فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

فصل هفتم: سرنوشت دردناک فرزند نوح علیه السلام

﴿صفحه 169 ﴾

سرنوشت دردناک

یکى از فرزندان حضرت نوح(علیه السلام)، به نام کنعان(194)، همچون همسرش انسان ناخلفى بود و به پدر ایمان نیاورد. آیات 42 تا 48 سوره هود به شرح حال او پرداخته است. توجّه بفرمایید:
«وَ هِىَ تَجْرِى بِهِمْ فىِ مَوْج کَالْجِبَالِ وَ نَادَى نُوحٌ اِبْنَهُ وَ کَانَ فِى مَعْزِل یا بُنَىَّ اِرْکَب مَّعَنا وَ لَا تَکُن مَّعَ الْکَافِرِینَ; و کشتى، آنها را از میان امواجى همچون کوهها حرکت مى داد; (در این هنگام،) نوح فرزندش را که در گوشه اى بود صدا زد: پسرم! همراه ما سوار شو، و با کافران مباش».
همانگونه که قبلا گفته شد، خداوند متعال به لطف و عنایت خاصّش کشتى نوح را حفظ کرد; زیرا امواج کوه پیکر طوفان به قدرى شدید و سهمگین بود که هیچ کشتى اى تاب مقاومت نداشت. به قول شاعر:
گر نگهدار من آن است که من مى دانم *** شیشه را در بغل سنگ نگه مى دارد(195)
ضمناً از جمله «کان فى معزل» استفاده مى شود که پسر نوح در مکانى بود که نه
﴿صفحه 170 ﴾
مکان مؤمنان ثابت قدم بود و نه جایگاه کافران و بت پرستان لجوج، بلکه مکان جداگانه اى بود. به هر حال حضرت نوح با شروع طوفان و حرکت کشتى نجات، از پسرش خواست دست از لجاجت بر دارد و سوار کشتى شود. به نظر شما کنعان چه پاسخى داد؟ آیه بعد به همین مطلب پرداخته است. توجّه فرمایید:
«قَالَ سَئاوِى إِلَى جَبَل یَعْصِمُنىِ مِنَ الْمَاءِ قَالَ لَا عَاصِمَ الْیَوْمَ مِنْ أَمْرِ اللَّهِ إِلَّا مَن رَّحِمَ وَ حَالَ بَیْنَهُمَا الْمَوْجُ فَکاَنَ مِنَ الْمُغْرَقِینَ;(196) گفت: «بزودى به کوهى پناه مى برم که مرا از آب حفظ مى کند!» (نوح) گفت: «امروز هیچ نگهدارنده اى در برابر فرمان خدا نیست; مگر آن کس را که او رحم کند» در این هنگام، موج در میان آن دو جدایى افکند; و او در زمره غرق شدگان قرار گرفت!»
نتیجه لجاجت و خیره سرى!
آنچه که باعث هلاکت و نابودى فرزند نوح شد لجاجت و خیره سرى بود. او با چشم خود مى دید طوفان چه غوفایى بر پا کرده و امواج چگونه این سو و آن سو مى رود، و پدر مهربان چگونه راه نجات را بیان مى کند و او را دعوت به خیر و صلاح مى نماید؟ امّا باز هم به لجاجت و خیره سرى را ادامه داد تا آنجا که در امواج سهمگین غرق مى شد!
یکى از بدبختى هاى بشر این است که گرفتار لجاجت شده و در دام خیره سرى مى افتد. این کار پیامدهاى شومى دارد که به عنوان نمونه مى توان به پروندههاى دادگسترى لجاجت اشاره کرد. اگر لجاجت نبود سالها در پیچ و خم دادگاهها معطّل نمى شدند و این همه خون دل نمى خوردند و وقت و پولشان را هدر نمى دادند.
اگر داستان خیره سرى شیطان رجیم را مطالعه کنیم به عمق پیامدهاى نامیمون لجاجت پى خواهیم برد. شیطان مطابق آن چه که در خطبه قاصعه (خطبه 192
﴿صفحه 192 ﴾
نهج البلاغه) آمده 6000 سال عبادت خدا را کرد و عجیب این که بعضى معتقدند این مدّت طولانى را با یک نماز دو رکعتى گذراند!(197) به هر حال هنگامى که خداوند به فرشتگان دستور داد بر حضرت آدم(علیه السلام) سجده کنند، همه اطاعت کردند جز ابلیس، که حاضر نشد بر حضرت آدم(علیه السلام) سجده کند. خداوند به ابلیس فرمود: «چرا سجده نکردى؟» گفت: «من هرگز براى بشرى که او را از گل خشکیده اى که ازگل بدبویى آفریده اى، سجده نخواهم کرد».
خداوند او را از صف فرشتگان بیرون کرد و از درگاهش راند و فرمود:
«وَ إِنَّ عَلَیْکَ اللَّعْنَةَ إِلىَ یَوْمِ الدِّینِ;(198) «و لعنت (و دورى از رحمت حق) تا روز قیامت بر تو خواهد بود».
امّا شیطان متنبّه نشد و توبه نکرد، بلکه بر لجاجت خویش پافشارى کرد و گفت:
«پروردگارا! تا روز رستاخیز به من مهلت بده تا فرزندان آدم را وسوسه کنم!».
بر فرض که تمام فرزندان آدم را وسوسه کند، چه چیزى نصیب شیطان مى شود؟ جز این که شریک جرم تمام گنهکاران خواهد بود؟
متأسّفانه لجاجت اجازه نمى دهد فرد لجوج به عواقب آن بیندیشد. همه باید از عاقبت لجاجت شیطان رانده شده، و فرزند غرق شده نوح عبرت بگیریم. خانواده ها لجبازى نکنند. دولتمردان اگر اشتباهى کردند لجبازى نکنند و اصرار بر ادامه اشتباه نداشته باشند.
نویسندگان مطبوعات اگر استباه نوشتند، لجبازى نکنند و اشتباه خود را بپذیرند و عذرخواهى کنند. کسانى که در مسایل اقتصادى کشور فعالیّت دارند اگر برنامه اى را دنبال کردند و متوجّه شدند براى کشور و مردم مفید نیست با لجاجت ادامه ندهند، بلکه با شجاعت آن را متوقّف کرده و با صراحت اعلان کنند که اشتباه کرده اند. زن و
﴿صفحه 172 ﴾
شوهرهاى جوان هم مراقب وسوسه هاى شیطان در لجبازیها باشند، که در صورت عدم کنترل ممکن است تا مرز جدایى پیش برود.

نکوهش لجاجت در کلمات معصومین(علیهم السلام)

با توجّه به اهمیّت این بحث، و پیامدهاى خطرناک لجاجت، به چند روایت در این زمینه توجّه فرمایید:
1. پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمودند: «اِیّاکَ وَ اللِّجاجَةَ; فَاِنَّ اَوَّلَها جَهْلٌ وَ آخِرَها نَدامَةٌ;(199) از لجاجت بپرهیز; چون آغاز آن جهالت و نادانى و انتهاى آن ندامت و پشیمانى است».
حقیقتاً که این روایت، تصویر گویایى از لجاجت ارایه کرده است.
2. حضرت على(علیه السلام) فرمودند: «اَللِجاجُ یُفْسِدُ الرَّأْىَ;(200) لجاجت عقل انسان را از کار مى اندازد». آرى، لجاجت دانشمند آگاه دانا را تبدیل به انسان احمقى نموده، و عقلش را از کار مى اندازد.
3. حضرت على(علیه السلام) در حدیث دیگرى فرمود:
«اَلّلِجاجُ بَذْرُ الشَرِّ;(201) لجاجت بذر همه شرور و بدى هاست».
انسان لجباز بذر شومى مى کارد و آن بذر، نهال شومى مى رویاند که ثمره اش ریختن آبروى خود و اطرافیانش مى باشد. گاه ثمره لجاجت از هم پاشیدن خانواده و جدایى زن و شوهر و بى سرپرست شدن فرزندان است.
4. در روایت سومى از آن حضرت مى خوانیم: «اَلِلجاجُ اَکْثَرُ الْاَشْیاء مَضَرَّةً فِى الْعاجِلِ وَ الْآجِلِ;(202) لجاجت بدترین زیانها و ضررها را در دنیا و آخرت نصیب انسان مى کند».
﴿صفحه 173 ﴾
یعنى لج بازى دنیا و آخرت انسان را تباه مى سازد.
5. در روایت دیگرى از امیر مؤمنان على(علیه السلام) مى خوانیم:
«اَلِلجاجُ یُنْتِجُ الْحُرُوبَ;(203) لجاجت (گاه) آتش جنگ هایى را روشن مى کند».
مصداق این روایت را هم اکنون در کشور لیبى شاهد هستیم. رئیس جمهور مستبد و ظالم لیبى که مردم او را نمى خواهند با لجاجت بر مقام خود پافشارى مى کند و به هیچ وجه حاضر نیست کوتاه بیاید و لذا چقدر خرابى و خونریزى به وجود آمده و در نهایت مجبور به فرار خواهد شد و کشورى ویران تحویل مردم خواهد داد. چرا باید انسان براى حفظ مقام زود گذر دنیایى اینقدر بها بپردازد و سبب این همه خرابى و ویرانى و قتل و غارت و نا امنى و ترسى و وحشت ملّت خود شود؟!
با توجّه به زیانهاى سنگین و پیامدهاى شوم و نتایج وحشتناک لجاجت، بیایید تصمیم بگیریم اگر اشتباه کردیم لج بازى نکرده و دنیا و آخرت خود را تباه نسازیم; بلکه با شجاعت اعتراف به اشتباه نموده و عذرخواهى کنیم.
طرف مقابل هم لج نکند و عذرخواهى را بپذیرد، که عذرخواهى و قبول آن هر دو شجاعت مى خواهد. از سرنوشت شیطان که بر اثر لجاجت و خیره سرى از درگاه خدا رانده شد و تا روز قیامت لعن و نفرین خدا را به جان خرید، عبرت بگیریم.