هائی که از برای ماها الان هم پیش آمده، اینها هم شاید پیش نمی آمد حاکمی که از طرف خدای تبارک و تعالی تعیین شد از برای امت، آن شخصی بود که وقتی که به حکومت رسید، وقتی که با او جمع شدند و بیعت کردند بعد از آن خرابکاری هائی که شده بود تا آن روز و بعد از آن مصیبت هائی که برای اسلام پیش آوردند و تا حالا هم فساد آن باقی مانده است، آن شخصی بود که وقتی که به حکومت رسید در حال حکومتش زندگیش از جمیع زندگی امثال ماها و شماها طلاب علوم دینیه یا امثال این بقال ها و این کاسب ها، زندگی او پست تر بود، یک تکه نان جو بود که در آخر عمر مبارکشان (از قراری که گفته شده است) از بس خشک بود حضرت با دستشان نمی توانستند بشکنند، با زانو می شکستند آن نان را و با آب تناول می کردند، این حکومت اسلام بود. می فرمود که (به طوری که نقل شده است) من می ترسم که در یکی از حوالی مملکت من یک وقت یک گرسنه ای باشد، یک وقت باشد که گرسنه در کار باشد، چطور من بخوابم سیر و رعیت من یک نفرشان ولو در بعضی از اجزاء مملکت، اینها گرسنه باشد.(5)

حکومت مولا علی (ع)، جشن بسط عدالت

بالاترین مصیبتی که بر اسلام وارد شد، همین مصیبت سلب حکومت از حضرت امیر سلام الله علیه بود و عزای او از عزای کربلا بالاتر بود. مصیبت وارده بر امیر المومنین و بر اسلام بالاتر است از آن مصیبتی که بر سیدالشهدا سلام الله علیه وارد شد. اعظم مصیبت ها این مصیبت است که نگذاشتند بفهمند مردم اسلام یعنی چه؟ اسلام حالا هم به حال ابهام دارد زندگی می کند، الان هم مبهم است، الان هم نمی دانند مردم که معنی اسلام چیست؟ حکومت اسلامی چیست؟ اسلام چه می خواسته بکند؟ چه برنامه ای اسلام داشته است در حکومتش؟ این 5 سال حکومت یا، 65 سال حکومت حضرت امیر، این با همه گرفتاری هایی که بوده است و با همه زحمت هایی که از برای حضرت امیر فراهم شد، سلبش عزای بزرگ است و همین 5 ساله و 6 ساله، مسلمین تا به آخر باید برایش جشن بگیرند، جشن برای عدالت، جشن برای بسط عدالت، جشن برای حکومتی که اگر چنانچه در یک طرف از مملکتش، در یک جایی از مملکتش، برای یک معاهد، یک زن معاهد، یک زحمت کش بیاید یک خلخال از او، از پای او درآورد، حضرت، این حاکم، این رئیس ملت آرزوی مرگ میکند که مرگ برای من مثلاً بالاتر از این است که در مملکت من یک نفر زنی که معاهد هست خلخال را از پایش در آورند. این حکومت، حکومتی است که در رفتنش مردم باید به عزا و سوگواری بنشینند و برای همین 5 سال و 5 روز حکومتش باید جشن بگیرند، جشن برای عدالت، جشن برای خدا، جشن برای این که این حاکم حاکمی است که با ملت یکرنگ است، بلکه سطحش پایین تر است در زندگی و سطح روحیش بالاتر از همه آفاق است و سطح زندگیش پایین تر است از همه ملت.(6)

حکومت عقل، حکومت عدل و ایمان است

والذین کفروا یتمتعون و یأکلون کما تأکل الانعام و النار مثوی لهم این میزان است، هر کس که ملاحظه کرد که در تمتعاتش، در اکل و استفاده ها و لذائذش به افق حیوانی نزدیک است یعنی می خورد و لذت می برد بدون اینکه تفکر کند که از چه راهی باید باشد، حیوان دیگر فکر این نیست که حلال است یا حرام است، فکر این نیست که امت در گرفتاری هستند یا نیستند، آنهایی که بدون این تفکر، بدون یک قانونی بدون قانون اسلامی تمتع می کنند و می خورند، اینها اکلشان اکل حیوانی است و النار مثوی لهم در روایتی است که از برای کافر هفت تا معاء است و از برای مؤمن معاء واحد است. مؤمن یک معاء بیشتر ندارد و آن معاء قانون است، شکمش را، سایر لذائذش را تطبیق می کند با قانون اسلام، تخلف از قانون اسلام نمی کند اما آن کسی که مؤمن نیست، از راه شهوت می خورد بدون این که تطبیق با قانون بکند، این یک معاء، از راه غضب می خورد بدون اینکه تطبیق بکند با قانون، این هم یک معاء، از روی هوای نفس می خورد، این هم یک معاء، مزدوج است بین هوای نفس و لذت و شهوت، بین هوای نفس و غضب، بین غضب و هوای نفس، این هم سه تا، این شش تا، مزدوج است از هر سه هوای نفس و غضب و شهوت، مزدوج شد و از راه اینها اکل کرد، این هفت تا، هفت معاء دارد. مؤمن بیش از یک معاء ندارد و آن معائش از راه قانون است، اسلام هر چه فرموده است همان یک راه است، این جور نیست که به غضب خودش، به شهوت. همه اینها به دست مؤمن ایمان آوردند، همه قوا تابع قوه عقل شدند و عقل هم تابع شرع است. برای یک همچنین حکومتی که حکومت عقل است حکومت عدل است، حکومت ایمان است، حکومت الهی است، در رفتنش عزا لازم است و در برقراریش برای همان چند سال حکومت حضرت امیر، مسلمین باید جشن بگیرند.(7)