فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

عکس العمل زشت مشرکان

به هر حال، حضرت نوح(علیه السلام) مطابق فرمان پروردگار کار ساخت کشتى را آغاز کرد. امّا در این مرحله هم با واکنشهاى تلخى از سوى مشرکان و بت پرستان مواجه شد. توجّه بفرمایید:
«وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمَا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُواْ
﴿صفحه 150 ﴾
مِنَّا فَإِنّا نَسْخَرُ مِنکُمْ کَمَا تَسْخَرُونَ;(158) او مشغول ساختن کشتى بود، و هر زمان گروهى از اشراف قومش بر او مى گذشتند او را مسخره مى کردند; (ولى نوح) گفت: اگر ما را مسخره مى کنید، ما نیز شما را همین گونه مسخره خواهیم کرد».
قرآن مجید در مورد ویژگى هاى کشتى نوح سخن نگفته است; ولى طبق برخى از روایات طول آن 600 متر و عرض کشتى 300 متر بوده است(159) و حضرت نوح و حدود هشتاد نفرى که به او ایمان آورده بودند(160) مشغول ساختن آن شدند. قوم نوح وقتى با صحنه ساخت کشتى در منطقه اى به دور از دریا مواجه شدند شروع به مسخره کردن نوح پیامبر و پیروانش کردند.
در مورد چگونگى تمسخر آنها چیزى در منابع معتبر ندیده ایم; ولى ممکن است جملات زیر را مى گفتند. مثلا: «اى نوح! این همه براى تبلیغ دینت زحمت کشیدى، امّا کارت به جایى نرسید و آخر عمرت نجّار شدى!» یا مثلا: «حالا که کشتى مى سازى، در کنارش دریایى هم بساز، چون کشتى بدون دریا که فایده اى ندارد!» یا مثلا: «اگر کشتى ات را خواستى بفروشى ما خریداریم. راستى چند مى فروشى؟» و جملاتى از این قبیل. تنها چیزى که در منابع آمده این است که گاهى او را مسخره مى کردند و مى گفتند: «نجّار شده اى» و گاه مى گفتند: «ناخداى کشتى اى در بیابان گشته اى».(161)
حضرت نوح(علیه السلام)در پاسخشان گفت: «نوبت ما هم مى رسد که شما را مسخره کنیم. هنگامى که طوفان در بگیرد و آب شما را همچون پر کاهى از این سو به آن سو ببرد و هیچ پناهگاهى نخواهید داشت، و از میان امواج سهمگین فریاد بکشید و التماس کنید
﴿صفحه 151 ﴾
که ما را نجات دهید. آن روز، مؤمنان بر افکار شما و غفلت و جهل و بى خبریتان مى خندند. ادامه کلام حضرت نوح(علیه السلام) در آیه بعد آمده است. توجّه بفرمایید:
«فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن یَأْتِیهِ عَذَابٌ یُخُزِیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذَابٌ مُّقِیمٌ;(162) بزودى خواهید دانست چه کسى عذاب رسوا کننده به سراغش خواهد آمد، و عذاب ابدى بر او وارد خواهد شد!»
غفلت و بى خبرى و جهل ونادانى تمام وجود آنها را گرفته بودو به هیچ وجه حاضر به تجدید نظر در افکار و اعمال خود نبودند و چون عقل کافى نداشتند به حکم «دفع ضرر محتمل» هیچ کارى براى مقابله با ضرر احتمالى نکردند، تا این که نشانه هاى عذاب الهى آشکار گشت:
«حَتّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَ فَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهَا مِن کُلّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ ءَامَنَ وَ مَا ءَامَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِیل;(163) (این وضع همچنان ادامه یافت) تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید، و تنور جوشیدن گرفت; (به نوح) گفتیم: از هر یک از انواع حیوانات، یک جفت (نر و ماده) در آن (کشتى) حمل کن. همچنین خاندانت را (بر آن سوار کن)(164) مگر آنها که قبلا وعده هلاکت آنان داده شده )= همسر و یکى از فرزندانت(; و همچنین مؤمنان را». امّا جز عدّه کمى همراه او ایمان نیاوردند».
خداوند نشانه اى از عذاب را آشکار ساخت. و آن این که درون تنورها که محّل آتش و پختن نان بود، آب فوران کرد. و تمام تنورهاى قوم نوح پر از آب شد. تنور را معمولا
﴿صفحه 152 ﴾
در جاى بلندى مى سازند که به دور از رطوبت و آب باشد. هنگامى که از چنین مکانى آب جوشیدن گرفت باید متوجّه شوند که خبرى در پیش است.
امّا آن غافلان، که گویى بر چشم و گوش و قلبشان مهر زده شده بود متوجّه نبودند. ولى حضرت نوح(علیه السلام) که به وعدههاى خدا ایمان داشت با مشاهده این نشانه ها فرمان سوار شدن بر کشتى را صادر کرد.
«وَ قَالَ ارْکَبُواْ فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرهَا وَمُرْسَهاَ اِنَّ رَبّى لَغَفُورٌ رَحیمٌ;(165) و گفت: بر آن (کشتى) سوار شوید به نام خدا; در هنگام حرکت آن و توقّفش، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است».
و مؤمنان دستور نوح پیامبر(علیه السلام) را اطاعت کرده و سوار بر کشتى شدند.

نکته ها و پیام ها

از آیاتى که شرح آن گذشت نکته هاى زیر استفاده مى شود:
1. بشر در آزمایشگاه ها به همه علوم دست نیافته، بلکه بسیارى از علوم و دانشها از طریق وحى الهى به انسان منتقل شده، و علم کشتى سازى از جمله این علوم است. لذا، خداوند به پیامبرش مى گوید: «در حضور ما و مطابق وحى ما، کشتى را بساز».
نمونه دیگر، صنعت ساخت زره جنگى است، که خداوند به حضرت داود تعلیم داد. در آیه شریفه 80 سوره انبیا مى خوانیم:
«وَ عَلَّمْناهُ صَنْعَةَ لَبُوس لَّکُمْ لِتُحْصِنَکُم مِّن بَأْسِکُمْ فَهَلْ أَنتُمْ شَاکِرُونَ; و ساختن زره را بخاطر شما به او آموختیم، تا شما را در جنگ هایتان (از آسیب) حفظ کند; آیا شما شکرگزار (این نعمتهاى خدا) هستند؟!»
شاهد دیگر این ادّعا، تعلیم سخنان پرندگان و امکان ارتباط گفتارى با آنان، به حضرت سلیمان(علیه السلام) بود. خداوند متعال در این باره در آیه شریفه 16 سوره نمل
﴿صفحه 153 ﴾
مى فرماید:
«وَ وَرِثَ سُلَیَْمانُ دَاوُدَ وَ قَالَ یَا أَیُّهَا النَّاسُ عُلِّمْنَا مَنطِقَ الطَّیْرِ وَ أُوتِینَا مِن کُلِّ شَىْء إِنَّ هَذَا لَهُوَ الْفَضْلُ الْمُبِینُ;(166) و سلیمان وارث داود شد، و گفت: «اى مردم! زبان پرندگان به ما تعلیم داده شده، و از هرچیز به ما عطا گردیده; به یقین این فضیلت آشکارى است».
آرى، حیوانات در عالم خود فهم و شعور دارند، و ارتباط گفتارى برقرار مى کنند، و خداوند زبان حیوانات را به حضرت سلیمان(علیه السلام) یاد داد. در بعضى از مسایل درک و فهم حیوانات از انسان بالاتر است. مثلا پلیسى که سالها درس خوانده و آموزش دیده، گاه از کشف مواد مخدّر عاجز مى شود، امّا سگهاى تعلیم دیده با شامّه قوى خود به راحتى آن را کشف مى کنند. برخى از حیوانات وقوع زلزله را زودتر از انسان تشخیص مى دهند. دانشمندان مى گویند:
«انواع مختلف هواپیماها را با الهام از انواع بالهاى پرندگان ساخته اند!»
خلاصه این که از آیات مورد بحث استفاده مى شود که برخى از علوم از طریق وحى به انسان منتقل شده است.
2. مسخره کردن کار افراد بى عقل یا کم عقل و جاهل و مغرور است. برخى انسانهاى نادان، هنگامى که دیوانه اى را مى بینند شروع به مسخره کردن او مى کنند. در حالى که اگر اهل تعقّل و تفکّر بودند مى دانستند که بین عقل و جنون فاصله اى نیست. هر انسان عاقلى ممکن است بر اثر یک ضربه مغزى یا خوردن غذاى نامناسب، یا اشتباه مصرف کردن یک دارو، و یا حتّى شنیدن یک خبر وحشتناک، عقل خود را از دست بدهد. آیا راضى خواهد بود که در آن حالت او را مسخره کنند؟! مشرکان و بت پرستان قوم نوح نیز که افراد جاهل و نادان و سبک مغزى بودند، هنگامى که عملیّات
﴿صفحه 154 ﴾
کشتى سازى را مشاهده کردند، آن حضرت را به سخرّیه گرفتند.
3. سومین درسى که از این آیات مى گیریم، درس صبر و استقامت و پایدارى است. کسانى که خواهان نجاتند، باید صبور باشند. در مورد مدّتى که ساخت کشتى نجات زمان برد چیزى در دست نیست،(167) امّا روشن است که ساخت کشتى بزرگى در ابعاد 300×600 متر، آن هم با ابزار و وسایل ابتدایى آن زمان، وقت بسیار و زمانى طولانى نیاز داشت که نوح پیامبر و یارانش با صبر و استقامت آن زمان طولانى را پشت سر گذاشته، و کشتى را آماده کردند; آن هم در برابر تبلیغات مسموم دشمن و زخم زبانها و مسخره کردن آنها. بنابراین، بدون صبر و استقامت و پایدارى، در هیچ کارى موفقیّت حاصل نمى شود.
4. حضرت نوح(علیه السلام) به پیروانش دستور داد هنگام سوار شدن و پیاده شدن از کشتى نام خدا را ببرند. این هم درسى دیگر است. در روایتى از رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) مى خوانیم که فرمود:
«کُلُّ اَمْر ذى بال لَمْ یُذْکَرْ فیهِ بِسْمِ اللهِ فَهُوَ اَبْتَرء;(168) هر کار ارزشمندى که بدون بسم الله شروع شود به انجام نمى رسد».
بنابراین، همه کارها را با نام خدا آغاز کنیم. در ابتداى سفر، هنگام خروج از خانه، لحظه ورود به منزل، زمان خوردن غذا، هنگام باز کردن در مغازه و شروع به کسب و کار و مانند آن با نام خدا آغاز کنیم و گرنه آن کار به فرجام نمى رسد.
5. خداوند متعال که رحمان و رحیم است بعد از 950 سال تبلیغ پیامبرش، و هشدارها و انذارهاى فراوان، در آخرین لحظات سه هشدار دیگر به آنها داد، تا شاید بیدار شوند:
﴿صفحه 155 ﴾
الف) چهل سال قبل از طوفان زنهاى آنها را عقیم کرد(169) و از آن زمان هیچ زنى فرزندى به دنیا نیاورد تا بچّه ها بزرگ شوند و حجّت بر آنها تمام شود و بى گناهى در طوفان نابود نشود. امّا خواب غفلت آنها بقدرى سنگین بود که با این هشدارها بیدار نمى شدند.
ب) نشانه دوم فوران و جوشش آب از تنورها بود که شرح آن گذشت.
ج) این که حضرت نوح(علیه السلام) و هشتاد نفر از مؤمنان بطور جدّى مشغول ساخت کشتى شدند و اعلان کردند که هر کس ایمان نیاورد و بر کشتى سوار نشود هلاک مى شود، خود هشدار دیگرى بود، تا لا اقل احتمال طوفان و نزول عذاب الهى را بدهند، که متأسّفانه ندادند. و این هشدارها هیچ اثرى در آنها نگذاشت و به آن سرنوشت دردناک گرفتار شدند.

کشتى نجات ما اهل بیت پیامبرند(علیهم السلام)

«حدیث سفینه» از احادیث معروف و مشهور است، که در مورد اهل بیت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)و امامان معصوم(علیهم السلام) سخن مى گوید. این حدیث به صورت گسترده در کتب معروف شیعه و اهل سنّت نقل شده است. روایت مورد بحث را حداقل هشت نفر از صحابه به شرح زیر از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) نقل کرده اند:
1. ابوذر 2. ابوسعید خدرى 3. ابن عباس 4. انس 5. عبدالله بن زبیر 6. عامر بن واثله 7. سلمة بن الاکوع 8. على(علیه السلام)(170) که در اینجا روایت را به نقل از ابوذر ذکر مى کنیم:
ابوذر در کنار خانه خدا دست در حلقه در خانه کعبه کرد و خطاب به مردم گفت: کسانى که مرا مى شناسند که مى شناسند و هر کس مرا نمى شناسد من ابوذر غفارى هستم (همان ابوذرى که پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) درباره اش فرمود: آسمان سایه نینداخته و زمین
﴿صفحه 156 ﴾
بر دوش خود حمل نکرده انسانى که صادقتر از ابوذر باشد)(171). سپس گفت:
«سَمِعْتُ رَسُولَ اللهِ(صلى الله علیه وآله وسلم) یَقُولُ: مَثَلُ اَهْلِ بَیْتى فیکُمْ کَمَثَلِ سَفینَة نُوح فى قَومِ نُوح مَنْ رَکِبَها نَجى وَ مَنْ تَخَلَّفَ عَنْها هَلَکَ;(172) از رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم)شنیدم که مى فرمود: اهلبیت من در میان شما همانند کشتى نوح هستند. هر کس بر آن سوار شود نجات مى یابد و هر کس از آن جدا شود هلاک مى گردد».
پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) با چه زبانى باید موقعیّت على(علیه السلام) و سایر اهل البیت را براى مردم تشریح کند تا آنها شک نکنند؟ در زمان حضرت نوح(علیه السلام) یک کشتى نجات بیشتر نبود و آن کشتى نوح پیامبر بود. در عصر پیامبر اسلام نیز یک کشتى نجات بیشتر وجود نداشت و آن کشتى اهل بیت پیامبر(علیهم السلام) بود. آیا کسانى که از این کشتى جدا شده و به دیگران پناه بردند اهل نجات خواهند بود؟!.
عجیب این که روایت فوق در بیش از سى کتاب از کتابهاى معروف و معتبر اهل سنّت نقل شده است(173) امّا در مقام عمل به آن عمل نشده و از این کشتى نجات تخلّف جسته و به جاى دیگر پناه برده اند. و لذا، در هیچ یک از کتابهاى آنها حدیثى از امام باقر(علیه السلام) و امام صادق(علیه السلام) دیده نمى شود، یا بسیار کم دیده مى شود. مگر این دو امام بزرگوار جزء اهل بیت پیامبر و کشتى نجات او نیستند؟ آیا این کار، تخلّف از کشتى نجات اهل بیت(علیهم السلام)محسوب نمى شود؟ در اینجا باید دستانمان را به سمت آسمان بلند کنیم و خداوند را با جان و دل شکر گوییم که به دنبال کسانى هستیم که سفارش به پیروى آنها کرده، و جزء متخلّفین از کشتى نجات نیستیم.
﴿صفحه 157 ﴾