فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

یک مقایسه روشن

خداوند متعال پس از بیان داستان حضرت نوح(علیه السلام) در آیات 24 تا 48 سوره هود، مى فرماید:
«تِلْکَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهَا إِلَیْکَ مَا کُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَ لَا قَوْمُکَ مِن قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ;(275) (اى پیامبر!) اینها از اخبار غیبى است که به تو وحى مى کنیم; نه تو، و نه قومت، اینها را پیش از این نمى دانستید. بنابراین، صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهیزکاران است».
قرآن مجید مدّعى است آنچه مردم از زندگانى حضرت نوح(علیه السلام) مى دانستند آمیخته با انواع خرافات بود. داستان زندگانى واقعى حضرت نوح(علیه السلام) که خالى از پیرایه ها و خرافات و مملّو از پیام ها و عبرتهاست، تنها از طریق وحى در اختیار پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)قرار گرفته است. این ادّعا با مقایسه معارف و مضامین آیات قرآن با آنچه در تورات آمده روشن مى شود.
به عنوان مثال قرآن مجید، در داستان حضرت آدم(علیه السلام)، علم و دانش را سبب
﴿صفحه 222 ﴾
فضیلت و برترى آدم بر فرشتگان مى داند;(276) در حالى که طبق آنچه که در تورات تحریف شده موجود مى خوانیم، گناه آدم که سبب بیرون راندن آن حضرت از بهشت شد استفاده از درخت علم ودانش بود! قرآن معجزه است و آن کتاب آمیخته با خرافه، و چقدر تفاوت است بین معجزه و خرافه.
در مورد داستان حضرت نوح(علیه السلام) به قطعه اى از تورات توجّه فرمایید. پیشاپیش از ساحت مقدّس آن پیامبر بزرگ جهت نقل این عبارت پوزش مى طلبیم. در فصل نهم سفر پیدایش تورات مى خوانیم:
«و نوح به فلاحت زمین شروع کرد و تاکستانى غرس نمود و شراب نوشیده و مست شد و در خیمه خود عریان گردید. و هام پدر کنعان برهنگى پدر خود را دید، دو برادر خود را از بیرون خبر کرد و سام و یافث ردایى را گرفته بر کتف خود انداخته و عقب عقب رفته و برهنگى پدر خود را پوشاندند!»
آیا یک شخص عاقل، هر چند پیامبر نباشد، مرتکب چنین اعمال زشتى مى شود؟ چطور مى شود چنین امورى را به یک پیامبر، آن هم پیامبرى اولواالعزم که براى هدایت قومش 950 سال زحمت کشید، نسبت داد؟ ببین تفاوت ره از کجا تا به کجاست.(277)
اینجاست که معنى آیه فوق را مى فهمیم و به صدق ادّعاى قرآن پى مى بریم و باید بیش از پیش قدر این کتاب آسمانى محفوظ از تحریف و خرافات را بدانیم و به خاطر این نعمت بزرگ سر بر سجده بگذاریم و شکرش را به جا آوریم.
﴿صفحه 223 ﴾

فصل یازدهم: توصیه های شیطان

﴿صفحه 225 ﴾

توصیه شیطان به نوح(علیه السلام) (278)

پس از پایان گرفتن طوفان و هلاکت تمام مشرکان و بت پرستان، روزى شیطان خدمت حضرت نوح(علیه السلام) رسید و عرض کرد: تو به من خدمت کرده اى، من نیز مى خواهم به پاس آن کار، به تو خدمتى کنم!
حضرت نوح(علیه السلام) با تعجّب پرسید: چه خدمتى؟ گفت: این جمعیّتى که نفرین کردى و نابود شدند و همچنین نسل آنها را، شب و روز مى بایست وسوسه مى کردم و زحمت مى کشیدم تا هدایت نشوند. اکنون که هلاک شدند تا مدّتى آسوده ام!
حضرت نوح(علیه السلام) (گویا اطمینان نداشت غذاى معنوى که شیطان مى خواهد به او بدهد غذاى مناسبى باشد و لذا آماده شنیدن سخنان او نبود. لذا، خطاب آمد نصایحش را بشنو!،(279)) فرمود: چه خدمتى مى خواهى به من بکنى؟ شیطان گفت: در سه جا به یاد من باش که در آن سه حالت خیلى به بندگان خدا نزدیکم:
1. «اُذْکُرْنى اِذا غَضِبْتَ; به هنگام خشم و غضب به یاد من باش (که بسیار به تو نزدیکم)».
بسیارى از قهرها، نزاع ها، طلاق ها، گناهان و مانند آن، به هنگام خشم و عصبانیّت پایه ریزى مى شود.(280) و لذا، توصیه شده که به هنگام عصبانیّت و غضب هیچ تصمیمى
﴿صفحه 226 ﴾
نگیرید و سخن نگویید، و از آن مکان خارج شوید و حالتتان را تغییر دهید. یعنى مثلا اگر نشسته اید بایستید و اگر ایستاده اید بنشینید، تا عصبانیّت فروکش کند.(281)
خشم و غضب آنقدر نکوهیده است که نوعى جنون محسوب مى شود. حضرت على(علیه السلام) در این زمینه مى فرماید:
«اَلْحِدَّةُ ضَرْبٌ مِنَ الْجُنُونِ لِاَنَّ صاحِبَها یَنْدُمُ، فَاِنْ لَمْ یَنْدُمْ فَجُنُونُهُ مُسْتَحْکَمُ;(282) تندخویى و عصبانیّت نوعى جنون است; چرا که صاحبش پشیمان مى شود و اگر پشیمان نشود دلیل بر آن است که جنونش مستحکم و دائمى است!».
بنابراین، به هنگام غضب باید مراقب وسوسه هاى شیطان بود.
2. «وَاذْکُرْنى إِذا حَکَمْتَ بَیْنَ اثْنَیْنِ; به هنگام قضاوت بین دو نفر (نیز) به یاد من باش».
هر چند قضاوت در عصر و زمان ما واجب کفایى است و کسانى که واجد شرایط لازم هستند باید متصدّى این امر شوند; امّا باید مراقب خطرات آن از جمله وسوسه هاى شیطان باشند. که در چنین حالتى به انسان بسیار نزدیک است و ممکن است وى را از مرز عدالت خارج کند. امورى همچون خویشاوندى و رفاقت و همکار بودن و هم حزب بودن و مانند آن، یا خداى ناکرده رشوه و امتیازات ویژه و شبیه آن، باعث نشود که قاضى به ناحق قضاوت کند.
3. «وَاذْکُرْنى إِذا کُنْتَ مَعَ امْرَأَة خالیاً لَیْسَ مَعَکُما اَحَدٌ;(283) و به هنگامى که با زن تنهایى خلوت کرده اى و هیچ کس غیر از شما دو نفر در آن جا نیست (نیز) به یاد من باش».
ارتباطات تلفنى با جنس مخالف، چت کردن با نامحرم و خلاصه هرگونه خلوت با نامحرم، مشمول این روایت مى شود.
﴿صفحه 227 ﴾