فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

پاسخ کوبنده سعد بن وقاص به معاویه

«صحیح مسلم»، که از معتبرترین کتب حدیثى اهل سنّت است و همه روایات آن رامعتبر مى دانند، روایت عجیبى در این زمینه از سعد بن وقاص، فرمانده معروف سپاه اسلام، نقل مى کند. به این روایت توجّه کنید:
روزى معاویه سعد بن وقاص را دید. به او اعتراض کرد که چرا ابوتراب (على بن ابیطالب) را سبّ (ولعن) نمى کنى؟ سعد گفت: سه فضیلت (بسیار مهم) از او به خاطر دارم که پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) درباره اش گفته، بدین جهت هرگز او را سبّ (ولعن) نخواهم کرد. اگر یکى از آن سه، متعلّق به من بود بهتر از تعداد زیادى شتران سرخ مو است (این حیوان از گرانبهاترین سرمایه هاى عرب محسوب مى شود.) این سه فضیلت به شرح زیر است:
1. در یکى از جنگ ها (جنگ تبوک) پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) على(علیه السلام) را به عنوان جانشین خود در مدینه نصب کرد، تا به سمت میدان جنگ حرکت کند. على عرض کرد: اى رسول خدا! مرا همراه زنان و کودکان در مدینه مى گذارى و خود به جهاد در راه خدا مى روى؟ پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) فرمود: آیا راضى نمى شوى که تو نسبت به من همچون هارون نسبت به موسى(علیه السلام) باشى، جز این که پس از من پیامبرى نخواهد آمد؟!
2. در جنگ خیبر (پس از آن که افراد مختلفى فرماندهى سپاه اسلام را بر عهده گرفته و به خیبر حمله کرده ودست خالى برگشتند) از پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)شنیدم که فرمود: پرچم را به دست مردى مى سپارم که خدا و رسولش را (از صمیم قلب) دوست دارد و
﴿صفحه 145 ﴾
خدا و رسولش هم او را دوست مى دارند (و او پیروز خواهد شد.)
همه ما توجّه خود را به سمت پیامبر جلب کرده و با دقّت گوش مى دادیم تا بدانیم منظور حضرت کیست. فرمود: على را صدا بزنید. على(علیه السلام) در حالى که از درد چشم اذیّت مى شد (و گویا به همین جهت مشغول استراحت بود) خدمت پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) رسید. حضرت رسول(صلى الله علیه وآله وسلم) مقدارى از آب دهان مبارکش را بر چشم على مالید و (بدینوسیله چشمش شفا یافت، سپس) پرچم سپاه اسلام را به او سپرد و خداوند قلعه خیبر را به دست على(علیه السلام) گشود.
3. هنگامى که آیه مباهله (آیه 61 سوره آل عمران) نازل شد، پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)على و فاطمه و حسن و حسین را فراخوانده و به خداوند عرض کرد: «خدایا! اینها اهل بیت من هستند»(154).
اگر تنها همین یک روایت در شأن على وارد شده بود براى نشان دادن فضایل و جایگاه مهم و بى نظیر او در اسلام و نزد خدا و رسولش کافى بود. همانگونه که این روایت براى پى بردن به عمق خباثت و کینه و عناد معاویه کافى است و نشان مى دهد که نمى توان چهره او را با فیلم ها و سریال ها تطهیر کرد.
در پایان این بحث توجّه به این اشعار پر مغز خالى از فایده نیست:
گر برتر از آسمان بود منزل تو *** وز کوثر اگر سرشته باشد گِل تو
چون مهر على نباشد اندر دل تو *** مسکین تو و سعى هاى بى حاصل تو(155)

﴿صفحه 147 ﴾

فصل پنجم: ساختن کشتی نجات

﴿صفحه 148 ﴾

کشتى نجات

در این بخش از سرگذشت نوح پیامبر(علیه السلام)، به داستان ساختن کشتى نجات مى پردازیم. این داستان در آیات 36 تا 41 سوره هود آمده است. توجّه بفرمایید:
«وَ أُوحِىَ إِلىَ نُوح أَنَّهُ لَن یُؤْمِنَ مِن قَوْمِکَ إِلَّا مَن قَدْ ءَامَنَ فَلَا تَبْتَئسْ بِمَا کَانُوْا یَفْعَلُونَ; به نوح وحى شد که: «جز آنها که (تاکنون) ایمان آورده اند، دیگر هیچ کس از قوم تو ایمان نخواهد آورد. پس، از کارهایى که انجام مى دادند غمگین مباش».
این آیه شریفه امید حضرت نوح را نسبت به ایمان آوردن مشرکان و بت پرستانى که تا آن روز ایمان نیاورده بودند نا امید کرد، تا دیگر زحمت تبلیغ و ارشاد آنان را به خود ندهد. آیه فوق در حقیقت پایان مأموریّت تبلیغ و ارشاد و هدایت بود. و آیه بعد آغاز مرحله دیگرى از وظیفه نوح پیامبر است:
«وَ اصْنَعِ الْفُلْکَ بِأَعْیُنِنَا وَ وَحْیِنَا وَ لَا تخاطِبْنى فىِ الَّذِینَ ظَلَمُواْ إِنهَُّم مُّغْرَقُوَن;(156) و (اکنون) در محضر ما و طبق وحى ما، کشتى بساز، و درباره آنها که ستم کردند با من سخن مگو (و شفاعت مکن) که (همه) آنها غرق شدنى هستند!»
سؤال: با توجّه به این که همه جا محضر خداست چرا خداوند مى فرماید: در محضرما به کار ساختن کشتى بپرداز؟
﴿صفحه 149 ﴾
پاسخ: این جمله به معناى عنایت خاصّ و ویژه حضرت حق است. همه جا محضر خداست; امّا خداوند به مسجد الحرام و کعبه مقدّس، و مسجد النبى و حرم حضرت رسول(صلى الله علیه وآله وسلم) و شهر نجف و حرم حضرت على(علیه السلام) و کربلا و حرم امام حسین(علیه السلام) و مانند آن، عنایت مخصوصى دارد. اگر انسان توجّه به این نکته داشته باشد که همه جا محضر خداست آلوده به گناه و معصیت نمى گردد.
نکته دیگرى که در این آیه وجود دارد این که خداوند به حضرت نوح(علیه السلام)مى فرماید: «در مورد ظالمان و مشرکان و بت پرستان شفاعت مکن». چون آنها لیاقت و استحقاق شفاعت ندارند.
بعضى تصوّر مى کنند شفاعت بى حساب و کتاب است; در حالى که هم قابلیّت قابل و هم فاعلیّت فاعل ضرورت دارد. حضرت على(علیه السلام) شفیع روز جزاست(157)، امّا کسانى را شفاعت مى کند که رابطه اى با آن حضرت داشته باشند. اگر ما تمام پلهاى پشت سر خود را خراب کنیم و هیچ ارتباط و سنخیّتى با آن حضرت نداشته باشیم، نباید امید شفاعت داشته باشیم. شفاعت مانند بذر افشانى است که در زمین آماده نتیجه و ثمر مى دهد، نه در شوره زار.