فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

فصل پنجم: ساختن کشتی نجات

﴿صفحه 148 ﴾

کشتى نجات

در این بخش از سرگذشت نوح پیامبر(علیه السلام)، به داستان ساختن کشتى نجات مى پردازیم. این داستان در آیات 36 تا 41 سوره هود آمده است. توجّه بفرمایید:
«وَ أُوحِىَ إِلىَ نُوح أَنَّهُ لَن یُؤْمِنَ مِن قَوْمِکَ إِلَّا مَن قَدْ ءَامَنَ فَلَا تَبْتَئسْ بِمَا کَانُوْا یَفْعَلُونَ; به نوح وحى شد که: «جز آنها که (تاکنون) ایمان آورده اند، دیگر هیچ کس از قوم تو ایمان نخواهد آورد. پس، از کارهایى که انجام مى دادند غمگین مباش».
این آیه شریفه امید حضرت نوح را نسبت به ایمان آوردن مشرکان و بت پرستانى که تا آن روز ایمان نیاورده بودند نا امید کرد، تا دیگر زحمت تبلیغ و ارشاد آنان را به خود ندهد. آیه فوق در حقیقت پایان مأموریّت تبلیغ و ارشاد و هدایت بود. و آیه بعد آغاز مرحله دیگرى از وظیفه نوح پیامبر است:
«وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَ وَحْیِنَا وَ لَا تخاطِبْنى فىِ الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِنهَُّم مُّغْرَقُوَن;(156) و (اکنون) در محضر ما و طبق وحى ما، کشتى بساز، و درباره آنها که ستم کردند با من سخن مگو (و شفاعت مکن) که (همه) آنها غرق شدنى هستند!»
سؤال: با توجّه به این که همه جا محضر خداست چرا خداوند مى فرماید: در محضرما به کار ساختن کشتى بپرداز؟
﴿صفحه 149 ﴾
پاسخ: این جمله به معناى عنایت خاصّ و ویژه حضرت حق است. همه جا محضر خداست; امّا خداوند به مسجد الحرام و کعبه مقدّس، و مسجد النبى و حرم حضرت رسول(صلى الله علیه وآله وسلم) و شهر نجف و حرم حضرت على(علیه السلام) و کربلا و حرم امام حسین(علیه السلام) و مانند آن، عنایت مخصوصى دارد. اگر انسان توجّه به این نکته داشته باشد که همه جا محضر خداست آلوده به گناه و معصیت نمى گردد.
نکته دیگرى که در این آیه وجود دارد این که خداوند به حضرت نوح(علیه السلام)مى فرماید: «در مورد ظالمان و مشرکان و بت پرستان شفاعت مکن». چون آنها لیاقت و استحقاق شفاعت ندارند.
بعضى تصوّر مى کنند شفاعت بى حساب و کتاب است; در حالى که هم قابلیّت قابل و هم فاعلیّت فاعل ضرورت دارد. حضرت على(علیه السلام) شفیع روز جزاست(157)، امّا کسانى را شفاعت مى کند که رابطه اى با آن حضرت داشته باشند. اگر ما تمام پلهاى پشت سر خود را خراب کنیم و هیچ ارتباط و سنخیّتى با آن حضرت نداشته باشیم، نباید امید شفاعت داشته باشیم. شفاعت مانند بذر افشانى است که در زمین آماده نتیجه و ثمر مى دهد، نه در شوره زار.

عکس العمل زشت مشرکان

به هر حال، حضرت نوح(علیه السلام) مطابق فرمان پروردگار کار ساخت کشتى را آغاز کرد. امّا در این مرحله هم با واکنشهاى تلخى از سوى مشرکان و بت پرستان مواجه شد. توجّه بفرمایید:
«وَ یَصْنَعُ الْفُلْکَ وَ کُلَّمَا مَرَّ عَلَیْهِ مَلَأٌ مِّن قَوْمِهِ سَخِرُواْ مِنْهُ قَالَ إِن تَسْخَرُواْ
﴿صفحه 150 ﴾
مِنَّا فَإِنّا نَسْخَرُ مِنکُمْ کَمَا تَسْخَرُونَ;(158) او مشغول ساختن کشتى بود، و هر زمان گروهى از اشراف قومش بر او مى گذشتند او را مسخره مى کردند; (ولى نوح) گفت: اگر ما را مسخره مى کنید، ما نیز شما را همین گونه مسخره خواهیم کرد».
قرآن مجید در مورد ویژگى هاى کشتى نوح سخن نگفته است; ولى طبق برخى از روایات طول آن 600 متر و عرض کشتى 300 متر بوده است(159) و حضرت نوح و حدود هشتاد نفرى که به او ایمان آورده بودند(160) مشغول ساختن آن شدند. قوم نوح وقتى با صحنه ساخت کشتى در منطقه اى به دور از دریا مواجه شدند شروع به مسخره کردن نوح پیامبر و پیروانش کردند.
در مورد چگونگى تمسخر آنها چیزى در منابع معتبر ندیده ایم; ولى ممکن است جملات زیر را مى گفتند. مثلا: «اى نوح! این همه براى تبلیغ دینت زحمت کشیدى، امّا کارت به جایى نرسید و آخر عمرت نجّار شدى!» یا مثلا: «حالا که کشتى مى سازى، در کنارش دریایى هم بساز، چون کشتى بدون دریا که فایده اى ندارد!» یا مثلا: «اگر کشتى ات را خواستى بفروشى ما خریداریم. راستى چند مى فروشى؟» و جملاتى از این قبیل. تنها چیزى که در منابع آمده این است که گاهى او را مسخره مى کردند و مى گفتند: «نجّار شده اى» و گاه مى گفتند: «ناخداى کشتى اى در بیابان گشته اى».(161)
حضرت نوح(علیه السلام)در پاسخشان گفت: «نوبت ما هم مى رسد که شما را مسخره کنیم. هنگامى که طوفان در بگیرد و آب شما را همچون پر کاهى از این سو به آن سو ببرد و هیچ پناهگاهى نخواهید داشت، و از میان امواج سهمگین فریاد بکشید و التماس کنید
﴿صفحه 151 ﴾
که ما را نجات دهید. آن روز، مؤمنان بر افکار شما و غفلت و جهل و بى خبریتان مى خندند. ادامه کلام حضرت نوح(علیه السلام) در آیه بعد آمده است. توجّه بفرمایید:
«فَسَوْفَ تَعْلَمُونَ مَن یَأْتِیهِ عَذَابٌ یُخُزِیهِ وَ یَحِلُّ عَلَیْهِ عَذَابٌ مُّقِیمٌ;(162) بزودى خواهید دانست چه کسى عذاب رسوا کننده به سراغش خواهد آمد، و عذاب ابدى بر او وارد خواهد شد!»
غفلت و بى خبرى و جهل ونادانى تمام وجود آنها را گرفته بودو به هیچ وجه حاضر به تجدید نظر در افکار و اعمال خود نبودند و چون عقل کافى نداشتند به حکم «دفع ضرر محتمل» هیچ کارى براى مقابله با ضرر احتمالى نکردند، تا این که نشانه هاى عذاب الهى آشکار گشت:
«حَتّى إِذَا جَاءَ أَمْرُنَا وَ فَارَ التَّنُّورُ قُلْنَا احْمِلْ فِیهَا مِن کُلّ زَوْجَیْنِ اثْنَیْنِ وَ أَهْلَکَ إِلَّا مَنْ سَبَقَ عَلَیْهِ الْقَوْلُ وَ مَنْ ءَامَنَ وَ مَا ءَامَنَ مَعَهُ إِلَّا قَلِیل;(163) (این وضع همچنان ادامه یافت) تا آن زمان که فرمان ما فرا رسید، و تنور جوشیدن گرفت; (به نوح) گفتیم: از هر یک از انواع حیوانات، یک جفت (نر و ماده) در آن (کشتى) حمل کن. همچنین خاندانت را (بر آن سوار کن)(164) مگر آنها که قبلا وعده هلاکت آنان داده شده )= همسر و یکى از فرزندانت(; و همچنین مؤمنان را». امّا جز عدّه کمى همراه او ایمان نیاوردند».
خداوند نشانه اى از عذاب را آشکار ساخت. و آن این که درون تنورها که محّل آتش و پختن نان بود، آب فوران کرد. و تمام تنورهاى قوم نوح پر از آب شد. تنور را معمولا
﴿صفحه 152 ﴾
در جاى بلندى مى سازند که به دور از رطوبت و آب باشد. هنگامى که از چنین مکانى آب جوشیدن گرفت باید متوجّه شوند که خبرى در پیش است.
امّا آن غافلان، که گویى بر چشم و گوش و قلبشان مهر زده شده بود متوجّه نبودند. ولى حضرت نوح(علیه السلام) که به وعدههاى خدا ایمان داشت با مشاهده این نشانه ها فرمان سوار شدن بر کشتى را صادر کرد.
«وَ قَالَ ارْکَبُواْ فِیهَا بِسْمِ اللَّهِ مَجْرهَا وَمُرْسَهاَ اِنَّ رَبّى لَغَفُورٌ رَحیمٌ;(165) و گفت: بر آن (کشتى) سوار شوید به نام خدا; در هنگام حرکت آن و توقّفش، که پروردگارم آمرزنده و مهربان است».
و مؤمنان دستور نوح پیامبر(علیه السلام) را اطاعت کرده و سوار بر کشتى شدند.