فهرست کتاب


امام سجاد علیه السلام جمال نیایشگران

تحقیق گروه تاریخ اسلام‏‏ نگارش:احمد ترابی

سرشت انسان، متمایل به صلاح

از آنچه در سطرهای پیشین یاد شد، ممکن است که این گمان پدید آید که فطرت و سرشت انسان متمایل به بدی و پستی است! ولی از فرازهای دیگر صحیفه سجادیه استفاده می شود که نهاد آدمی، سرشته شده بر صلاح و متمایل به ارزشهاست و تمایل به باطل امری است عارضی که در نتیجه وساوس شیطانی و عوامل بیرونی بر نفس تحمیل می شود و منحرف می گردد.
امام سجاد (علیه السلام) در این باره چنین می فرماید:
لو لا انه ((ای شیطان)) صورلهم الباطل فی مثال الحق ما ضل عن طریقک ضال.(617)
اگر شیطان (عوامل بیرونی انحراف و عناصر مرموز تزویرگر) نبود و باطل را در قالب حق جلوه نمی داد، هیچ انسانی از راه خدا و راه شریعت و راه حق گمراه نمی شد

معرفت، عالیترین موهبت الهی به انسان

در میان نعمتهایی که خداوند به فرزندان آدم، عطا کرده است، امام سجاد (علیه السلام) از نعمت معرفت و حقشناسی به عنوان مهمترین نعمت یاد کرده است؛ معرفتی که خداوند در وجود انسان به صورت سرشت قرار داده تا در برابر منعم و صاحب نعمت خویش شاکر و سپاسگزار باشد و معرفتی که به وسیله فرستادن انبیاء و تعالیم وحی از بیرون به انسان عطا کرده تا صاحب نعمت خود - خدای جهان - را بشناسد و حق بندگی را در برابر وی انجام دهد.
امام سجاد (علیه السلام) در این زمینه می فرماید:
و الحمدلله الذی لوحبس عن عباده معرفة حمده علی ما ابلاهم من مننه المتتابعة... لتصرفوا فی مننه فلم یحمدوه، و توسعوا فی رزقه فلم یشکروه.(618)
سپاس خدای را که اگر شناخت را از انسان دریغ می داشت (و فطرت حقشناسی را در نهاد آدمیان قرار نمی داد و پیامبران را برای تذکر و هدایت و تعلیم آنان نمی فرستادند) آنها علی رغم بهره وری از گستره نعمتها و روزیهای خداوند، به شکر سپاس او روی نمی آوردند!

حقشناسی، ملاک انسانیت

امام سجاد (علیه السلام) عنصر معرفت را در نهاد آدمیان، تا بدان اصیل و مهم شمرده است که آن را مرز جدایی انسانها از حیوانات معرفی کرده است.
معرفتی که امام سجاد (علیه السلام) آن را ملاک واقعی انسانی شمرده، شناختهای تجربی و علوم طبیعی نیست، چه این شناختها در برخی حیوانات نیز گاه به گونه ای دقیقتر و به صورت غریزی وجود دارد.
معرفتی که امام (علیه السلام) آن را ملاک ارزش انسانی دانسته، معرفت خالق و پروردگار و نعمت آفرین است؛ که به سپاسگزاری انسان در برابر مبدأ فیض منتهی گردد.
ولو کانوا کذلک لخرجوا من حدود الانسانیة الی حد البهیمیة فاکانوا کما وصف فی محکم کتابه: ان هم الا کالانعام بل هم اضل سبیلا.(619)
اگر آدمیان این چنین می بودند (از نعمتهای خدا بهره می برند و حق بندگی به جا نمی آورند) از مرز انسانیت خارج شده و قدم در قلمرو زندگی چارپایان می نهادند و مصداق این آیه از قرآن می شدند که خداوند فرموده است: آنان نیستند مگر مانند چارپایان، بلکه موجوداتی گمراه تر از چارپایان!