فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

نظام ارزشگذارى در جوامع انسانى

در هر جامعه اى چیزهایى ارزشمند، و امورى نیز ضدّ ارزش محسوب مى شود. و به تعبیر دیگر، در هر اجتماعى امورى نشانه شخصیّت، و مسایلى دیگر علامت بى شخصیّتى به شمار مى رود. شخصیّت و ارزش از دیدگاه دنیا پرستان و افرادى که تفکّر مادّى دارند چیزى، و از منظر خدا پرستان و موحّدان چیز دیگرى است.
معیار شخصیّت در جوامع مادّى، یا داشتن مقام هاى مادّى است، یا مال و ثروت فراوان از هر طریقى که به دست آید و به هر وسیله اى که حاصل شود.
و لذا، عالم بر جسته اى که فاقد مال و ثروت است و با جنبه هاى مادّى هماهنگ نیست، یا انسان وارسته ى با ایمانى که واجد همه فضایل انسانى است، امّا پست و مقامى ندارد، از نظر آنان ارزشمند نیستند; چون ارزش را در مال و مقام مى دانند.
اخیراً هم به تقلید از غربى ها برخى چیزها را اضافه کرده اند. مثلا فلان کس را که
﴿صفحه 127 ﴾
بازیگر بزرگ سینماست، یا فلان شخص که قهرمان رشته ورزشى است، هر چند پایبند به هیچ یک از اصول اخلاقى نباشد و در ایمان و اخلاق و دانش بسیار ضعیف باشد، انسان با شخصیّتى مى دانند. ما نمى گوییم ورزش بد است، بلکه آن را بسیار لازم مى دانیم، چون سلامتى بدون ورزش تأمین نمى شود. و لذا، ورزش از کودکى تا آخر عمر لازم است. علاوه بر این که مى تواند سرگرمى سالم و مفیدى هم باشد. امّا این که بخواهیم آن را ملاک ارزش و شخصیّت قرار دهیم و درنتیجه براى کسب یک مدال میلیاردها هزینه کنیم، با فرهنگ دینى ما سازگار نیست. در اسلام ورزش وجود دارد و حتّى مسابقه هم هست; مسابقه اسب سوارى و مسابقه تیراندازى.(130) امّا اینها مقدّمه است براى هدف مهمتر، که جهاد و مبارزه در راه خدا، یا دفاع از کیان مسلمانان و کشور اسلامى است. بنابراین، اسلام ورزش را به عنوان مقدّمه قبول دارد نه هدف. در اینجا توجّه به داستانى که پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) با جمعى از وزنه برداران داشتند شایسته است.
روزى حضرت از کوچه هاى مدینه عبور مى کرد. عدّه اى از جوانان را دید که سنگهاى متعدّدى در قطعات و اندازه هاى مختلف تهیّه کرده و مى خواهند مسابقه وزنه بردارى بدهند. وقتى چشمشان به پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) افتاد از آن حضرت خواستند داور مسابقه آنها باشد و در مورد آنها قضاوت کند. حضرت قبول کرد و مسابقه انجام شد. پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) پس از پایان مسابقه فرمودند:
«آیا به شما بگویم پهلوانتر از این مرد کیست؟ رَجُلٌ سَبَّهُ رَجُلٌ فَحَلُمَ عَنْهُ فَغَلَبَ نَفْسَهُ، وَ غَلَبَ شَیْطانَهُ وَ شَیْطانَ صاحِبِه;(131) مردى که دیگرى او را دشنام دهد و او بردبارى ورزد و بر نفس خود غلبه کند و بر شیطان خود و شیطان او چیره شود». یعنى بلند کردن وزنه سنگین و قهرمان وزنه بردارى شدن معیار شخصیّت نیست، بلکه
﴿صفحه 128 ﴾
قهرمانى در مبارزه با هواى نفس، معیار ارزش گزارى و شخصیّت مى باشد.
به هرحال، نظام ارزش گزارى دنیاپرستان، داشتن مال و ثروت و پست و مقام است. امّا انبیاى الهى ارزش و کرامت انسانى را در امور دیگرى مى دانند.

معیارهاى ارزشى دین مداران

یکى از ملاکها و معیارهاى ارزش، در منطق دین مداران تقوى است. و لذا خداوند متعال در آیه شریفه 13 سوره حجرات مى فرماید:
«إِنَّ أَکْرَمَکُمْ عِندَ اللَّهِ أَتْقَکُمْ;(132) گرامى ترین شما نزد خداوند با تقواترین شماست».
دیگر ملاک ارزش از نظر مؤمنان و خدا باوران، علم و دانش است.
خداوند در این زمینه، در آیه شریفه 11 سوره مجادله مى فرماید:
«یَرْفَعِ اللَّهُ الَّذِینَ ءَامَنُواْ مِنکُمْ وَ الَّذِینَ أُوتُواْ الْعِلْمَ دَرَجَات وَ اللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ خَبِیرٌ;(133) خداوند کسانى از شما را که ایمان آورده اند و کسانى را که علم به آنان داده شده درجات عظیمى مى بخشد; و خداوند به آنچه انجام مى دهید آگاه است».
بنابراین، ملاک ارزش از نظر اسلام امورى همچون ایمان و تقوى و علم و دانش است.

معیارهاى ارزشى دنیا پرستان از نظر قرآن

در مورد معیار ارزش از نظر دنیا پرستان و مشرکان آیات و روایات متعدّدى وجود دارد که به نمونه هایى از آن مى پردازیم:
نمونه اوّل: آیات 90 تا 93 سوره اسراء; این آیات که به طور مستقیم خواسته ها، و به تعبیر بهتر بهانه هاى مشرکان از پیامبر اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) را بیان مى کند، به صورت غیر مستقیم نحوه تفکّر و نگرش آنها به امور ارزشى را نیز مى رساند. توجّه فرمایید:
﴿صفحه 129﴾
«وَ قَالُواْ لَن نُّؤْمِنَ لَکَ حَتىَّ تَفْجُرَ لَنَا مِنَ الْأَرْضِ یَنبُوعًا* أَوْ تَکُونَ لَکَ جَنَّةٌ مِّن نَّخِیل وَ عِنَب فَتُفَجِّرَ الْأَنْهَارَ خِلَالَهَا تَفْجِیرًا* أَوْ تُسْقِطَ السَّمَاءَ کَمَا زَعَمْتَ عَلَیْنَا کِسَفًا أَوْ تَأْتىَِ بِاللَّهِ وَ الْمَلائِکَةِ قَبِیلاً* أَوْ یَکُونَ لَکَ بَیْتٌ مِّن زُخْرُف أَوْ تَرْقىَ فىِ السَّمَاءِ وَ لَن نُّؤْمِنَ لِرُقِیِّکَ حَتىَّ تُنَزِّلَ عَلَیْنَا کِتَابًا نَّقْرَؤُهُ; و گفتند: ما هرگز به تو ایمان نمى آوریم تا این که چشمه جوشانى از این سرزمین (خشک و سوزان) براى ما خارج سازى، یا باغى از نخل و انگور از آنِ تو باشد; و در لابه لاى آن نهرها جارى سازى، یا قطعات (سنگ هاى) آسمان را آنچنان که مى پندارى، بر سر ما فرود آرى، یا خداوند و فرشتگان را در برابر ما بیاورى، یا براى تو خانه اى (پر نقش و نگار) از طلا باشد; یا به آسمان بالا روى، و حتّى اگر به آسمان روى ایمان نمى آوریم مگر آن که نامه اى (از سوى خدا) بر ما فرود آورى که آن را بخوانیم».
مطابق آنچه که در آیات مذکور آمده جمعى از مشرکان و بت پرستان خدمت پیامبر رسیده و گفتند: «ما هفت چیز مى خواهیم که اگر انجام دهى ایمان مى آوریم».
از هفت خواسته آنها، حدود نیمى از آنها جنبه مادّى داشت، و برخى محال و ناممکن، و برخى باعث نابودى خود آنها مى شد.
آرى، چنین افراد بى خبر ونادانى در برابر پیامبران بودند، و انبیاى الهى براى هدایت آنها تلاش زیادى مى کردند و زحمات فراوانى متحمّل مى شدند.
خوانندگان محترم! اسلامى که امروز در دست ما و شما امانت است ارزان به دست نیامده است. چقدر پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) و امامان اهل بیت(علیهم السلام) و علماى دین در طول تاریخ براى حفظ و نشر آن خون دل خورده اند. چقدر مجاهدان و رزمندگان دلاورى همچون امام حسین(علیه السلام) و اصحابش خونشان را نثار کردند. و خلاصه در طول بیش از 1400 سال تمام مسلمانها در سراسر جهان در حفظ و نگهدارى آن زحمات بسیارى کشیده اند. آرى، اسلام ارزان به دست نیامده، که ارزان از کف برود. آنها که خیال
﴿صفحه 130 ﴾
مى کنند با مشتى تبلیغات و یاوه سرایى و ورق پاره و مانند آن مى توانند این اعتقادات راسخ را از مردم مسلمان بگیرند سخت در اشتباهند. زیرا ما مسلمانان تا آخرین قطره خون خود براى حفظ اسلام و ایمان و زحمات ارزشمند پیامبر گرامى اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)ایستاده ایم.
نمونه دوم: آیات 34 و 35 سوره سبأ; خداوند متعال مى فرماید:
«وَ مَا أَرْسَلْنَا فىِ قَرْیَة مِّن نَّذِیر إِلَّا قَالَ مُتْرَفُوهَا إِنَّا بِمَا أُرْسِلْتُم بِهِ کَافِرُونَ* وَ قَالُواْ نَحْنُ أَکْثَرُ أَمْوَالًا وَ أَوْلَادًا وَ مَا نَحْنُ بِمُعَذَّبِینَ; و ما در هیچ شهرودیارى (پیامبر) بیم دهنده اى نفرستادیم مگر این که ثروتمندان (که مست ناز و نعمت بودند) گفتند: «ما به آنچه فرستاده شده اید کافریم». و گفتند: «اموال و فرزندان ما (از همه) بیشتر است (و این نشانه علاقه خدا به ماست.) و ما هرگز عذاب نخواهیم شد».
«مترفوها» جمع «مترف» از مادّه «ترف» (بر وزن طرف) به معناى تنّعم است. و مترف به کسى مى گویند که فزونى نعمت و زندگى مرفّه او را مست و مغرور و غافل کرده و به طغیان گرى واداشته است.(134) ثروتمندان مغرور و مرفّهین بى درد آنقدر مست ثروت و زندگى اشرافى خود شده بودند که محال مى دانستند خداوند آنها را عذاب کند. چون آنچه را به زعم آنها معیار تقرّب و شخصیّت بود، یعنى مال و ثروت و مقام، داشتند. در حالى که خداوند متعال این تفکّر غلط را رد کرده و در آیه شریفه 28 سوره انفال بر آن خط بطلان کشیده است. مى فرماید:
«وَ اعْلَمُواْ أَنَّمَا أَمْوَالُکُمْ وَ أَوْلَادُکُمْ فِتْنَةٌ وَ أَنَّ اللَّهَ عِنْدَهُ أَجْرٌ عَظِیمٌ;(135) و بدانید اموال و فرزندان شما، وسیله آزمایش است; و (براى کسانى که از عهده امتحان برآیند،) پاداش عظیمى نزد خداست».
﴿صفحه 131 ﴾
طبق این آیه شریفه، اموال و اولاد ملاک شخصیّت و معیار ارزشگذارى نیست، بلکه وسیله و ابزار آزمایش و امتحان انسانهاست.
نمونه سوّم: سخنان حضرت على(علیه السلام) در خطبه قاصعه; امام در این خطبه به داستان ملاقات حضرت موسى(علیه السلام) با فرعون پرداخته و در این داستان به نظام ارزشگذارى دنیا پرستان از زبان فرعون اشاره کرده است. مى فرماید:
«موسى بن عمران به همراه برادرش هارون(علیهما السلام) بر فرعون وارد شدند; در حالى که لباسهاى پشمین به تن داشتند و در دست هر کدام عصایى بود; با فرعون شرط کردند که اگر تسلیم فرمان پروردگار شود حکومت و ملکش باقى بماند و قدرتش دوام یابد. امّا او گفت: «اَلا تَعْجَبُونَ مِنْ هذَیْنِ یَشْرِطانِ لى دَوامَ الْعِزِّ وَ بَقاءَ الْمُلْکِ، وَ هُما بِما تَرَوْنَ مِنْ حالِ الْفَقْرِ وَ الذُّلِّ، فَهَلاّ أُلْقِىَ عَلَیْهِما اَساوِرَةٌ مِنْ ذَهَب؟; آیا از این دو نفر تعجّب نمى کنید؟ که با من شرط مى کنند بقاء ملک و دوام عزّتم بستگى به خواسته آنها داشته باشد، در حالى که خودشان فقیرند و بیچارگى و ندارى از سر و وضعشان مى بارد. (اگر راست مى گویند) چرا دستبندهایى از طلا به آنها داده نشده است؟»
حضرت در ادامه فرمودند:
فرعون این سخن را به خاطر بزرگ شمردن طلا و جمع آورى آن و تحقیر پوشیدن لباسهاى ساده گفت. در حالى که اگر خداوند مى خواست به هنگام مبعوث ساختن پیامبرانش، درهاى گنج ها و معادن طلا و باغهاى خرّم و سرسبز را به روى آنان بگشاید، مى گشود».(136)
نظام ارزشى از دیدگاه دنیا پرست و کافرى همچون فرعون نیز زر و زیور و مال و ثروت دنیاست.
نتیجه این که نظام ارزشى اسلام، امورى همچون ایمان و تقوى و علم و دانش، و نظام ارزشى مشرکان و بت پرستان، امورى همچون مال و ثروت و مقام است.
﴿صفحه 132 ﴾