فهرست کتاب


امام سجاد علیه السلام جمال نیایشگران

تحقیق گروه تاریخ اسلام‏‏ نگارش:احمد ترابی

هنر تبلیغ و هدایتگری

تبلیغ و رساندن پیام وحی به ژرفای جان انسانها و هدایت آنان به سوی ارزشهای الهی و جاودان، از آشکارترین وظایف هر امام و پیشوای الهی است.
امام سجاد (علیه السلام) همان مسئوولیتی را دارا بود که امیرالمؤمنین، علی بن ابی طالب (علیه السلام) بر عهده داشت و حسن بن علی (علیه السلام) و حسین بن علی (علیه السلام) آن را بر عهده داشتند و ایفا کردند.
رسالتها و وظایف امامان (علیه السلام) در اصل و بنیان با هم برابر است ولی شرایط و مقتضیات زمان و نیازهای مردم هر عصر متفاوت است.
تفاوت شرایط و مقتضیات نمی تواند اصول را جابجا کند و آنها را از ارزش و اعتبار ساقط نماید، ولی می باید شیوه ها و روشها را تغییر دهد. به عنوان مثال علی بن ابی طالب (علیه السلام) وظیفه داشت تا با ظلم و انحراف مبارزه کند و خلافت بحق خویش را به مردم بشناساند و رهبری امت اسلامی را به سوی نظام عقیدتی، سیاسی و اخلاقی اسلام ناب بر عهده گیرد و همین رسالتها را حسن بن علی و حسین بن علی (علیه السلام) نیز بر عهده داشتند. در حالی که واقعیت اسناد و مدارک تاریخ می نمایاند که هر یک از این امامان روش ویژه ای را در ایفای رسالت و مسوولیت یگانه خود اتخاذ کردند. این در حالی است که عقیده و پیام و هدف آنها کمترین تمایزی با یکدیگر نداشته است.
تفاوت و تمایزی که در زندگی ائمه مشهود می باشد، مربوط به روشها و برنامه هایی است که می بایست با توجه به شرایط و امکانات و مقتضیات عصر اتخاذ شود و نه مربوط به تفاوت مبانی و باورها.
این نکته مهم در مدارک روایی و منابع دینی مورد تأیید تصریح قرار گرفته است و هم با مطالعه تاریخ و سیره و سخنان ائمه (علیه السلام) بروشنی استفاده می شود. ما در این فصل از کتاب، درصدد هستیم تا حقیقت یاد شده را در زندگی و شخصیت امام سجاد (علیه السلام) تحقیق کرده و بنمایانیم که بر خلاف برخی پندارهای سست و سطحی، امام سجاد (علیه السلام) تنها پیشوای اهل عبادت و محراب نبوده است بلکه در میدان سیاست دارای همان اصول علوی و حسینی بوده و در صحنه علم و اخلاق حضوری انکارناپذیر داشته است ولی این همه را به متقاضیان شرایط و امکانات عصر خویش در لابلای دعاها و مناجاتها به پیروان و شیعیان خود رسانده است.
نسلها و زمانها نه همیشه از خطابه های آتشین و خطبه های ادیبانه و حکیمانه استقبال می کند و نه در هر شرایطی آمادگی روحی برای ستیز و نبرد را دارند بلکه از پس هر بحران و ابتلائی بزرگ و طولانی، ملتها درونگرا می شوند و به التیام دردها می اندیشند. در چنین شرایطی فراخوانی مردم به صحنه های جدی نبرد، چه بسا با شکست مواجه شود ولی از سوی دیگر نمی توان آنها را به خود وانهاد تا برای تسکین آلام خویش به انزوا و افیون و راههای ویرانگر کشیده شوند.
پیشوای هشیار و حکیم سعی می کند حتی از چنین شرایطی به نفع هدایت و ارشاد مردم و زنده نگاهداشتن ارزشها در جان نسلها استفاده کند.
تاریخ نشان می دهد که شیعیان در عصر امامت امام سجاد (علیه السلام) با جراحتهای سنگینی که از روزگار غصب خلافت و جنگ صفین و نهروان و جمل و روزگار احساس می کردند، مجالی برای نبردی دوباره با دستگاه اموی نداشتند.
فشارهای روزافزون دستگاه خلافت و نافرجامی قیامهای توابین، بذر یأس و ناامیدی را در روحها پراکنده ساخته بود.
در چنین شرایطی، امام سجاد (علیه السلام) نه اجازه داشت که به طور رسمی و علنی مانند امام باقر و امام صادق (علیه السلام) به تعلیم و آموزش پیروان خود بپردازد و نه امکان آن را داشت تا مانند علی بن ابی طالب (علیه السلام) قوایی را علیه دستگاه اموی گرد آورد.
این دو مشکل در میدان فرهنگ و سیاست و جامعه می توانست برای مدتی طولانی اندیشه و معارف شیعی را مورد غفلت قرار دهد تا آن را به بن بست رسیده، معرفی کند!
هنر رهبری در هدایت و تبلیغ جامعه، اقتضا می کرد تا رهبری علی رغم همه دشواریها، ارتباطش را با امت حفظ کند پیامش را به آنان برساند و اصول را در ذهن ایشان زنده نگاه دارد.
صحیفه سجادیه و نیایشهای سراسر رمز و راز آن با محتوای عقیدتی، اخلاقی و سیاسی خود، نمودی روشن از این گونه رهبری و هنر هدایتگری است.
اکنون به بیان گوشه ای از معارف نهفته در صحیفه سجادیه می پردازیم تا ابعاد علمی، اخلاقی و سیاسی و اجتماعی آن را به گونه ای ملموس ترسیم کنیم.

باورهای اصولی، در صحیفه سجادیه

صحیفه سجادیه در لابلای مطالب فراوان خود، اصول عقاید و باورهای بنیادین شیعه را که برگرفته شده از اسلام ناب محمدی (صلی الله علیه و آله و سلم) منبع زلال قرآنی است، مطرح ساخته است.
ما بدون این که درصدد کاوشی همه جانبه باشیم به بخشی از آن حقایق اشاره خواهیم داشت:

توحید و شناخت خداوند

با توجه به ارتباط جدایی ناپذیر دعا نیایش با شناخت معبود، فرازهای صحیفه سجادیه از غنی ترین منابع معرفت خداوند و صفات جمال و جلال او به شمار می آید.
فراوانی مطالب در این زمینه به قدری است که حتی یادآوری فهرست گونه آنها در مجال این نوشته نمی گنجد. از این رو بدون اینکه ادعای استقصا داشته باشیم به بخشی از آن معارف گسترده اشاره می کنیم.