اجتهاد در مقابل نصّ

نویسنده : سیّد عبدالحسین شرف الدّین عاملی مترجم : حجةالاسلام علی دوانی‏

مقدمه ناشر

پس از رحلت پیامبراکرم، باب اجتهاد در مسائل دین مفتوح گشت و کم کم به نقض سنتهای رسول اکرم - صلی اللَّه علیه وآله - انجامید چنانچه فریقین سخن خلیفه دوم را در مسأله متعه، نقل کرده اند: سنتان محللتان کانتا فی زمن رسول اللَّه وانا احرمهما، بلکه گاهی اجتهاد، در برابر آیات قرآن هم سرایت کرد چنانچه نسبت رشوه دادن خلیفه دوم به سهم مؤلفة قلوبهم در سهام زکات معروف است. و این اجتهادات در تاریخ اسلام، تأثیر مهمّ و غیر قابل انکاری داشته است.
کتاب حاضر، به نام اجتهاد در مقابل نص ، ترجمه کتاب النص والاِجتهاد ، تألیف علامه شهیر، شرف الدین عاملی - رحمةاللَّه علیه - است که مؤلف عالیقدر آن، صد مورد از موارد برجسته ای را که خلفای ثلاثه (ابوبکر، عمر و عثمان) با نص صریح، مخالفت نموده و برخلاف حق و حقیقت، اظهار نظر کرده اند، با ذکر منابع و مآخذی از شیعه و سنّی بیان نموده است. و همچنین بدعتهایی را که خلفای یاد شده در دین گذاشتند و امروز به نام سنّتهای مذهبی، بین میلیونها مسلمان ناآگاه رایج شده، برشمرده است؛ بدعتهایی که پیغمبراکرم - صلی اللَّه علیه وآله - قطعاً از تمام آنها بیزار است.
ما مطالعه این اثر ارزشمند و در نوع خود کم نظیر را به علاقه مندان توصیه و سفارش می نماییم.
این دفتر، بعد از بررسی، ویرایش، مقابله و اصلاحاتی چند، آن را طبع و در اختیار علاقه مندان قرار می دهد و امیداوار است که مورد قبول پروردگار متعال قرار گیرد.
دفتر انتشارات اسلامی
وابسته به جامعه مدرسین حوزه علمیه قم

مقدّمه چاپ هشتم

بسم اللّه الرحمن الرحیم
از زمان چاپ نخست این کتاب؛ یعنی اجتهاد در مقابل نصّ تألیف علاّمه نامی شیعه؛ مرحوم آیت اللَّه سیّد عبدالحسین شرف الدین عاملی - رضوان اللَّه علیه - در سال 1351 شمسی، 23 سال می گذرد.
این کتاب، با اینکه درست به بازار فروش عرضه نشد، مع الوصف تاکنون هفت بار و اینک چاپ هشتم آن با تجدید نظر و اضافات، انتشار می یابد.
مسائل و موضوعاتی که در این کتاب گرانقدر، مطرح شده و مؤلّف فقید آن - فقید علم و دین - در آن باره دادِ سخن داده و قلمفرسایی نموده است، مسائل کلامی و بررسیهای اسلامی است که نظیر آن در سده چهارم و پنجم هجری، - یعنی قرون طلایی - اسلام، به خوبی مطرح بوده، و علمای مذاهب اسلامی از معتزله، اشاعره، شیعه امامیّه و غیره، با وسعت نظر و آزادی کامل، پیرامون آنها و در کنار هم به بحث و مجادله علمی می پرداختند. و کتابهایی مانند: مغنی قاضی عبدالجبّار معتزلی و شافی سیّد مرتضی، وتلخیص الشافی شیخ طوسی وغیره را در پی داشت.
این گونه بحثها اگر در هر زمان در جوّی آرام و صرفاً به منظور بررسی واقعیات و به دور از حبّ و بغضها و تعصبّهای جاهلانه و کینه توزیها مطرح شود، نه تنها نمی باید به آن ایراد گرفت و نسبت به آن بدبین بود، بلکه مصداق کامل رهنمود خداوند متعال در این آیه شریفه است که می فرماید: فَبَشّرْ عِبادِ الَّذینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ اَحْسَنَهُ اُولئِکَ الَّذینَ هَدایهُمُ اللَّه وَ اولئِکَ هُمْ اُولوا الألباب(1) .
وقایعی که در این کتاب شرح داده شده، چیزی نیست که بتوان آن را فراموش کرد، بلکه باید در هر زمان، آنها را مطرح ساخت و درباره علل و عواملی که موجب پدید آمدن حوادث و فجایع گردید، بحث و بررسی نمود.
مؤلّف بزرگوار کتاب، آن را در لبنان؛ کشوری که در آن مذاهب مختلف اسلامی و غیر اسلامی در کنار هم می زیستند و زندگی مسالمت آمیزی داشتند، نوشته و مورد توجه عموم آنها نیز واقع شده بود.
نه کسی به آن ایرادی گرفت و نه حتّی یک نفر در ردّ آن مقاله یا کتابی نوشت. پس اینها وقایعی است که از مفاخر علمای اهل تسنّن نقل شده، و شیعیان نیز قبول دارند، و باید یک فرد مسلمان بداند، و حقیقت را از لابلای آنها پیدا کند. حتی تَبَیّن الرّشْدُ مِنَ الغَیّ .
متأسفانه در ایران، گاهی افرادی که کاسه از آش داغترند و دیدی باز ندارند، با تحریکات وهابیها و سمپاشیهای آنها، اظهاراتی می کنند که عِرض خود می برند و زحمت ما می دارند.
به مصداق آنکه: مشک آن است که خود بوید، نه آنکه عطّار بگوید، توجه به ارزش مباحث کتاب را به مطالعه دقیق آن توسط خوانندگان، محول می کنیم، و به افراد تنگ نظر می گوییم: به این نکته توجه کنید که مؤلّف عالیقدر کتاب، مرحوم سیّد شرف الدین عاملی، خود از دعات مهم وحدت عالم اسلامی بود، و تمام علمای منصف شیعه و سنّی او را بدین صفت می شناختند.
سالها مقالات نغز و ژرف او در رسالة الاسلام نشریه دارالتقریب بین المذاهب الاسلامیه، (چاپ مصر)، پیرامون وحدت صفوف مسلمین در برابر دشمنان مشترک اسلام چاپ و منتشر می شد. و مورد اعجاب و تحسین همگان بود.
همه او را خیرخواه عالم اسلام می دانستند و اعتراف داشتند که عمر گرانبهای خود را در این راه صرف کرد. سفرهای او به مصر، فلسطین و سوریه - که ضمن شرح احوال او در ایام مبارزه اش با استعمار فرانسه در مقدمات کتاب می خوانید - گویای این واقعیت است.
ارتباط او با علمای اعلام مصر، بویژه شیخ عبدالمجید سلیم رئیس وقت الأزهر مصر، و مراجعات علمی و کلامی و مکاتباتی که با هم داشته اند، و در کتاب المراجعات (تألیف وی) که تاکنون نزدیک به سی بار به طبع رسیده و در سراسر دنیای اسلام، انتشار یافته است، به خوبی می رساند که اگر علمای اسلامی بخواهند در جوی مساعد و به دور از تعصّب، پیرامون واقعیت اسلام، بحث و بررسی کنند، امکان پذیر است. و به نتایج عالی هم می رسند.
در اینجا سخن را کوتاه می کنیم و به منظور ارائه شاهدی گویا، نوشته کوتاه مجله رسالة الاسلام - که یک سال پس از رحلت مؤلّف بزرگوار به مناسبت چاپ و انتشار این کتاب؛ یعنی النصّ والاجتهاد که نام دیگرش اجتهاد در مقابل نصّ است، در شماره اوّل سال یازدهم آن، به سال 1378 ه ق چاپ شده است - می آوریم.
نوشته به نام هیئت تحریریه مجله درسر فصل مقاله ای تحت عنوان النصّ والاجتهاد به قلم فرزند بزرگ مؤلّف مرحوم صدرالدین شرف الدین آمده است. و آن این است: الاجتهاد والنصّ؛ میوه ای از میوه های درخت بارور و پر برکتی است که غرس شد و نمو کرد و در زیر آفتاب تابان اسلام، ثمر داد. و سایه بلندش که علم و عمل و ایمان و عزّت و وفا بود؛ یعنی مرحوم مغفور علّامه سیّد شرف الدین موسوی - که اوایل سال گذشته به جوار رحمت حقّ پیوست - بر دنیا گسترده شد. و اینک سخنی از فرزند فرزانه اش پیرامون گوشه هایی از حالات پدر بزرگوارش در موقع تألیف این کتاب که از نظرتان می گذرد(2).
تهران: علی دوانی
28 تیرماه 1373 شمسی

مقدّمه چاپ اوّل:

بسم اللّه الرّحمن الرحیم
اجتهاد در مقابل نصّ آخرین اثر بسیار نفیس وتألیف گرانقدر و منیف علّامه فقید شیعه و نویسنده بزرگ اسلامی، آیت اللَّه العظمی مرحوم سیّد عبدالحسین شرف الدین عاملی است. مؤلّف فقید، خود در نظر داشته است، متن عربی آن را به همین نام بنامد، ولی بعد، تغییر رأی داده و به نصّ و اجتهاد موسوم نموده است.
اجتهاد در مقابل نصّ - که یک اصطلاح اصولی است، یعنی مقدّم داشتن نظر شخصی، بر فرمان صریح خداوند عالم و پیغمبر اکرم - صلّی اللَّه علیه وآله وسلّم -!
نصّ ، یعنی گفتار صریح خداوند (قرآن مجید) و سخنان روشن پیغمبر است که توسط راویان اخبار و أحادیث، به ما رسیده و محدّثان بزرگ اسلامی - اعمّ از شیعه و سنّی - در منابع معتبر خود، آورده اند.
اجتهاد نیز در اصطلاح به معنای اِعمال رأی و استنباط حکم است، ولی این اجتهاد، در صورتی برای مجتهد و افراد مطّلع اسلامی، مجاز و متّبع است که بر وفق کتاب و سنّت باشد، و نظر مجتهد از این دو منبع سرشار سرچشمه بگیرد. و در جهت مخالف نصّ صریح آن نباشد.
بنابراین، کسی که در مقابل نصّ، اجتهاد می کند، در حقیقت می گوید: خداوند و پیغمبر برای خود نظری دارند و من هم نظری . در صورتی که ما به حکم قرآن در اسلام وظیفه داریم همه جا مطیع امر خدا و فرمان پیغمبر باشیم، و معتقدیم که هرگونه نظر مخالف، در برابر فرمان خدا و پیغمبر، معصیت و بدعت و به کلّی از درجه اعتبار ساقط است.
در این کتاب، صد مورد از مواردی که ابوبکر، عمر، عثمان، عایشه، خالد ابن ولید و معاویه، در برابر خدا و پیغمبر، جبهه گرفتند، و در لحظات حسّاسی، بر خلاف حقّ و حقیقت، اظهارنظر نمودند، به خوبی نمایانده شده است.
افرادی که در این کتاب شناسانده شده اند، چهره هایی بوده اند که با اعمال و رفتار خود، به نام دین و اسلام و دلسوزی به حال مسلمین، جلو پیشرفت واقعی دین خدا را گرفتند، و میراث اسلام را به خود اختصاص دادند. و آن را میان دار و دسته و قوم و خویش خود تقسیم کردند. تعالیم عالیه اسلام را پشت سر انداختند، و خاندان پیغمبر، یعنی تراجم وحی الهی و مفسّران قرآن مجید و مدافعان صمیمی اسلام و مسلمین را نادیده گرفتند.
خداوند پیغمبران و امامان بحقّ را - که همگی معصوم بودند - بدین منظور به رهبری خلق، منصوب داشت تا با نفس قدسی و مافوق بشری خود، جامعه انسانی را از انحراف، گناه، اشتباه و فساد برهانند و به راه راست سعادت، سوق دهند.
اگر حوادثی که در این کتاب تشریح شده، در آغاز اسلام پدید نمی آمد، و عاملان آن، حکومت اسلامی را با زدوبند و صحنه سازی قبضه نمی کردند، یا خودسرانه و جسورانه در شؤون دولت اسلام، دخالت نمی نمودند، امروز اسلام دین جهانی و قرآن، قانون اساسی دنیا بود. امروز مسلمانان پیشرو همه و آقای جهان بودند، نه این طور که در محدوده آسیا و قسمتی از آفریقا بمانند و در جا بزنند، آن هم با وضع فلاکتباری که با آن دست به گریبانند.
اگر اینان بر سر کار نمی آمدند، اسلام وحدت و معنویت خود را از دست نمی داد، جهان اسلام تجزیه نمی شد، ملوک الطوائف و حکومتهای خودکامه و زمامداران خودسر، به وجود نمی آمدند. محور اسلام منحرف نمی گشت و ظلم و ستم و فساد و تباهی، جای عدالت، شرافت، لیاقت و فضیلت را نمی گرفت.
اما چه سود که جهل جامعه و کم رشدی اجتماع، به فرصت طلبان اجازه داد تا بار دیگر و برای همیشه، خود را به جامعه تحمیل کنند و جلوِ پیشرفت مکتب الهی را بگیرند، بلکه این جامعه بود که سرنوشت خود را به دست آنان سپرد و تمام زحمات انبیاء و جانشینان بحقّ آنها را به باد داد! اینجاست که باید با لسان الغیب شیراز همصدا شد و گفت:
آه آه از دست صرّافان گوهر ناشناس - هر زمان خر مهره را با درّ برابر می کنند
و به نصیحت سنایی گوش داد که می گوید:
از پی ردّ و قبول عامه خود را خر مکن - زانکه کار عامه نبود جز خری یا خرخری
گاو را باور کنند اندر خدایی عامیان - نوح را باور ندارند از ره پیغمبری
برای اینکه بدانید چه شد اسلام با همه تعالیم جهان پسندش، از جهش و گسترش، بازماند و در محدوده خاورمیانه و شمال آفریقا متوقّف گردید، این کتاب را بخوانید و برای اینکه بدانید چرا وضع مسلمانان چنین است و چرا به روزی افتاده اند که باید در برابر خودی و بیگانه و ملحدان و یهود و نصارا احساس حقارت کنند و در همه جا زور و ظلم حاکم باشد، این کتاب پرمایه را مطالعه کنید. آنگاه ببینید عاملان بدبختی مسلمانان و سلطه اجانب بر آنان چه کسانی بوده اند و چاره آن چیست!

مؤلّف عالیقدر این کتاب، دانشمند بزرگ اسلام، مجاهد علّامه عالیقدر مرحوم سیّد شرف الدین عاملی، یکی از شخصیتهای نامی عالم اسلام و شیعه امامیه در کشور لبنان بود. شهر صور ، بلکه جنوب لبنان از نام سیّد عبدالحسین شرف الدین جدا نیست. هرکس نام این شهر تاریخی و منطقه شیعه نشین جنوب لبنان و جبل عامل را شنیده باشد، با علّامه شرف الدین عاملی هم آشناست.
مؤلّف بزرگوار در زمانی که افزون از هشتاد سال داشته است، نتیجه مطالعات عمیق خود را پس از نگارش چهل کتاب کم نظیر و پر ارزش مذهبی و اسلامی، در کتاب حاضر آورده است. قدرت فکر و احاطه وی بر احادیث و مدارک و منابع اهل تسنّن و توانایی او در نقض و ابرام موضوعات مختلف کلامی و متانت و مهارت وی در تشریح مطالب در هر بخشی از آن جلوه گر است.
مترجم، چند سال پیش، نخست از روی چاپ اوّل، قسمتی از آن را ترجمه کرد، سپس به چاپ سوم دست یافت، وآن چاپ را اساس کار خود قرار داد،اخیراً نیز به نظر رسید که چهارمین چاپ کتاب، چیزی اضافه بر چاپ سوّم نداشت.
ممکن است در خلال مباحث کتاب، نکات و اصطلاحات علمی، فقهی یا اصولی و ادبی باشد، بویژه در مقدمه آقای حکیم، که برای روشن شدن همین منظور، با دید وسیع و فاضلانه نوشته اند، ولی مباحث کتاب به گونه ای خاص است و مترجم به نحوی آن را ترجمه کرده است که درک آن دشوار نباشد.
به منظور گویا بودن بیشتر مطالب و جلب انظار قارئین محترم! عناوینی افزون بر عنوانی که مؤلّف در آغاز هر مورد و در خلال مواد 11 و 85 آورده بود، قرار دادیم. و هرجا لازم بود، به قدری که بر حجم کتاب افزوده نشود، توضیحاتی در پاورقیها به نام مترجم آوردیم، بقیه پاورقیها از مؤلّف است.
لازم به یادآوری می دانیم که قسمت زیادی از پاورقیهای مفصّل و متوسط مؤلّف را در متن قرار دادیم، به نحوی که شاید خواننده تصور نکند آن قسمت، پاورقی بوده و در متن، جای گرفته است.
تذکر این نکته را هم لازم می دانیم که نویسنده، این کتاب را به شیوه همیشگی خود و روشی که از آغاز کار در همه تألیفات و مقالاتش معمول داشته، ترجمه کرده است. بنابراین جای این اعتراض نیست که چرا کسانی که روزی دم از بزرگداشت خلفای راشدین و عقاید برادران اهل سنّت و مدارک و منابع و احادیث و تواریخ آنها می زدند، امروز برگشته و با قلم و بیان برای حفظ ولایت و تشیّع دست و پا می کنند.
نه! ما آن روز و امروز،یک نظر داشته ایم و یک هدف را دنبال کرده ایم و هرگز تحت تأثیر اوضاع روز و موج زمان، اصول کاری خود را تغییر نخواهیم داد.
ترجمه این کتابِ گرانقدر هم در تعقیب همان هدف و به شیوه سایر آثار ما، بر مبنای شناخت اسلام در مکتب خاندان نبوت و ائمّه طاهرین - علیهم السّلام - انتشار می یابد.
امیدواریم مطالعه این کتاب در راه بزرگداشت اسلام، برای عموم خوانندگان، ثمربخش باشد. و بتواند به میزان زیادی، نقاط تاریک تاریخ گذشته ما را روشن سازد.
تهران: علی دوانی
8/3/1351 شمسی