فهرست کتاب


تعالی شناسی - جلد دوم

استاد جلال الدین فارسی

شهادت یا گواهی دادن به توحید

این کار که در اسلام با گفتن کلمه توحید انجام می گیرد در نظر صوفیان، اهمیت چندانی ندارد و معادل آن در نحله ایشان سکوتی است که در حال خلسه یافت می شود، سکوتی گویای بیشعوری نیست به دنیا و آخرت و متعلقات آنها، سکوتی که بودا در وصف نیروانایش می آورد. ملا حسین کاشفی، می نویسد: در بیان شهادت. و آن سه نوع است: شهادت عوام مردمان؛ و آن تقلید محض باشد. و شهادت علما؛ و آن به استدلالات و براهین متعلق باشد. و شهادت عرفا؛ و آن استنطاقی باشد بعد از استهلاک. کماقیل: مستهلکون بقهر الحق قدصمتوا - و استنطقوا بعد افناء بتوحید.(973)

طهارت

ملا حسین کاشفی، طهارت را چند مرتبه می داند: یکی طهارت ظاهر که همان طهارت شرعی باشد. دوم طهارت باطن که عبارت است از این که شخص نه مرتکب گناه و ترک وظیفه شود و نه وسوسه و میل به گناهان در دلش پیدا شد و... بالاخره، طهارت یا پاک کردن ذهن است از صور ذهنی و هر اندیشه ای چه درباره امور دنیا باشد و چه درباره امور آخرت و حتی درباره خود شخص، به طوری که برسد به ترک اندیشه و صورت ذهنی طهارت. این، طهارت ویژه نحله مراقبه - خلسه در جهان اسلامی است. می نویسد: در بیان طهارت. و آن در ظاهر، رفع حدث و خبث باشد. و به اصطلاح اهل باطن، نگهداشت حق است مربنده را از مخالفت، خواه بحسب صورت از تعلق به معاصی مباشرت آن - و صاحب این مقام را طاهر الظاهر گویند - و خواه بحسب معنی از وساوس و هواجس و میل به مناهی - و صاحب این مرتبه را طاهر الباطن خوانند. اما این که ظاهر و باطنش محفوظ باشد از آلایش معاصی و مصون بودن از تعلق به خواطر معاصی، نه ظاهرش را اشتغال به مخالفات و نه باطنش را میل و التفات، او را طاهر الجمعیة خوانند. از این مرتبه بالاتر طاهر السر (ذهن) باشد. و آن بنده ای است که طرفة العینی از حق تعالی غافل نباشد. و اینجا سخن در آن است که سالک باید که به طهارت ظاهر قناعت نکند و از طهارت باطن که اصل است غافل نشود تا به مرتبه ای رسد که بحقیقت طهارت که آن طهارت است از دید طهارت، برسد... کما اشارالیه المولوی:
این نجاست ظاهر از آبی رود - آن نجاست باطن افزون می شود
مدتی حس را بشو ز آب عیان - اینچنین دان جامه شویی صوفیان.(974)

روزه

روزه در شریعت، عبارت از خودداری کردن از خوردن و آشامیدن و همبستری و امور دیگری است که مفطرات خوانده می شوند؛ اما در این نحله، خودداری کردن از التفات به مخلوقات و موجودات مادی و معنوی، به مراتب دنیا و آخرت حتی به مقامات انبیا و مرسلین و خود آنان است. ملا حسین کاشفی می نویسد: در بیان روزه. و آن در شریعت، امساک است از مفطرات. و در حقیقت (تصوف این نحله) اعراض است از التفات به جمیع کائنات... روزه روح، عدم التفات به کل انام است، و روزه سر (ذهن) استغراق در بحر مشاهده است علی الدوام. و آنکه روزه صورت (روزه اسلامی) دارد افطار او در شب باشد. و آنکه روزه معنی دار افطار او در وقت لقای رب [ آگاهی محض ]باشد که صوموا برؤیته و افطروا برؤیته. کما اشارالیه المولوی:
روزه ظاهر هست امساک طعام - روزه معنی توجه دان تمام
این دهان بندد که چیزی کم خورد - و آن ببندد چشم و غیرش ننگرد.(975)
در حدیث آمده است که با رؤیت هلال ماه (ماه رمضان) روزه بگیرید و با رؤیت هلال ماه (ماه شوال) عید فطر بگیرید. ملا حسین کاشفی به نیابت نحله، ضمیر را به خدا - یا آگاهی محض - بر می گرداند تا از آن نتیجه بگیرد که روزه معنوی و عرفانی همانا امساک از ادراک محسوسات و اندیشه و آگاهی نسبت به امور دنیا و آخرت و دین و هر چیز دیگر است که به رؤیت ذهنی یا شهود آگاهی محض منتهی شود. حسی بن الفتی تبریزی می نویسد: روزه، قطع توجهات، و امساک التفات را گویند از آنچه جز حق [ آگاهی محض ](976)