فهرست کتاب


تعالی شناسی - جلد دوم

استاد جلال الدین فارسی

16 - بنان حمال (متوفای 316)

از او می پرسند: بزرگترین حال های صوفیان کدام است؟ چهارمین حالی که ذکر می کند این است التخلی عن الکونین بالتشبث بالحق با تمسک به حق [ آگاهی محض ] هر دو جریان (دنیا و آخرت) را واگذاشتن.(499)

17 - ابوعمرو دمشقی (متوفای 320)

می گوید: تصوف عبارت از دیدن جهان مادی بدیده نقص است، بلکه چشم پوشیدن از هر ناقصی تا آن را که او منزه از هر نقصی است مشاهده کند.(500)

18 - ابوبکر واسطی (متوفای بعد از 320)

بعقیده وی کسانی که سرگرم ذکر خدایند تا وقتی که نسبت به ذکرشان آگاهی دارند بیش از کسانی که ذکر خدا را فراموش کرده اند در غفلت اند. و منظورش این است که مرتبه بالاتر از یاد کردن خدا و ذکر گفتنی که با توجه به عمل ذکر همراه باشد این است که عارف واقیعت ذکر گفتن خویش را از یاد ببرد و آن را از صفحه ذهن محو گرداند، زیرا در ذهن عارف فقط باید آگاهی محض باشد و بس، و عمل ذکر، واقعیتی غیر از آن است: الذکرون - فی ذکره - اکثر غفلة من الناسین لذکره، لان ذکره سواه.(501)
گفته دیگری دارد متمم این گفته اش، و بدین مضمون: آگاهی عارف نسبت به این که در حال شهود حق است به این معناست که در کنار حق واقعیت دیگری را که وجود مشاهده خود او باشد پذیرفته است؛ و این نوعی شرک است. عارف باید به جایی برسد که شهود حق را از یاد برده فراموش کند که در حال شهود حق است. تنها در این حال او حق را می بیند و بس، و نه تنها از خود بلکه از ذکر گفتن و شهود خود نیز بی خبر است. می گوید: شاهد بمشاهده الحق ایاک، و لا تشهده بمشاهدتک له شاهد این باش که حق ترا مشاهده می کند، و این را که تو حق را مشاهده می کنی مشاهده مکن.(502)
چون ابوبکر واسطی به نیشابور می رسد از شاگردان ابوعثمان می پرسد: شیخ شما چه دستوری به شما داده است؟ می گوید: دستور داده است تا پایبند عبادت و طاعت باشیم و خود را در این کار مقصر ببینیم. می گوید: این دستور همان است که آیین مجوس هم می دهد. چرا به شما دستور نداد که عبادت و طاعت را از یاد ببرید از طریق دیدن شارع و مجری آن؟!.(503)