فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

نکوهش لجاجت در کلمات معصومین(علیهم السلام)

با توجّه به اهمیّت این بحث، و پیامدهاى خطرناک لجاجت، به چند روایت در این زمینه توجّه فرمایید:
1. پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «اِیّاکَ وَ اللِّجاجَةَ; فَاِنَّ اَوَّلَها جَهْلٌ وَ آخِرَها نَدامَةٌ;(199) از لجاجت بپرهیز; چون آغاز آن جهالت و نادانى و انتهاى آن ندامت و پشیمانى است».
حقیقتاً که این روایت، تصویر گویایى از لجاجت ارایه کرده است.
2. حضرت على(علیه السلام) فرمودند: «اَللِجاجُ یُفْسِدُ الرَّأْىَ;(200) لجاجت عقل انسان را از کار مى اندازد». آرى، لجاجت دانشمند آگاه دانا را تبدیل به انسان احمقى نموده، و عقلش را از کار مى اندازد.
3. حضرت على(علیه السلام) در حدیث دیگرى فرمود:
«اَلّلِجاجُ بَذْرُ الشَرِّ;(201) لجاجت بذر همه شرور و بدى هاست».
انسان لجباز بذر شومى مى کارد و آن بذر، نهال شومى مى رویاند که ثمره اش ریختن آبروى خود و اطرافیانش مى باشد. گاه ثمره لجاجت از هم پاشیدن خانواده و جدایى زن و شوهر و بى سرپرست شدن فرزندان است.
4. در روایت سومى از آن حضرت مى خوانیم: «اَلِلجاجُ اَکْثَرُ الْاَشْیاء مَضَرَّةً فِى الْعاجِلِ وَ الْآجِلِ;(202) لجاجت بدترین زیانها و ضررها را در دنیا و آخرت نصیب انسان مى کند».
﴿صفحه 173 ﴾
یعنى لج بازى دنیا و آخرت انسان را تباه مى سازد.
5. در روایت دیگرى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم:
«اَلِلجاجُ یُنْتِجُ الْحُرُوبَ;(203) لجاجت (گاه) آتش جنگ هایى را روشن مى کند».
مصداق این روایت را هم اکنون در کشور لیبى شاهد هستیم. رئیس جمهور مستبد و ظالم لیبى که مردم او را نمى خواهند با لجاجت بر مقام خود پافشارى مى کند و به هیچ وجه حاضر نیست کوتاه بیاید و لذا چقدر خرابى و خونریزى به وجود آمده و در نهایت مجبور به فرار خواهد شد و کشورى ویران تحویل مردم خواهد داد. چرا باید انسان براى حفظ مقام زود گذر دنیایى اینقدر بها بپردازد و سبب این همه خرابى و ویرانى و قتل و غارت و نا امنى و ترسى و وحشت ملّت خود شود؟!
با توجّه به زیانهاى سنگین و پیامدهاى شوم و نتایج وحشتناک لجاجت، بیایید تصمیم بگیریم اگر اشتباه کردیم لج بازى نکرده و دنیا و آخرت خود را تباه نسازیم; بلکه با شجاعت اعتراف به اشتباه نموده و عذرخواهى کنیم.
طرف مقابل هم لج نکند و عذرخواهى را بپذیرد، که عذرخواهى و قبول آن هر دو شجاعت مى خواهد. از سرنوشت شیطان که بر اثر لجاجت و خیره سرى از درگاه خدا رانده شد و تا روز قیامت لعن و نفرین خدا را به جان خرید، عبرت بگیریم.

فصیح ترین آیات قرآن(204)

پس از آن که همه کافران و مشرکان و بت پرستان به سزاى اعمال خود رسیدند. و در طوفان غرق شدند و مأموریت طوفان پایان گرفت، خداوند متعال چنین فرمود:
«وَ قِیلَ یا أَرْضُ ابْلَعِى مَاءَکِ وَ یَا سَمَاءُ أَقْلِعِى وَ غِیضَ الْمَاءُ وَ قُضِىَ الْأَمْرُ وَ
﴿صفحه 174 ﴾
اسْتَوَتْ عَلَى الْجُودِىِّ وَ قِیلَ بُعْدًا لِّلْقَوْمِ الظَّالِمِینَ;(205) و گفته شد: «اى زمین، آبت را فرو بر! و اى آسمان، (از بارش) خوددارى کن!» و آب فرو نشست و کار پایان یافت و (کشتى) بر (دامنه کوه) جودى، پهلو گرفت; و (در این هنگام،) گفته شد: «دور باد گروه ستمکاران (از رحمت خدا!)».
کشتى نوح(علیه السلام) شش ماه روى آب بود. برخى گفته اند از اوّل ماه رجب تا پایان ماه ذى الحجّة(206) و عدّه اى شش ماه را از دهم رجب تا دهم ماه محرّم (روز عاشورا) مى دانند.(207) به هر حال، پس از شش ماه کشتى در کنار کوه جودى(208) پهلو گرفت.
در مورد این که: کوه جودى کجا بوده؟ در میان مفسّران اختلاف نظر زیادى وجود دارد، ولى از مجموع قرائن استفاده مى شود که کوه جودى در یک منطقه خوش آب و هوا در شمال عراق نزدیک سرزمین شام بود، و کشتى در آنجا به زمین نشست.(209)
در این جا روایت جالبى نقل شده که نشان دهنده اعجاز قرآن در زمینه فصاحت و بلاغت است، که خلاصه آن به شرح زیر خدمتتان تقدیم مى شود:
کفّار قریش جلسه اى گرفته و جمع زیادى از ارباب شعر و ادب عرب را، که در فنّ سخن و سرودن شعر مهارت زیادى داشتند، دعوت کرده و به آنها گفتند:
«پیامبر مسلمانها مدّعى است که قرآن کلام خداست و هیچ کس قادر نیست همانند قرآن، یا ده سوره مثل قرآن، و یا حتّى یک سوره شبیه آن بیاورد. شما تمام توان خود را به کار بگیرید و با هم مشورت و هم فکرى نمایید و یک سوره مثل قرآن بیاورید. تمام هزینه هاى لازم را هم ما مى پردازیم!»
﴿صفحه 175 ﴾
امکانات تهیّه شد. ابزار و وسایل پذیرایى مهیّا گشت، و آنها مشغول مطالعه ى قرآن شدند، تا با استفاده از فنون به کار رفته در قرآن به زعم خودشان بتوانند سوره اى مثل قرآن بیاورند. پس از چهل روز مطالعه، به آیه مورد بحث (آیه 44 سوره هود) رسیدند. در کمال تعجّب مشاهده کردند که خداوند متعال با فصاحت و بلاغت عجیبى یک داستان مفصّل را در شش جمله کوتاه در ضمن یک آیه بیان کرده است. در مقابل فصاحت و بلاغت قرآن سر تعظیم فرود آورده و عقب نشینى نموده، و اعلان کردند که ما قادر بر مقابله با قرآن مجید نیستیم.(210)

وظیفه ما در برابر قرآن

همه ما در برابر این نعمت بى بدیل خداوند مسئولیم. باید همگان، مخصوصاً جوانان، سعى کنند بیشتر با قرآن آشنا شوند و حظّ و بهره فزونترى از آن بگیرند. الحمدلله برنامه تلاوت هاى دسته جمعى، ختم قرآن و حفظ آیات آن فراگیر شده و اقبال مردم در این زمینه روز به روز بیشتر مى شود، که این خود جواب دندانشکنى است به دشمنان شیعه، مخصوصاً وهّابى هاى سلفى، که شیعه را از قرآن بیگانه مى دانند.
ولى قناعت به تلاوت و ختم و حفظ قرآن صحیح نیست. ما باید سعى کنیم با مفاهیم و مضامین بلند این کلام الهى نیز آشنا شویم.
به تعبیر دیگر، ما در برابر قرآن چهار وظیفه داریم: 1. خوب بخوانیم. 2. خوب بفهمیم. 3. خوب عمل کنیم. 4. خوب تبلیغ نماییم. اگر هر چهار کار را انجام دهیم، به وظیفه خود در برابر قرآن عمل کرده ایم.
﴿صفحه 177 ﴾