فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

علل انحراف

سؤال: مگر حضرت نوح(علیه السلام) فرزند خود را خوب تربیت نکرد که منحرف شد؟ حضرت نوح(علیه السلام) که در طول 950 سال رسالت موفّق شد حدود هشتاد نفر را هدایت کند(234) یعنى براى هدایت هر نفر بطور متوسّط 12 سال وقت گذاشت، چطور براى هدایت فرزندش وقت کافى نگذاشت؟ آیا نعوذ بالله نطفه این فرزند اشکال داشته است؟
جواب: هرگز اشکالى در نطفه فرزند نوح نبوده است و اساساً هیچ یک از همسران پیامبران، حتّى آنها که از نظر عقیده راه کفر و شرک را پیمودند و مشکل عقیدتى داشتند، آلودگى جنسى نداشتند(235)، و هر کس مطلبى در این مورد بگوید باطل و بى اساس و بدور از واقعیّت است. نتیجه این که بى شک فرزند نوح حلال زاده بوده و در مورد تربیت او هیچ کوتاهى از ناحیه حضرت نوح(علیه السلام) صورت نگرفته بوده است.
بنابراین، علل انحراف او چیز دیگرى بوده که براى پى بردن به آن لازم است به سراغ عوامل تربیتى برویم و در مورد آن بحث نماییم.
﴿صفحه 198 ﴾

مثّلث تربیت انسان ها

دانشمندان تعلیم وتربیت معتقدند انسان در سه مکتب پرورش پیدا مى کند و آن را مثلث تربیت مى نامند:
1. دامان مادر و آغوش پدر یا محیط خانواده.
2. محیط تحصیل علم یا مکتب درسى; که شامل پیش دبستانى، دبستان، دوره راهنمایى، دبیرستان، پیش دانشگاهى و دانشگاه مى شود.
3. محیط جامعه; باید مراقب بود که فرزند در محیط کسب و کار با چه کسانى محشور است. در محلّه با چه افرادى رفاقت مى کند. در تفریحگاه ها و پارک ها به سراغ چه کسانى مى رود. در محیط اداره با چه انسانهایى حشر و نشر دارد. در مجالس با چه کسانى مى نشیند. همه اینها محیط جامعه محسوب مى شود.
در عصر و زمان ما، مکتب چهارمى نیز پیدا شده و مثلّث تربیت را تبدیل به مربّع تربیت کرده، و آن رسانه هاى ارتباط جمعى است. برنامه هاى رادیویى، تلویزیون، ماهواره، اینترنت، روزنامه ها، مجلّات و حتّى پیامک ها، تأثیر زیادى در تربیت فرزند دارد.
اسلام در تمام این زمینه ها برنامه دارد. اگر کسى در هر سه زمینه، بلکه هر چهار زمینه، مراقب تربیت فرزندش باشد و بتواند او را کنترل کند، تربیت شایسته اى خواهد یافت. امّا اگر در هر زمینه اى غفلت کند به همان نسبت در تربیت او ناموفّق خواهد بود.

1. محیط خانواده

سؤال: اسلام براى تربیت فرزند در محیط خانواده از چه زمانى برنامه دارد؟
از دوران نوجوانى، یا کودکى، یا شیرخوارگى، یا آغاز ولادت و یا حتّى قبل از تولّد؟
جواب: اسلام از زمانى که انسان مى خواهد همسرى براى خود انتخاب کند مسأله تربیت فرزند آینده آنها را شروع مى کند. و لذا، در روایات ما براى همسر شایسته ویژگى هاى خاصّى مطرح شده است. از جمله این که به مسلمانان توصیه شده به سراغ
﴿صفحه 199 ﴾
همسرى دین دار و متدیّن بروند.(236) یعنى هر چند هر کدام از جمال و کمال و میزان تحصیلات امتیاز خوبى است، امّا امتیاز مهم، دیندارى است. بسیارند کسانى که به دنبال جمال و زیبایى رفته و همسرى زیبا انتخاب نموده، و به دین و عقیده او اهمیّتى ندادند، و جمال همسرشان بلاى بزرگى در زندگى مشترکشان شد. همانگونه که برخى به دنبال مال و ثروت همسرشان بودند و همان مال بلاى جان آنها شد. و از آن بدتر، کسانى به هواى مال پدر دختر، با دخترى ازدواج کرده و پس از ازدواج براى مرگ پدر زن لحظه شمارى نموده، تا پس از مرگ وى، اموالش به دخترش برسد و سپس به تملّک او درآید، امّا خوشبخت نشدند! ازدواجهایى که با ملاک و معیار زیبایى و ثروت زوجه صورت گیرد ختم به خیر نمى شود.
امام صادق(علیه السلام) فرمود: «إِذا تَزَوَّجَ الرَّجُلُ الْمَرْأَةَ لِجَمالِها اَوْ لِمالِها وُکِّلَ إِلى ذلِکَ، وَ إِذا تَزَوَّجَها لِدینِها رَزَقَهُ اللهُ الْمالَ وَ الْجَمالَ»;(237) هرگاه مردى، زنى را به خاطر زیبایى یا ثروتش به عنوان همسر انتخاب کند، خداوند او را به همان مال و جمال واگذار مى کند (و حمایتش نمى کند) ولى اگر به خاطر دین و ایمانش با او ازدواج نماید، خداوند مال و جمال نیز به او عنایت مى کند».
بنابراین، تربیت فرزند از هنگام انتخاب همسر آغاز مى شود و به هنگام عروسى و زفاف و آمیزش و انعقاد نطفه ادامه پیدا مى کند و لهذا سفارشات فراوانى در مورد زمان و مکان آمیزش و کیفیّت و چگونگى آن در روایات اسلامى به چشم مى خورد(238) و سپس در دوران حاملگى شدّت پیدا مى کند و سفارشات متعدّدى از جمله استفاده أکید از غذاى حلال به چشم مى خورد.(239)
هنگامى که فرزند به دنیا مى آید و دوران شیرخوارگى اش شروع مى شود نیز
﴿صفحه 200 ﴾
دستورات خاصى وجود دارد. از جمله این که اگر به هر علّت مادر نتواند به نوزاد شیر بدهد و بخواهند دایه اى براى کودک انتخاب کنند باید دایه اى بیابند که احمق نباشد، عداوت و دشمن اهل بیت را در دل نداشته باشد، و لب به شراب نزند.(240)
و در همین راستا حقوقى را به نفع فرزند بر عهده پدر گذاشته، که به هشت نمونه آن در ضمن سه روایت اشاره مى کنیم: