فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

راز انحراف فرزند نوح(علیه السلام)

از مباحث گذشته علّت انحراف فرزند نوح(علیه السلام) معلوم شد. از نظر محیط خانواده مشکلى نداشت. پدرش پیامبر اولواالعزم بود و بهترین تلاشها را براى تربیت خانوادگى او به کار گرفت و آن زمان، محیط مدرسه و دانشگاهى هم که وجود نداشت. بنابراین، محیط جامعه و دوستان باب او را به فساد کشاند.
آرى، چون «کنعان» پسر نوح پیامبر، با دوستان و رفقاى بد و فاسد همنشین شد، خاندان نبوّتش گم کرد و خود نیز همرنگ آنها شد.

ضلع چهارم شخصیّت!

همانگونه که گذشت، مثلّث شخصیّت در عصر و زمان ما تبدیل به مربّع شخصیّت گشته، و عامل چهارمى پیدا شده که تأثیر فراوانى بر تربیت انسان مى گذارد، و آن رسانه هاى ارتباط جمعى است. لازم است در اینجا هم سخنى با اصحاب رسانه و گردانندگان آن داشته باشیم و هم خطراتى که ممکن است این رسانه ها داشته باشند را به کار بران آن گوشزد کنیم.
به یقین یکى از مهمترین پایه هاى شخصیّتى مردم در این دوران، همین رسانه هاست; روزنامه ها، مجلّات، رادیو، تلویزیون، شبکه هاى ماهواره اى، اینترنت و حتّى پیام هاى کوتاه موبایل ها.
﴿صفحه 214 ﴾
و لذا، دشمن بیشترین سرمایه گذارى را براى تخریب شخصیّت و دین و مذهب مسلمانان در این زمینه کرده است. آنقدر شبکه هاى ماهواره اى تأسیس شده که قابل شمارش نیست. این شبکه ها یا اخلاق مردم را فاسد مى کنند، و یا مشغول سیاه نمایى هستند، و یا شبهات عقیدتى منتشر مى سازند.
نظام اسلامى باید به مقابله با این توطئه گسترده دشمن برخیزد، و در اوّلین گام بطور جدّى مراقب رسانه هاى خود باشد. یعنى برنامه هاى سالم و مفیدى تولید کند، و مراقب آفتهاى رسانه اى باشد، تا این رسانه ها پناهگاهى مطمئن براى مردم باشند و آنها بتوانند با خیال راحت، خودشان و فرزندانشان، از تولیدات متنوّع آن استفاده کنند.
و در گام بعد، با راه اندازى شبکه هاى متعدّد ماهواره اى در موضوعات مختلف و با استفاده از عالمان فرهیخته و دلسوز برجسته حوزه و دانشگاه، هم پاسخگوى شبهات دشمن باشد، و هم نقاط ضعف فراوان آنها را برجسته کرده و به مردم نشان دهد. تا متوجّه شوند فرهنگ غرب، فرهنگ فاسد و بى محتوایى است و سرابى بیش نیست.
همانگونه که گفته شد همه رقم برنامه هاى مورد نیاز تولید کند. برنامه هایى در زمینه معارف دینى، مسایل اخلاقى، احکام اسلامى، مهارتهاى فنّى، مباحث علمى و تحقیقاتى، مسابقات ورزشى و تفریحى; امّا برنامه هاى تفریحى آن هم باید پیام داشته باشد، و تنها به خنداندن و پر کردن اوقات مردم قناعت نگردد و در بیان مسایل جنسى و عشقى بسیار مراقب باشند که پرده ها دریده نشود و به حُجب و حیاى مردم آسیبى نرسد، و این مهارت را از سوره یوسف بیاموزند. این سوره به یکى معنى یک سوره عشقى است. به ریزترین مسایل جنسى نیز پرداخته; امّا بسیار دقیق و ظریف. مثلا وقتى که زلیخا همه چیز را براى کامجویى خود آماده کرد و تمام موانع را به نظر خود بر طرف نمود و حضرت یوسف(علیه السلام) مقاومت کرد و تسلیم نشد و زلیخا او را تهدید کرد و مخیّر بین تمکین و زندان نمود، حضرت یوسف(علیه السلام)دست به آسمان بلند کرد و خطاب
﴿صفحه 215 ﴾
به خداى خویش عرض کرد: «قَالَ رَبِّ السِّجْنُ أَحَبُّ إِلَىَّ مِمَّا یَدْعُونَنىِ إِلَیْهِ;(271) پروردگارا! زندان تو نزد من محبوب تر است از آنچه اینها مرا به سوى آن مى خوانند».
اوج مسایل جنسى را با یک جمله کنایى و اشاره اى بیان مى کند; به گونه اى که هم مقصودش را مى رساند و هم جهات عفّت و حیا را مراعات مى نماید. و لذا، وقتى که این داستان قرآنى را تبدیل به سریال آموزنده کردند، با استقبال فراوان مردم مواجه شد.
بنابراین، فیلمهاى تفریحى باید هدفدار باشد و مسایل جنسى همراه با مسایل اخلاقى گردد. مبادا براى خنداندن مردم کارهاى خلاف انجام شود. مبادا صحنه هاى زشت رذایل اخلاقى و بد حجابى ترویج گردد، که پیامدهاى سنگینى دارد. بسیارند افرادى که به واسطه ماهواره ها و دیگر رسانه ها، فاسد و منحرف شده اند و اعضاى خانواده خود را نیز به انحراف کشانده اند. خانواده ها بدانند که این شبکه هاى ماهواره اى خیر و صلاح آنها را نمى خواهند; بلکه به دنبال اهداف نامشروع خود هستند. به عنوان نمونه اخیراً شبکه اى تأسیس شده که مردم را صریحاً به استفاده از موادّ مخدّر فرا مى خواند و نکات مثبتى براى آن بیان مى کند. راستى چه کسانى مواد مخدّر را در دنیا پخش و از آن سود مى برند؟
دو گروه عامل پخش آن هستند:
1. سوداگران مرگ; که فقط به دنبال جیب خود هستند و بدبختى و بیمارى و ذلّت و زبونى و از دست دادن اعتبار و شخصیّت و خانواده آلودگان به این موادّ افیونى و حتّى مرگ معتادان به موادّ مخدّر براى آنها مهم نیست.
2. سیاستمداران شیطان صفت; که قصد دارند با مواد مخدّر نیروى جوان و شاداب جوامع را از کار انداخته، و راه را براى نفوذ و سلطه خویش هموار سازند. اگر نیروى جوان، آلوده این مواد شود کشور قدرت دفاعى خود را از دست مى دهد و چاره اى جز
﴿صفحه 216 ﴾
تسلیم ندارد.
بنابراین، باید بطور جدّى مراقب رسانه هاى فاسد و مفسد و توابع و پیامدهاى خطرناک آن باشیم و با استفاده از این رسانه هاى خطرناک، نعمتهاى ارزشمندى را که خداوند در اختیارمان نهاده به راحتى از دست ندهیم.

الگوهاى خوبان و بدان

خداوند متعال در آیات شریفه دهم تا دوازدهم سوره تحریم، دو الگو براى انسانهاى مشرک و بى ایمان، و دو الگو براى موحّدان و مؤمنان بیان مى کند:
«ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ کَفَرُواْ امْرَأَتَ نُوح وَ امْرَأَتَ لُوط کَانَتَا تَحْتَ عَبْدَیْنِ مِنْ عِبَادِنَا صَالِحَینِْ فَخَانَتَاهُمَا فَلَمْ یُغْنِیَا عَنْهُمَا مِنَ اللَّهِ شَیْئًا وَ قِیلَ ادْخُلَا النَّارَ مَعَ الدَّاخِلِینَ* وَ ضَرَبَ اللَّهُ مَثَلًا لِّلَّذِینَ ءَامَنُواْ امْرَأَتَ فِرْعَوْنَ إِذْ قَالَتْ رَبِّ ابْنِ لِى عِندَکَ بَیْتًا فىِ الْجَنَّةِ وَ نَجِّنىِ مِن فِرْعَوْنَ وَ عَمَلِهِ وَ نَجّنىِ مِنَ الْقَوْمِ الظَّالِمِینَ* وَ مَرْیَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتىِ أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِیهِ مِن رُّوحِنَا وَ صَدَّقَتْ بِکَلِمَاتِ رَبّهَا وَ کُتُبِهِ وَ کَانَتْ مِنَ الْقَانِتِینَ; خداوند براى کسانى که کافر شده اند، به همسر نوح و همسر لوط مثل زده است، آن دو تحت سرپرستى دو بنده صالح از بندگان ما بودند، ولى به آن دو خیانت کردند و ارتباط با این دو (پیامبر) سودى به حالشان نداشت، و به آنها گفته شد: «همراه، کسانى که وارد آتش مى شوند، وارد شوید»! و خداوند براى مؤمنان، به همسر فرعون مثل زده است، در آن هنگام که گفت: «پروردگارا! نزد خود براى من خانه اى در بهشت بساز، و مرا از فرعون و کار او نجات ده و مرا از گروه ستمگران رهایى بخش!» و همچنین به مریم دختر عمران که دامان خود را پاک نگه داشت، و ما از روح خود در آن دمیدیم، او کلمات پروردگار خویش و کتاب هایش را تصدیق کرد و از مطیعان (فرمان خدا) بود».
﴿صفحه 217 ﴾
به منظور تکمیل مباحث مربوط به نوح پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)، شایسته است اشاره اى هم به همسرش، که راه شرک و کفر را پیمود، داشته باشیم. به همین مناسبت آیات سه گانه فوق انتخاب شد که اشاره به سرگذشت دو زن بى ایمان و دو زن فوق العاده با ایمان دارد، که داستان زندگى همه آنها مایه عبرت است; اگر در آن بیندیشیم.
چند نکته در آیات مورد بحث قابل توجّه است:
1. خیانت همسر حضرت نوح(علیه السلام)، و همچنین همسر حضرت لوط(علیه السلام)(272) مسایل جنسى و ارتباط با دیگران نبود. و اساساً همسر هیچ پیامبرى از این جهت مشکل نداشته است، بلکه خیانت آنها جاسوسى و انتقال اخبار خانه نبوّت براى مشرکان و بت پرستان بود.(273) بنابراین آنچه که گاه العیاذ بالله در مورد ارتباط نامشروع بعضى از همسران پیامبران گفته مى شود کذب محض است و هیچ اعتبارى ندارد.
و لذا در روایتى از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) مى خوانیم:
«ما بَغَتْ اِمْرَأَةُ نِبّى قَطُّ;(274) همسر هیچ پیامبرى هرگز آلوده عمل منافى عفّت نشد».
2. رابطه این دو زن بى ایمان با آن دو پیامبر عظیم الشأن باعث نجات آنها نشد. این مطلب نشان مى دهد که اگر انسان ایمان و عمل صالح نداشته باشد، نباید چشم به شفاعت و مانند آن بدوزد.
3. این زنان تنها الگو و اسوه زنان نیستند، بلکه سرگذشت آنها براى مردان هم مایه عبرت است. و این نشانه عظمت حضرت مریم و آسیه(علیهما السلام) که آنقدر در آسمان ایمان اوج گرفته اند که مردان مؤمن نیز میتوانند از آنها الگو بگیرند.
4. آسیه، همسر فرعون، در کاخ فرعون و در قلب کفر و شرک ایمان آورد و در مقابل
﴿صفحه 218 ﴾
تمام شکنجه ها به زانو در نیامد و دست از خداى موسى برنداشت و در آستانه شهادت دست به دعا بلند نمود و سه دعا کرد و خداوند هر سه خواسته اش را اجابت فرمود و قصرى به مراتب بهتر و وسیع تر از قصر فرعون، در بهشت به وى عنایت کرد.
5. حضرت مریم، مادر حضرت عیسى(علیهما السلام)، در مقابل سیل تهمتهاى دشمنان استقامت کرد، و در این مسیر صبر و خویشتن دارى نمود و با توکّل بر خداوند به موفقیّت دست یافت.
6. نکته آخر این که عاقبت آن دو زن مشرک و بى ایمان، آتش سوزان دوزخ و جهنّم، و عاقبت حضرت مریم و آسیه(علیهما السلام)بهشت و جلب خوشنودى خداوند بود.
﴿صفحه 219 ﴾