فهرست کتاب


وصال خویشان

اقبال حسینی نیا

د)مالی:

کمک مالی بلاعوض برای رفع مشکلات خویشان، دادن هدیه به خویشان در مناسبت های خاص، هزینه کردن مال خویش برای رفع کدورت ها و اختلافات ایشان، مواسات با آنها در مال، حفظ اموال خویشان و وارد نکردن خسارت های مالی به آنها و پرداخت صدقه های مالی به نیابت از آنها، از نمونه های صله رحم مالی به شمار می آید.

3. مصادیق ارحام

در یک تقسیم بندی کلی، رابطه خویشاوندی هر فرد را می توان به دو دسته، خویشاوندی نسبی و خویشاوند سببی تقسیم کرد: خویشاوندی نسبی، پیوندی است که از طریق خون و رحم باشد و خویشاوندی سببی، پیوندی است که از طریق ازدواج برقرار می شود.
نظرهای گوناگونی درباره مصداق های ارحام وجود دارد:
الف) ارحام به کسانی گفته می شود که به صورت بی واسطه (مثل برادر و خواهر) یا با واسطه (مثل نوه و عموزاده) به یک رحم منتسب باشند.
ب) خویشاوندانی که در انتساب به آخرین پدر و مادر مسلمان، اشتراک داشته باشند، ارحام یکدیگر شمرده می شوند و چون اسلام، موجب قطع ارحام جاهلیت شده است، انتساب به پدربزرگ و مادربزرگ مشرک یا کافر جزو ارحام به شمار نمی آید.
ج) کسانی که به سبب قرابت نسبی یا بر اساس دستورهای شرعی از ازدواج با یکدیگر منع شده اند، ارحام یکدیگر شمرده می شوند. در مقابل، کسانی هچون پسر عموها و دختر عموها که ازدواج آنها ممنوعیت شرعی ندارد، ارحام یکدیگر شمرده نمی شوند.
د) ارحام، تنها به کسانی گفته می شود که در طبقه بندی کتاب الارث، جزو مصداق های مورد نظر به شمار می آیند.
ه) ارحام به کسانی گفته می شود که در انتساب به چهارمین جد، مشترک باشند. از این رو، برادران و خواهران و فرزندانشان، عموها و فرزندان آنها، عموها و عمه های پدری و مادری، دایی ها و خاله ها و فرزندان آنها و به طور کلی، همه کسانی که در این سلسله به نوعی با فرد نسبت دارند، اعم از اینکه جزو محارم باب نکاح باشند یا نه، از ارث بهره مند شوند یا نه، خویشاوند دور باشند یا نزدیک، ارحام شمرده می شوند.

4. سلسله مراتب ارحام

در رساله حقوق امام سجاد (علیه السلام) آمده است:
حقوق ارحام، متعدد و متنوع است و بر حسب میزان قرابت و پیوند نسبی ایشان تنظیم می شود. واجب ترین این حقوق، حق مادر و پس از آن، حق پدر و در مرحله سوم، حق اولاد و در مرحله بعد، حق برادران است. بر این اساس، حقوق دیگر خویشان بر پایه میزان قرابت آنها تعیین می شود.(25)
بقیه حقوق ارحام به ترتیب قرابت و نزدیکی است، مانند:
1. حق مولا و صاحب اختیار و ولی نعمت.
2. حق کسی که او، ولی نعمت و صاحب اختیارش باشد.
3. حق کسی که به انسان نیکی کرده است.
4. حق کسی که برای اعلام وقت نماز، اذان بگوید.
5. حق امام جماعت.
6. حق هم نشین.
7. حق همسایه.
8. حق دوست و رفیق.
9. حق شریک.
10. حق اموالی که در اختیار انسان است.
11. حق بدهکار.
12. حق طلبکار.
13. حق کسانی که با انسان رفت و آمد می کنند.
14. حق دشمنی که علیه او ادعا کرده است.
15. حق دشمنی که انسان علیه او ادعایی کرده است.
16. حق مشورت کننده بر مشاور و حق مشاور بر مشورت کننده.
17. حق کسی که به موعظه ها و پندهای انسان گوش می سپارد.
18. حق کسی که خیرخواه و مصلحت اندیش انسان باشد.
19. حق بزرگ ترها.
20. حق کوچک ترها.
21. حق کسی که از او در خواستی یا او از آنها تقاضایی کرده است.
22. حق کسی که با گفتار یا رفتار، از روی عمد یا سهو به او بدی کرده است.
23. حق هم کیشان.
24. حق کفار ذمی.
25. حقوقی که در شرایط گوناگون و با دگرگونی اسباب پدیدار می گردند.
اکنون از میان این حقوق، مواردی را که به موضوع صله رحم ارتباط دارد، توضیح می دهیم: