فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

الگوهاى خوبان و بدان

خداوند متعال در آیات شریفه دهم تا دوازدهم سوره تحریم، دو الگو براى انسانهاى مشرک و بى ایمان، و دو الگو براى موحّدان و مؤمنان بیان مى کند:
«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ امْرَأَتَ نُوح وَ امْرَأَتَ لُوط کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَینِْ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئًا وَ قِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ* وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِى عِندَکَ بَیْتًا فىِ الْجَنَّةِ وَ نَجِّنىِ مِن فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجّنىِ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ* وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتىِ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبّهَا وَ کُتُبِهِ وَ کَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ; خداوند براى کسانى که کافر شده اند، به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده صالح از بندگان ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حالشان نداشت، و به آنها گفته شد: «همراه، کسانى که وارد آتش مى شوند، وارد شوید»! و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است، در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! نزد خود براى من خانه اى در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش!» و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما از روح خود در آن دمیدیم، او کلمات پروردگار خویش و کتاب هایش را تصدیق کرد و از مطیعان (فرمان خدا) بود».
﴿صفحه 217 ﴾
به منظور تکمیل مباحث مربوط به نوح پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)، شایسته است اشاره اى هم به همسرش، که راه شرک و کفر را پیمود، داشته باشیم. به همین مناسبت آیات سه گانه فوق انتخاب شد که اشاره به سرگذشت دو زن بى ایمان و دو زن فوق العاده با ایمان دارد، که داستان زندگى همه آنها مایه عبرت است; اگر در آن بیندیشیم.
چند نکته در آیات مورد بحث قابل توجّه است:
1. خیانت همسر حضرت نوح(علیه السلام)، و همچنین همسر حضرت لوط(علیه السلام)(272) مسایل جنسى و ارتباط با دیگران نبود. و اساساً همسر هیچ پیامبرى از این جهت مشکل نداشته است، بلکه خیانت آنها جاسوسى و انتقال اخبار خانه نبوّت براى مشرکان و بت پرستان بود.(273) بنابراین آنچه که گاه العیاذ بالله در مورد ارتباط نامشروع بعضى از همسران پیامبران گفته مى شود کذب محض است و هیچ اعتبارى ندارد.
و لذا در روایتى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) مى خوانیم:
«ما بَغَتْ اِمْرَأَةُ نِبّى قَطُّ;(274) همسر هیچ پیامبرى هرگز آلوده عمل منافى عفّت نشد».
2. رابطه این دو زن بى ایمان با آن دو پیامبر عظیم الشأن باعث نجات آنها نشد. این مطلب نشان مى دهد که اگر انسان ایمان و عمل صالح نداشته باشد، نباید چشم به شفاعت و مانند آن بدوزد.
3. این زنان تنها الگو و اسوه زنان نیستند، بلکه سرگذشت آنها براى مردان هم مایه عبرت است. و این نشانه عظمت حضرت مریم و آسیه(علیهما السلام) که آنقدر در آسمان ایمان اوج گرفته اند که مردان مؤمن نیز میتوانند از آنها الگو بگیرند.
4. آسیه، همسر فرعون، در کاخ فرعون و در قلب کفر و شرک ایمان آورد و در مقابل
﴿صفحه 218 ﴾
تمام شکنجه ها به زانو در نیامد و دست از خداى موسى برنداشت و در آستانه شهادت دست به دعا بلند نمود و سه دعا کرد و خداوند هر سه خواسته اش را اجابت فرمود و قصرى به مراتب بهتر و وسیع تر از قصر فرعون، در بهشت به وى عنایت کرد.
5. حضرت مریم، مادر حضرت عیسى(علیهما السلام)، در مقابل سیل تهمتهاى دشمنان استقامت کرد، و در این مسیر صبر و خویشتن دارى نمود و با توکّل بر خداوند به موفقیّت دست یافت.
6. نکته آخر این که عاقبت آن دو زن مشرک و بى ایمان، آتش سوزان دوزخ و جهنّم، و عاقبت حضرت مریم و آسیه(علیهما السلام)بهشت و جلب خوشنودى خداوند بود.
﴿صفحه 219 ﴾

فصل دهم: مقایسه قرآن مجید و تورات کنونی

﴿صفحه 221 ﴾

یک مقایسه روشن

خداوند متعال پس از بیان داستان حضرت نوح(علیه السلام) در آیات 24 تا 48 سوره هود، مى فرماید:
«تِلْکَ مِنْ أَنْبَاءِ الْغَیْبِ نُوحِیهَا إِلَیْکَ مَا کُنْتَ تَعْلَمُهَا أَنْتَ وَ لَا قَوْمُکَ مِن قَبْلِ هَذَا فَاصْبِرْ إِنَّ الْعَاقِبَةَ لِلْمُتَّقِینَ;(275) (اى پیامبر!) اینها از اخبار غیبى است که به تو وحى مى کنیم; نه تو، و نه قومت، اینها را پیش از این نمى دانستید. بنابراین، صبر و استقامت کن، که عاقبت از آن پرهیزکاران است».
قرآن مجید مدّعى است آنچه مردم از زندگانى حضرت نوح(علیه السلام) مى دانستند آمیخته با انواع خرافات بود. داستان زندگانى واقعى حضرت نوح(علیه السلام) که خالى از پیرایه ها و خرافات و مملّو از پیام ها و عبرتهاست، تنها از طریق وحى در اختیار پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)قرار گرفته است. این ادّعا با مقایسه معارف و مضامین آیات قرآن با آنچه در تورات آمده روشن مى شود.
به عنوان مثال قرآن مجید، در داستان حضرت آدم(علیه السلام)، علم و دانش را سبب
﴿صفحه 222 ﴾
فضیلت و برترى آدم بر فرشتگان مى داند;(276) در حالى که طبق آنچه که در تورات تحریف شده موجود مى خوانیم، گناه آدم که سبب بیرون راندن آن حضرت از بهشت شد استفاده از درخت علم ودانش بود! قرآن معجزه است و آن کتاب آمیخته با خرافه، و چقدر تفاوت است بین معجزه و خرافه.
در مورد داستان حضرت نوح(علیه السلام) به قطعه اى از تورات توجّه فرمایید. پیشاپیش از ساحت مقدّس آن پیامبر بزرگ جهت نقل این عبارت پوزش مى طلبیم. در فصل نهم سفر پیدایش تورات مى خوانیم:
«و نوح به فلاحت زمین شروع کرد و تاکستانى غرس نمود و شراب نوشیده و مست شد و در خیمه خود عریان گردید. و هام پدر کنعان برهنگى پدر خود را دید، دو برادر خود را از بیرون خبر کرد و سام و یافث ردایى را گرفته بر کتف خود انداخته و عقب عقب رفته و برهنگى پدر خود را پوشاندند!»
آیا یک شخص عاقل، هر چند پیامبر نباشد، مرتکب چنین اعمال زشتى مى شود؟ چطور مى شود چنین امورى را به یک پیامبر، آن هم پیامبرى اولواالعزم که براى هدایت قومش 950 سال زحمت کشید، نسبت داد؟ ببین تفاوت ره از کجا تا به کجاست.(277)
اینجاست که معنى آیه فوق را مى فهمیم و به صدق ادّعاى قرآن پى مى بریم و باید بیش از پیش قدر این کتاب آسمانى محفوظ از تحریف و خرافات را بدانیم و به خاطر این نعمت بزرگ سر بر سجده بگذاریم و شکرش را به جا آوریم.
﴿صفحه 223 ﴾