فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

کشتى نجات ما اهل بیت پیامبرند(علیهم السلام)

«حدیث سفینه» از احادیث معروف و مشهور است، که در مورد اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)و امامان معصوم(علیهم السلام) سخن مى گوید. این حدیث به صورت گسترده در کتب معروف شیعه و اهل سنّت نقل شده است. روایت مورد بحث را حداقل هشت نفر از صحابه به شرح زیر از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل کرده اند:
1. ابوذر 2. ابوسعید خدرى 3. ابن عباس 4. انس 5. عبدالله بن زبیر 6. عامر بن واثله 7. سلمة بن الاکوع 8. على(علیه السلام)(170) که در اینجا روایت را به نقل از ابوذر ذکر مى کنیم:
ابوذر در کنار خانه خدا دست در حلقه در خانه کعبه کرد و خطاب به مردم گفت: کسانى که مرا مى شناسند که مى شناسند و هر کس مرا نمى شناسد من ابوذر غفارى هستم (همان ابوذرى که پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) درباره اش فرمود: آسمان سایه نینداخته و زمین
﴿صفحه 156 ﴾
بر دوش خود حمل نکرده انسانى که صادقتر از ابوذر باشد)(171). سپس گفت:
«سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) یَقُولُ: مَثَلُ اَهْلِ بَیْتى فیکُمْ کَمَثَلِ سَفینَة نُوح فى قَومِ نُوح مَنْ رَکِبَها نَجى وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها هَلَکَ;(172) از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)شنیدم که مى فرمود: اهلبیت من در میان شما همانند کشتى نوح هستند. هر کس بر آن سوار شود نجات مى یابد و هر کس از آن جدا شود هلاک مى گردد».
پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) با چه زبانى باید موقعیّت على(علیه السلام) و سایر اهل البیت را براى مردم تشریح کند تا آنها شک نکنند؟ در زمان حضرت نوح(علیه السلام) یک کشتى نجات بیشتر نبود و آن کشتى نوح پیامبر بود. در عصر پیامبر اسلام نیز یک کشتى نجات بیشتر وجود نداشت و آن کشتى اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) بود. آیا کسانى که از این کشتى جدا شده و به دیگران پناه بردند اهل نجات خواهند بود؟!.
عجیب این که روایت فوق در بیش از سى کتاب از کتابهاى معروف و معتبر اهل سنّت نقل شده است(173) امّا در مقام عمل به آن عمل نشده و از این کشتى نجات تخلّف جسته و به جاى دیگر پناه برده اند. و لذا، در هیچ یک از کتابهاى آنها حدیثى از امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) دیده نمى شود، یا بسیار کم دیده مى شود. مگر این دو امام بزرگوار جزء اهل بیت پیامبر و کشتى نجات او نیستند؟ آیا این کار، تخلّف از کشتى نجات اهل بیت(علیهم السلام)محسوب نمى شود؟ در اینجا باید دستانمان را به سمت آسمان بلند کنیم و خداوند را با جان و دل شکر گوییم که به دنبال کسانى هستیم که سفارش به پیروى آنها کرده، و جزء متخلّفین از کشتى نجات نیستیم.
﴿صفحه 157 ﴾

فصل ششم: داستان طوفان

﴿صفحه 159 ﴾

طوفان وحشتناک

قبل از شرح و تفسیر آیات مربوط به طوفان نوح، ذکر مقدمّه اى لازم است:
خداوند رحمان و رحیم است. رحمانیّت خداوند بدین معناست که لطف و فیضش به دوست و دشمن مى رسد و اختصاص به مؤمنان ندارد. همه مردم از نعمت خورشید و باران و موّاد غذایى زمین استفاده مى کنند; چه مؤمن باشند و چه کافر; چون مقتضاى رحمانیّت اوست.
امّا لطف ویژه اى نیز دارد که فقط شامل دوستان خاصّش مى شود، که مقتضاى رحیمیّت اوست. جالب این که در موقع پاداش دادن علاوه بر عدالت، رحمانیّت و رحیمیّت نیز اضافه مى شود. امّا کیفر اعمال و جزاى کارهاى زشت، فقط بر اساس عدالت است. و لذا در قرآنش مى فرماید:
«مَن جَاءَ بِالْحَسَنَةِ فَلَهُ عَشْرُ أَمْثَالِهَا وَ مَن جَاءَ بِالسَّیِّئَةِ فَلَا یُجْزَى إِلَّا مِثْلَهَا وَ هُمْ لا یُظْلَمُونَ;(174) هر کس کار نیکى بجا آورد، ده برابر آن پاداش دارد، و هر کس کار بدى انجام دهد جز همانند آن کیفر نخواهد دید; و ستمى بر آنها نخواهد شد».
یک پاداش بر اساس عدالت، و 9 پاداش دیگر به مقتضاى رحیمیّت است. امّا به مقتضاى عدالت فقط یک مجازات مى کند و ظلمى صورت نمى گیرد.
﴿صفحه 160 ﴾
البتّه ده پاداش براى هر حسنه اى حدّاقل است و گاه تا هفتصد، بلکه 1400 برابر و بیشتر اضافه مى شود(175) و به بعضى بى حساب و کتاب پاداش مى دهد.(176)
در عین حال خداوند حکیم است، و تمام کارهایش بر اساس حکمت. و لذا، اگر ملّتى با زبان حال و قال بگویند: «ما لایق ماندن بر روى زمین نیستیم» خداوند متعال آنها را نابود مى کند. اقوامى که نابود شدند ثابت کردند که شایستگى زنده ماندن نداشتند. قوم نوح پیامبر از جمله این ملّتها بود، و لذا خداوند آنها را در هم کوبید و نابود کرد.
با توجّه به این مقدّمه، به شرح و تفسیر آیات هشتم به بعد سوره قمر توجّه بفرمایید:
«کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوح فَکَذَّبُواْ عَبْدَنَا وَ قَالُواْ مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ;(177) پیش از آن ها قوم نوح(علیه السلام)(پیامبرشان را) تکذیب کردند، (آرى) بنده ما را تکذیب کرده و گفتند: «او دیوانه است». و باز داشته شد».
در این آیه شریفه سخن از دو تکذیب است. معلوم مى شود قوم نوح(علیه السلام) یک تکذیب ساده داشتند و یک تکذیب غلیظ. البتّه آن مردم لجوج و جاهل، به تکذیب قناعت نکرده و به پیامبرشان برچسب جنون هم زدند. چون آن حضرت نان را به نرخ روز نمى خورد، وچنین کسى از نظر آنها دیوانه بود. علاوه بر تکذیب و اتّهام جنون، به آزار و اذیّت او نیز پرداختند. در برخى روایات(178) آمده که گاه گلوى آن حضرت را گرفته آنقدر فشار مى دادند که بى هوش بر روى زمین مى افتاد. هنگام که به هوش مى آمد دست به دعا بر مى داشت و خطاب به خداوند عرضه مى داشت:
﴿صفحه 161 ﴾
«اَللّهُمَّ اهْدِ قَوْمى فَاِنَّهُمْ لایَعْلَمُونَ;(179) خدایا! قوم مرا هدایت کن، زیرا کارهاى زشت آنها از سر جهالت و نادانى است».
فحش و ناسزا و نسبتهاى ناروا، از دیگر آزارهاى آنها بود.(180) امّا حضرت نوح به کار خود ادامه مى داد و توجّهى به این امور نمى کرد، تا این که از هدایت بقیّه آنها نا امید شد. که آهنگ دعاى حضرت تغییر کرد:
«فَدَعَا رَبَّهُ أَنّىِ مَغْلُوبٌ فَانتَصِرْ;(181) «او به پیشگاه پروردگار عرضه داشت: «من مغلوب (این قوم) شده ام، پس (مرا) یارى کن».
دعاى حضرت نوح(علیه السلام) مستحاب شده و خداوند به یارى پیامبرش شتافت و در واقع طوفان آغاز گشت. مى فرماید:
«فَفَتَحْنَا أَبْوَابَ السَّمَاءِ بمَِاء مُّنْهَمِر;(182) «در این هنگام درهاى آسمان را با آبى فراوان و بی وقفه گشودیم».
آرى، طوفان با بارش شدید باران از آسمان شروع شد. البتّه نه بارش معمولى، بلکه بارش بسیار فراوان و پرزور. گویا درهاى آسمان باز شده بود. باران به صورت آبشار به زمین مى ریخت. قوم نوح که مدّتى دچار خشکسالى بودند(183) هنگامى که آثار بارش باران را ملاحظه کردند خوشحال شده و گویا با خود گفتند: «به برکت بتها باران خواهد باردید و خشکسالى برطرف مى شود» امّا هنگامى که بارش سیل گونه باران را دیدند به اشتباه خود پى بردند. تازه این آغاز طوفان بود. در آیه بعد در مورد ادامه طوفان مى فرماید:
﴿صفحه 162 ﴾
«وَ فَجَّرْنَا الْأَرْضَ عُیُونًا فَالْتَقَى الْمَاءُ عَلىَ أَمْر قَدْ قُدِرَ;(184) و زمین را شکافتیم و چشمه هاى زیادى بیرون فرستادیم، و این دو آب براى هدفى که مقدّر شده بود درهم آمیختند».
علاوه بر بارش شدید باران، آبهاى زیر زمینى نیز به دستور خداوند جوشش گرفت و فوران کرد و زندگى آنها را فلج نمود.
سؤال: چگونه ممکن است آبهاى زیر زمینى از نقاط مختلف بجوشد؟
جواب: ممکن است خداوند قادر عالم، به گازهاى موجود در دل زمین فرمان دهد که آبهاى زیر زمینى را تحت فشار قرار دهند، تا بناچار به سمت پوسته زمین حرکت کرده و آن را شکافته، در سطح زمین جریان پیدا کند.
به هر حال، آبهاى آسمانى و زمینى به هم رسیدند و آن بارش و این جوشش به مقدار معلوم و معیّن ادامه پیدا کرد. به قدرى که از قامت انسانها گذشت و ارتفاع خانه هاى آنها را طى کرد و حتى از قلّه کوهها گذشت(185) و تمام انسانها و خانه ها و کوهها به زیر آب رفت! با توجّه به عمق زیاد آب و بارش شدید آسمان و جوشش زاید الوصف زمین و تلاش و دست و پا زدن انسانها و حیوانات، امواج سهمگینى ایجاد شد که مشرکان و بت پرستان را همانند برگ خشکیده اى از این سو به آن سو مى برد. امّا حضرت نوح و پیروانش، که سوار بر کشتى نجات شده بودند، نجات پیدا کردند. این مطلب در آیه بعد بیان شده است:
«وَ حَمَلْنَاهُ عَلىَ ذَاتِ أَلْوَاح وَ دُسُر;(186) و او را بر (کشتى) ساخته شده از الواح و میخ ها سوار کردیم».
کشتى نوح(علیه السلام) از نظر فنّى و صنعت کشتى سازى، یک کشتى ابتدایى و کم مقاومت
﴿صفحه 163 ﴾
بود و على القاعده نباید در برابر آن امواج کوه پیکر و سهمگین دوام بیاورد، امّا خداوند متعال حرکت آن را زیر نظر گرفت و آن را در برابر آن امواج حفظ کرد. به این مطلب در آیه زیر اشاره شده است:
«تَجْرِى بِأَعْیُنِنَا جَزَاءً لِّمَن کَانَ کُفِرَ;(187) (کشتى) تحت مراقبت حرکت مى کرد، این پاداشى بود براى کسانى که مورد انکار قرار گرفته بودند».
آن کشتى که جاى خود دارد، اگر پیشرفته ترین کشتى هاى عصر و زمان ما هم در آن طوفان حضور داشتند در برابر آن امواج مقاومت نمى کردند و درهم کوبیده مى شدند، امّا چون اراده خداوند بر حفظ آن کشتى قرار گرفته بود، همان وسیله ساخته شده با مقدارى چوب و میخ، آرام و بى دغدغه بر روى موج ها حرکت مى کرد و به لطف خدا هیچ مشکلى به وجود نیامد. البتّه این عنایت خداوند در حقیقت پاداش ایمان و مقاومت و صبر و پایدارى مؤمنان بود.
در پایان به این نکته اشاره مى کند که آنچه گفته شد تنها یک داستان نیست، بلکه مایه عبرت است:
«وَ لَقَد تَّرَکْنَاهَا ءَایَةً فَهَلْ مِن مُّدَّکِر;(188) ما این ماجرا را نشانه اى در میان امتّها باقى گذاردیم; آیا کسى هست که پند گیرد؟!