فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

1. محیط خانواده

سؤال: اسلام براى تربیت فرزند در محیط خانواده از چه زمانى برنامه دارد؟
از دوران نوجوانى، یا کودکى، یا شیرخوارگى، یا آغاز ولادت و یا حتّى قبل از تولّد؟
جواب: اسلام از زمانى که انسان مى خواهد همسرى براى خود انتخاب کند مسأله تربیت فرزند آینده آنها را شروع مى کند. و لذا، در روایات ما براى همسر شایسته ویژگى هاى خاصّى مطرح شده است. از جمله این که به مسلمانان توصیه شده به سراغ
﴿صفحه 199 ﴾
همسرى دین دار و متدیّن بروند.(236) یعنى هر چند هر کدام از جمال و کمال و میزان تحصیلات امتیاز خوبى است، امّا امتیاز مهم، دیندارى است. بسیارند کسانى که به دنبال جمال و زیبایى رفته و همسرى زیبا انتخاب نموده، و به دین و عقیده او اهمیّتى ندادند، و جمال همسرشان بلاى بزرگى در زندگى مشترکشان شد. همانگونه که برخى به دنبال مال و ثروت همسرشان بودند و همان مال بلاى جان آنها شد. و از آن بدتر، کسانى به هواى مال پدر دختر، با دخترى ازدواج کرده و پس از ازدواج براى مرگ پدر زن لحظه شمارى نموده، تا پس از مرگ وى، اموالش به دخترش برسد و سپس به تملّک او درآید، امّا خوشبخت نشدند! ازدواجهایى که با ملاک و معیار زیبایى و ثروت زوجه صورت گیرد ختم به خیر نمى شود.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «إِذا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ لِجَمالِها اَوْ لِمالِها وُکِّلَ إِلى ذلِکَ، وَ إِذا تَزَوَّجَها لِدینِها رَزَقَهُ اللهُ الْمالَ وَ الْجَمالَ»;(237) هرگاه مردى، زنى را به خاطر زیبایى یا ثروتش به عنوان همسر انتخاب کند، خداوند او را به همان مال و جمال واگذار مى کند (و حمایتش نمى کند) ولى اگر به خاطر دین و ایمانش با او ازدواج نماید، خداوند مال و جمال نیز به او عنایت مى کند».
بنابراین، تربیت فرزند از هنگام انتخاب همسر آغاز مى شود و به هنگام عروسى و زفاف و آمیزش و انعقاد نطفه ادامه پیدا مى کند و لهذا سفارشات فراوانى در مورد زمان و مکان آمیزش و کیفیّت و چگونگى آن در روایات اسلامى به چشم مى خورد(238) و سپس در دوران حاملگى شدّت پیدا مى کند و سفارشات متعدّدى از جمله استفاده أکید از غذاى حلال به چشم مى خورد.(239)
هنگامى که فرزند به دنیا مى آید و دوران شیرخوارگى اش شروع مى شود نیز
﴿صفحه 200 ﴾
دستورات خاصى وجود دارد. از جمله این که اگر به هر علّت مادر نتواند به نوزاد شیر بدهد و بخواهند دایه اى براى کودک انتخاب کنند باید دایه اى بیابند که احمق نباشد، عداوت و دشمن اهل بیت را در دل نداشته باشد، و لب به شراب نزند.(240)
و در همین راستا حقوقى را به نفع فرزند بر عهده پدر گذاشته، که به هشت نمونه آن در ضمن سه روایت اشاره مى کنیم:

حقوق فرزند بر والدین

روایت اوّل: حضرت على(علیه السلام) طبق آنچه که در نهج البلاغه آمده، فرمودند:
«حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى الْوالِدِ اَنْ یُحَسِّنَ اسْمَهُ، وَیُحَسِّنَ أَدَبَهُ، وَیُعَلِّمَهُ الْقُرآنَ;(241) و حق فرزند بر پدرش این است که نام نیک برایش انتخاب کند، و خوب تربیتش نماید، و قرآن را تعلیمش دهد».
1. نام نیک; علّت سفارش نام نیک براى فرزندان این است که تکرار نام، اثر تلقینى در فرزند دارد. مثلا وقتى نام پسر عبدالله باشد و این نام تکرار شود، فرزند به این فکر مى کند که بنده خدا باشد، و در مقابل خداوند وظیفه اى دارد. و هنگامى که نام دخترى را فاطمه بگذارند و این نام تکرار شود و او را با آن نام صدا کنند، تلاش مى کند که از حضرت فاطمه زهرا(علیها السلام)پیروى نماید. همانگونه که نامهاى بد اثر تلقینى منفى دارد و لذا از آن نهى شده است.(242) اگر در روایات از انتخاب نام «مالک» نهى شده،(243) بدان جهت است که صاحب این نام بر اثر تکرار آن خیال مى کند که مالک هستى است. نام «خالد» نیز غافل کننده است و انسان را از مرگ و جهان آخرت غافل مى کند و لذا نهى شده است.(244) از انتخاب نام دشمنان اسلام نیز نهى
﴿صفحه 201 ﴾
شده است.(245) پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) گاه هنگام برخورد با نام هاى نامناسب آنها را تغییر مى داد،(246) و نام مناسبى براى آن شخص انتخاب مى کرد. نتیجه این که یکى از حقوق فرزند، نام نیک است.
2. ادب نیکو; دوّمین حق فرزند این است که او را بطور صحیح ادب کند. برخى تصوّر مى کنند ادب آن است که اگر کار بدى کرد او را به باد کتک بگیرد; این اشتباه است. تأدیب فرزند این است که کار صحیح را در اعمال و رفتار والدین خود مشاهده کند. مثل این که در برابر فرزندان سخنان زشت و بى ادبانه نگویند، و به یکدیگر توهین نکنند، فحّاشى و بددهانى ننمایند، دروغ نگویند، تهمت نزنند، کتک کارى نکنند و خلاصه این که به بچّه ها درس عملى بدهند. زیرا اگر خودشان آلوده این اعمال زشت باشند و به بچّه ها سفارش به کارهاى خیر کنند، هیچ اثرى ندارد. پس بهترین راه تأدیب، ادب عملى است.
3. تعلیم قرآن; سوّمین حق فرزند بر پدر این است که او را با قرآن آشنا سازد. خوانندگان محترم! فرزندانتان را از کودکى با قرآن آشنا کنید که هر چه با قرآن آشناتر شوند از انحرافات و مفاسد اخلاقى بیشتر فاصله خواهند گرفت. انسان هنگامى که برنامه تلاوت قرآن بچّه هاى کم سنّ و سال را از تلویزیون مشاهده مى کند لذّت مى برد. مخصوصاً که بسیار زیبا و بدون غلط و با رعایت تمام قواعد تجوید از عهده تلاوت قرآن برمى آیند. علاوه بر قرائت و تلاوت قرآن، باید تدریجاً آنها را با معارف بلند قرآن نیز آشنا سازیم.
روایت دوّم: پیامبرگرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) در مورد حقوق فرزند، فرمودند:
«حَقُّ الْوَلَدِ عَلى والِدِه اَنْ یُعَلِّمَهُ الْکِتابَةَ، وَ السِّباحَةَ، وَ الرِّماحَةَ، وَ اَنْ
﴿صفحه 202 ﴾
لایَرْزُقَهُ إِلّا طَیِّباً;(247) حق فرزند بر پدرش این است که خواندن و نوشتن و شناکردن و تیراندازى به او تعلیم دهد، و جز غذاى حلال به او نخوراند».
در این روایت به چهار حق دیگر فرزند اشاره شده است:
4. تحصیل علم; فراگیرى علم و قدرت بر خواندن و نوشتن از دیگر حقوق فرزند است. اکنون که عصر مبارزه با بیسوادى است این حق جلوه خاصّى ندارد، امّا طرح آن بیش از 1400 سال قبل در محیطى که تمام با سوادهاى آن به بیست نفر نمى رسید(248)بسیار مهم بود، و نشان از اهمیّت فوق العاده اسلام به علم و دانش مى دهد. بنابراین، بر پدر لازم است که زمینه تحصیل فرزندش را به مقدار امکاناتش مهیّا سازد.
5. تعلیم شنا; یکى دیگر از حقوق فرزند بر پدر این است که به او شنا یاد دهد. چون ممکن است فرزند در دریا یا رودخانه یا استخرى گرفتار شود و اگر شنا بلد نباشد جانش به خطر بیفتد.
6. تیراندازى; آمادگى دفاعى و نظامى از دیگر حقوق فرزند است. اگر ما در جنگ تحمیلى آمادگى کافى دفاعى نداشته بودیم بیگانگان و دشمنان ما را نابود کرده بودند. همانگونه که اگر جوانان حزب الله لبنان تعلیمات نظامى کافى نداشتند، اسرائیل آنها را بلعیده بود.
7. غذاى حلال; فرزند یکى از افرادى است که واجب النّفقه پدر محسوب مى شود، و تا زمانى که قادر بر تهیّه نفقه خود نباشد و پدر قادر باشد باید نفقه اش را تأمین کند. ولى پدر باید دقّت کند که غذاى حلال به فرزندش بدهد; چون غذاى حرام آثار زیانبارى بر روح انسان مى گذارد،(249) تا آن جا که امام حسین(علیه السلام) یکى از علل انحطاط و
﴿صفحه 203 ﴾
شقاوت کوفیان را پر شدن شکمهاى آنان از لقمه حرام شمرد.(250)
حدیث سوّم: در روایت دیگرى از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) مى خوانیم:
«حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى والِدِه اَنْ یُحَسِّنَ اِسْمَهُ، وَ یُزَوِّجَهُ إِذا اَدْرَکَ، وَیُعَلِّمَهُ الْکِتابَةَ;(251) حق فرزند بر پدرش این است که برایش نام نیک انتخاب کند، و هنگامى که به سنّ ازدواج رسید مقدّمات ازدواجش را فراهم نماید، و خواندن و نوشتن به او یاد دهد».
در این روایت نیز به سه حق اشاره شده که در مورد دو حق آن در روایت قبل بحث شد، و حقّ دیگر آن ازدواج است.
8. حقّ ازدواج; هشتمین حقّ فرزند، حقّ ازدواج و تشکیل زندگى مشترک است. پدر و مادر وظیفه دارند هنگامى که فرزندشان (چه پسر و چه دختر) به سنّ ازدواج رسید وسایل ازدواجش را آماده کنند. حدیث عجیبى داریم که باید پدر و مادرهاى سخت گیر و اهل تجمّلات و تشریفات، و آنها که به دنبال مسابقه تجمّل پرستى هستند، به آن توجّه کنند. پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) طبق این روایت مى فرماید:
«اگر جوان بر اثر سخت گیرى بى دلیل پدر و مادر موفّق بر ازدواج نشود و به خاطر ترک ازدواج به گناه بیفتد پدر و مادر نیز، در گناه این فرزند شریکند!»(252)
چرا اینقدر ازدواج را سخت مى گیرید و براى خود و جوانان مشکل ساز شده اید؟ مگر عروس و دامادى برتر از فاطمه و على(علیهما السلام) در این عالم سراغ دارید؟ ازدواج و مهریّه و جهیزیّه و جشن ازدواجشان را در کتابهاى تاریخى مطالعه کنید و ببینید چقدر ساده بوده است.(253) بیایید با تأسّى به این بزرگان، بتهایى که در مورد ازدواج و مهریّه و
﴿صفحه 204 ﴾
جهیزیّه و جشن عقد و عروسى ساخته ایم، بشکنیم و موانع را از سر راه جوانان برداریم.
مهریّه ساده، جهیزیّه سبک، جشن کم خرج، مایه آبروریزى نیست. انحراف جوانان و آلودگى جنسى آنان و روابط نامشروعى که به خاطر موانع ازدواج رخ مى دهد، مایه آبروریزى است!
خلاصه این که اوّلین مکتب تربیت فرزند، دامان مادر و آغوش پدر است، که اهمیّت فوق العاده اى دارد.

مکتب دوّم: محضر استاد و معلّم

دوّمین مکتب تربیتى انسان محضر استاد و معلّم است که از دوران پیش دبستانى شروع مى شود و تا مراحل مختلف دانشگاه ادامه مى یابد. در این مرحله، اگر برنامه هاى تحصیلى مناسب، و کتابهاى درسى سالم، و اساتید هم مطابق موازین صحیحى انتخاب شوند، تربیت صحیحى شکل خواهد گرفت. برنامه اسلام در این بعد تربیتى چیست؟ آیات متعدّد و روایات فراوانى در این زمینه وجود دارد که به برخى از آنها خواهیم پرداخت. امّا قبل از آن، توجّه به این نکته لازم است که این روایات از معجزات اسلام است. زیرا این احادیث در زمانى بیان شده که خرافات سرتاسر جامعه حجاز را در برگرفته بود(254) و علم و دانش ارزشى نداشت. بیان روایات بلندى در مورد علم و دانش در آن محیط، نوعى معجزه محسوب مى شود. اینک به روایاتى در مورد تعلیم و تعلّم و ارزش علم و دانش توجّه فرمایید:
1. دانش براى همه; از نظر اسلام علم آموزى هیچ محدودیّت سنّى و جنسى ندارد. اسلام دانش آموختن را بر همه مسلمانان واجب مى داند.
(طَلَبُ الْعِلْمِ فَریضَةٌ عَلى کُلِّ مُسْلِم وَ مُسْلِمَة).(255)
﴿صفحه 205 ﴾
بنابراین، از نظر اسلام زن و مرد، پیر و جوان، ثروتمند و فقیر، همه و همه باید به دنبال تحصیل علم باشند.
2. دوران تحصیل; از نظر اسلام دوران تحصیل نیز محدود به زمان خاصّى نیست; بلکه از گاهواره تا گور ادامه دارد. (اُطْلُبُوا الْعِلْمَ مِنَ الْمَهْدِ إِلَى الْلَّحدِ).(256)
بنابراین، در فرهنگ اسلامى چیزى به نام فارغ التحصیلى وجود ندارد، و انسان تا آخر عمر همواره باید در حال یادگیرى باشد، و اگر دو روزش مساوى باشد و چیزى بر معلوماتش افزوده نشود ضرر کرده است.(257)
3. ارزش فوق العاده فراگیرى علم; در مورد اهمیّت تعلیم علم روایات فراوانى وجود دارد، که به چند نمونه آن قناعت مى کنیم:
الف) حضرت على(علیه السلام) فرمودند:
«تَعَلَّمُوا الْعِلْمَ فَاِنَّ تَعَلُّمَهُ حَسَنَةٌ، وَ مُدارَسَتَهُ تَسْبیحٌ، وَ الْبَحْثَ عَنْهُ جِهادٌ، وَ تَعلیمَهُ لِمَنْ لایَعْلَمُهُ صَدَقةٌ»;(258)
یادگیرى علم (و گامهایى که به سوى کلاس درس بر مى دارید) حسنه است. و مباحث علمى حکم تسبیح خدا را دارد. و بحث از علم و دانش جهاد است. و یاد دادن آن به انسانهاى جاهل صدقه محسوب مى شود».
دنیاى امروز یادگیرى را واجب کرده، و اگر معلوم شود کسى سواد خواندن و نوشتن ندارد او را مجبور به فراگیرى مى کند، ولى یاد دادن را واجب و اجبارى نکرده است. امّا
﴿صفحه 206 ﴾
اسلام علاوه بر وجوب تحصیل علم، تدریس و تعلیم را نیز واجب شمرده است.
ب) پیامبرگرامى اسلام، حضرت محمّد مصطفى(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند:
«اَلا اُخْبِرُکُمْ عَنِ الْاَجْوَدِ الْاَجْوَدِ؟ اَللهُ الْاَجْوَدُ الْاَجْوَدُ، وَ اَنَا اَجْوَدُ وُلْدِ آدَمَ وَ اَجْوَدُکُمْ مِنْ بَعْدى رَجُلٌ عُلِّمَ عِلْماً فَنَشَرَ عِلْمَهُ;(259) مى خواهید سخاوتمندترین فرد را به شما معرّفى کنم؟ سخاوتمندترین موجود خداوند متعال است. و سخاوتمندترین انسان در میان فرزندان آدم من هستم. و سخاوتمندترین شما بعد از من کسى است که چیزى را فراگیرد و به دیگران یاد دهد».
ج) در روایت دیگرى از پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) مى خوانیم:
«اِنَّ مُعَلِّمَ الْخَیرِ یَسْتَغْفِرُ لَهُ دَوابُّ الْاَرْضِ، وَ حیتانُ الْبَحْرِ، وَ کُلُّ ذى رُوح فى الْهَواءِ، وَ جَمیعُ اَهْلِ السَّماءِ وَ الْاَرْضِ;(260) کسى که به مردم چیزهاى خوب (دنیوى و اخروى، علم دین و دنیا) یاد مى دهد تمام موجودات زمین و آسمان و جنبندگان، حتّى ماهیان دریا و مرغان آسمان، براى او استغفار مى کنند».
واقعاً مقام معلّم چقدر والا و بالاست که تمام زمین و آسمان برایش استغفار نموده، و در مقابلش سر تعظیم فرود مى آورند.
د) در روایت سومى از آن حضرت چنین خوانیم:
«اِنَّ الْمُعَلِّمَ اِذا قالَ لِلصَّبِىِّ بِسْم اللهِ کَتَبَ اللهُ لَهُ وَ لِلصَّبِىِّ و لِوالِدَیْهِ بَرائَةٌ مِنَ النّارِ;(261) هنگامى که معلّم به کودک مى گوید بسم الله بگو، سه برائت از جهنّم نوشته مى شود: یکى براى معلّم، دیگرى براى خود بچّه، و سوّمى براى پدر و مادر آن بچّه».
گفتن یک بسم الله الرحمان الرحیم این قدر ثواب دارد، حال اگر آن بچّه زیر نظر معلّم، تمام قرآن را حفظ کند چقدر ارزش و ثواب دارد؟
﴿صفحه 207 ﴾
از این روایات معلوم مى شود که درس و تحصیل و تدریس بسیار مهم است.
4. ویژگى هاى معلّم شایسته: ما حقّ نداریم نزد هر معلّمى زانو بزنیم و فرزندمان را به کلاس درس هر استادى بفرستیم; بلکه باید معلّم و استاد را با دقّت انتخاب کنیم. خداوند متعال در آیه 24 سوره عبس مى فرماید: «فَلْیَنْظُرِ الْاِنْسانُ اِلى طَعامِه»;(262) انسان باید به غذایش بنگرد!»
ظاهر این آیه شریفه و آیات قبل و بعدش این است که موضوع بحث، مسایل توحیدى است. یعنى هنگامى که انواع غذاها را سر سفره مى گذارند و میل مى کنى، فکر کن که از کجا آمده است؟ آیا در مورد همین نانى که در هر سه وعده غذایى مورد استفاده قرار مى گیرد اندیشیده اى؟ یک دانه گندم را مورد مطالعه قرار بده، که چگونه ساخته شده است؟ هر دانه گندمى یک نطفه زنده دارد، و بقیّه اش موادّ غذایى محسوب مى شود.
هنگامى که کشاورز آن را در دل زمین مى کارد نمى تواند از موّاد غذایى زمین استفاده کند و لذا نطفه زنده گندم از موّاد غذایى خود گندم استفاده کرده و شروع به رشد و نمّو مى نماید، تا به تدریج قادر بر استفاده از موّاد غذایى زمین شوند. ممکن است دانشمندان دانشمندان جمع شوند و با مطالعه و تحقیق و پژوهش چیزى شبیه دانه گندم با همان مواد غذایى بسازند، امّا نطفه زنده اى نخواهد داشت و چنانچه سال ها در دل زمین پنهان شود سبز نخواهد شد! براستى، دریایى از معارف توحیدى در دانه گندم وجود دارد; اگر در آن اندیشه کنیم.
آیا دقّت کرده اید هنگامى که پرتقالى را پوست نموده و آن را برش مى دهیم، صدها بطرى کوچک بلورین که پر از آب پرتقال است با نهایت دقّت و ظرافت در کنار هم چیده شده، به گونه اى که امکان جا به جایى هوا در بین بطریها نیست، و لذا فاسد نمى شود. آرى، در یک قاچ پرتقال یک دنیا توحید و خداشناسى است. نتیجه این که
﴿صفحه 208 ﴾
ظاهر آیه مورد بحث و آیات قبل و بعدآن توجّه به مسایل توحیدى است.
امّا آیه شریفه معناى دیگرى نیز دارد. و آن مراقبت از غذاى روح است.(263) انسان باید در مورد غذاى روحش دقّت کند، و مراقب باشد علم و دانش را از چه کس مى گیرد. نکند معلّم و استادى غذاى مسموم روحى را در قالب زیبایى قرار دهد و به خورد تو دهد و روحت را بیمار کند.
اساتید مسلمان و انقلابى، مسئولین محترم دانشگاه ها، دولتمردان عرصه فرهنگى و علمى کشور مراقب علوم وارداتى باشند و از این غذاهاى روحى دانشجویان به شدّت مراقبت کنند، که گاه صاحبان آن، فرهنگ و عقاید فاسدشان را از طریق علومشان به مردم دیگر کشورها تحمیل مى کنند.
به عنوان نمونه، در دوران طاغوت کتاب جامعه شناسى دانشگاه را مورد مطالعه قرار دادم. در بخشى از این کتاب در مورد مذهب چنین نوشته شده بود: «آیا مذهب زاییده جهل انسان است، یا مولود ترس انسان مى باشد؟» یعنى مذهب ساختگى است. آن روز که انسان جاهل بود و اسباب عالم طبیعت را نمى شناخت معتقد به مذهب و خدا شد. همانگونه که اشخاصى که از سیلاب و زلزله و دیگر حوادث خوفناک آسمانى و زمینى مى ترسیدند به خدا و مذهب پناه مى بردند! به عبارت دیگر نویسنده این کتاب، غیر واقعى بودن مذهب و خداوند را قطعى ومسلّم گرفته بود و به زعم خویش به دنبال علل و عوامل آن بود! این گونه کتابها بسیار خطرناک است و لذا عزیزانى که مسئولیّت تنظیم متون درسى کتابهاى دانشگاهى و غیر دانشگاهى را دارند باید بسیار مراقب باشند و فیلتر بگذارند تا مبادا مطلب خلافى به دانش آموختگان منتقل شود.
البتّه ما مخالف استفاده از علوم و دانش و کشفیّات دیگران نیستیم، و از مطالب
﴿صفحه 209 ﴾
مفید و خوب آنها استقبال مى کنیم، امّا باید مسایل خلاف عقاید و اخلاق و معارف دینى آن حذف شود.