فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

2. مکر بزرگ

دومین عکس العمل قوم لجوج و عنود نوح در برابر آن حضرت(علیه السلام) مکر بزرگى است که خداوند متعال در آیه 21 و 22 سوره نوح(علیه السلام) از آن سخن گفته است. مى فرماید:
﴿صفحه 110 ﴾
«قَالَ نُوحٌ رَّبِّ إِنَّهُمْ عَصَوْنىِ وَ اتَّبَعُواْ مَن لَّمْ یَزِدْهُ مَالُهُ وَ وَلَدُهُ إِلَّا خَسَارًا * وَمَکَرُواْ مَکْرًا کُبَّارًا; نوح (بعد از نومیدى از هدایت آنان) گفت: پروردگارا! آنها نافرمانى من کردند و از کسانى پیروى کردند که اموال و فرزندانشان چیزى جز زیانکارى بر آنها نیفزوده است. و (این رهبران گمراه) مکر عظیمى به کار بردند».
چند نکته در این آیه قابل تأمّل است: نخست این که مال چیز خوبى است و فرزند نعمت خدا، امّا گاه اینها وبال انسان مى شوند. افرادى را با چشم خود دیده ایم که اموال زیاد و فرزندان متعدّد داشته اند، امّا چون بچّه هاى خود را درست تربیت نکرده و با مسایل دینى آشنا نساختند وبال آنها شدند. نمونه اى از این افراد را در اواخر عمرشان دیدم که همان فرزندان تربیت نشده، تمام اموال پدر را از کَفَش درآورده بوده و پدر را راهى خانه سالمندان نمودند! البتّه گاهى هم مال و فرزند مایه افتخار و وسیله خدمت بیشتر و تقرّب افزونتر است. سعى کنیم وبال ما نشوند و مایه خسران و زیان نگردند.
نکته دیگر این که: منظور از «مکر کبار» که در این آیه به آن اشاره شده چیست؟ مفسّران قرآن در این زمینه بحثهاى زیادى کرده اند; ولى از آیه بعد استفاده مى شود که منظور از مکر بزرگ، نهادن بنیان بت پرستى و دفاع همه جانبه از آن بوده است. به آیه بعد توجّه فرمایید:
«وَ قَالُواْ لَا تَذَرُنَّ ءَاِلهَتَکُمْ وَ لَا تَذَرُنَّ وَدًّا وَ لَا سُوَاعًا وَ لَا یَغُوثَ وَ یَعُوقَ وَ نَسْرًا;(109) و گفتند: دست از معبودان خود برندارید (بخصوص) بتهاى «ود»، «سُواع»، «یغوث»، «یعوق» و «نسر» را رها نکنید».
آرى قوم نوح(علیه السلام) در مقابل تبلیغات پیامبرشان دست به مکر بزرگى زدند. و آن، دفاع همه جانبه از بتهایشان مخصوصاً پنج بت معروف بود که در آیه فوق نام آنها ذکر شده است. تبلیغات بت پرستان به نفع بت پرستى و بر علیه حضرت نوع(علیه السلام) به
﴿صفحه 111 ﴾
اندازه اى بود که صداى آن حضرت به گوش نمى رسید و تبلیغاتش بى اثر مى شد.

سرچِشمه بت پرستى

برخى معتقدند بت پرستى از زمان حضرت نوع(علیه السلام) آغاز گشت و علل مختلفى داشته است. یکى از علل آن این است که وقتى انبیا و صالحان از میان مردم مى رفتند مردم به خاطر علاقه اى که به آن بزرگواران داشتند مجسمّه اى به یاد آنان مى ساختند تا یاد و خاطره آن بزرگان را هرگز فراموش نکنند.
امّا پس از گذشت یکى دو نسل مسأله یادبود به فراموشى سپرده مى شد و نسلهاى بعد به پرستش آن مجسمّه ها مى پرداختند و بدین شکل بت پرستى رواج پیدا کرد.(110) و لذا، در مورد پنج بتى که در آیه 23 سوره نوح آمده گفته شده که مجسمّه پنج تن از افراد صالح و نیکوکارى بوده که در فاصله زمانى بین حضرت آدم و نوح(علیهما السلام) زندگى مى کردند که به عنوان یادبود آن بزرگواران ساخته شده و به تدریج بر اثر فراموشى مسأله یاد بود، مورد پرستش قرار گرفته شد.(111)
البّته نظریّه دیگرى هم در مورد این بتها وجود دارد و آن این که; آنها به اشکال مختلف بوده است. بت «ود» به شکل مرد، و «سواع» به شکل زن، و «یغوث» به شکل شیر، و «یعوق» به شکل اسب، و «نسر» به شکل باز شکارى بوده است.(112) و شاید علّت انتخاب این اشکال براى بتهاى مورد پرستش این بوده که آنها را داراى قدرت و منشأ خیر و برکت مى دانستند و لذا مورد پرستش قرار مى دادند. همانگونه که مردم مصر قدیم رود نیل، که عامل رونق اقتصادى آنها بود، را مى پرستیدند. متأسّفانه آنها مسبّب الاسباب، یعنى خداوند قادر توانا را فراموش نموده، و در عالم اسباب گیر کرده بودند.
﴿صفحه 112 ﴾
به هر حال، پس از طوفان نوح آن پنج بت در زیر گل و لاى پنهان شد و در دوران جاهلیّت آنها را پیدا کرده و دوباره شروع به پرستش آنها نمودند.(113) بتهاى دیگرى همچون لات و هبل نیز بر آن اضافه شد و همه را داخل خانه کعبه قرار داده و آنجا را مرکز بتها کرده، و بدین شکل دوباره بت پرستى شایع شد.
نتیجه این که دومین عکس العمل آنها دفاع همه جانبه از بت پرستى بود.

3. اتّهام جنون به پیامبر خدا(علیه السلام)

سومین عکس العمل قوم نوح در برابر زحمات طاقت فرساى پیامبرشان اتّهام جنون به آن حضرت بود. خداوند متعال در آیه شریفه 9 سوره قمر در این باره چنین مى فرماید:
«کَذَّبَتْ قَبْلَهُمْ قَوْمُ نُوح فَکَذَّبُواْ عَبْدَنَا وَ قَالُواْ مَجْنُونٌ وَ ازْدُجِرَ; پیش ازقوم نوح (پیامبرشان) را تکذیب کردند، (آرى) بنده ما را تکذیب کرده و گفتند: «او دیوانه است». و بازداشته شد».
اگر تعجّب نکنید این اتهام تنها از سوى قوم نوح نسبت به پیامبرشان مطرح نشد، بلکه همه اقوام پیامبرانشان را متّهم به جنون مى کردند! شاهد این مطلب آیه شریفه 52 سوره ذاریات است. خداوند مى فرماید:
«کَذَالِکَ مَا أَتَى الَّذِینَ مِن قَبْلِهِم مِّن رَّسُول إِلَّا قَالُواْ سَاحِرٌ أَوْ مجَْنُونٌ; این گونه است که هیچ پیامبرى به سوى کسانى که قبل از آنها بودند فرستاده نشد مگر این که گفتند: او ساحر است یا دیوانه!»
سؤال: چرا مشرکان و بت پرستان پیامبران را متّهم به جنون مى کردند؟
جواب: چون دنیا پرستان منطقى دارند. آنها معتقدند: «هر کس نان را به نرخ روز نخورد دیوانه است». و تفاوتى نمى کند که نرخ روز حلال باشد یا حرام، از مال یتیم و
﴿صفحه 113 ﴾
صغیر باشد یا کبیر، حق دیگران را ضایع کند یا نه، رشوه و ربا و تقلّب و باج گیرى و مانند آن باشد یا نه. آنها مى گویند: «خواهى نشوى رسوا همرنگ جماعت باش. اگر همرنگ جماعت نشدى دیوانه اى».
آنها مى گویند: «مگر دیوانه اى که بر خلاف جوّ حاکم بر جامعه و به اصطلاح امروز برخلاف موج حرکت مى کنى». خلاصه عقل از نظر آنها تقلید کورکورانه از آباء و اجداد، و رفتن دنبال انحرافات و خرافات و بدعتها، و نان را به نرخ روز خوردن است و هر کس که مطابق معیار آنها عمل نکند عاقل نیست.
و چون اصلاح مفاسد اجتماع و دعوت به سوى خدا و پیامبر و خیر و سعادت هر دو جهان با معیارهاى آنها نمى سازد دیوانگى است.
جالب این که گاه مى گفتند: «پیامبر ساحر است». و گاه او را متّهم به جنون مى کردند. در حالى که سحر و جنون ضدّ هم هستند. چون ساحر آدم با ذکاوت و هوشیارى است و کسى که هوش و ذکاوت کافى نداشته باشد نمى تواند جادو کند، در حالى که مجنون و دیوانه حظّ و بهره اى از هوش و عقل ندارد. بنابراین، سحر و جنون با هم جمع نمى شوند و ساحر نمى تواند مجنون باشد; همانگونه که مجنون قادر بر سحر نیست.
امّا انسانهایى که بى حساب و کتاب حرف مى زنند و اهل منطق نیستند، سخنان ضدّ و نقیض در گفتارشان فراوان است.
نتیجه این که سومین عکس العمل قوم نوح متّهم کردن آن حضرت به جنون بود.
اتّهامات سه گانه اى که متوجّه حضرت نوح(علیه السلام) شد، در مورد پیامبر اسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) نیز وجود داشت. هنگامى که آن حضرت قیام کرد هم ساحر و مجنونش خواندند، و هم مانع رسیدن صدایش به مردم شدند و هم از واقعیّتها فرار مى کردند و حاضر به شنیدن سخن حق نبودند. امّا آن حضرت در مقابل همه این عکس العمل ها صبر و مقاومت
﴿صفحه 114 ﴾
کرد و بالاخره سدها را شکست و بر آنها فایق شد و توانست دین و آیین خود را جهانى کند.
بنابراین، در مقابل برچسبها و تهمتها و استهزاء افراد بى ایمان نباید میدان را خالى کرد، بلکه باید با اعتقاد راسخ به وظیفه خود عمل کرد.
امروز هم دشمن از همان ابزار مشرکان و بت پرستان عصر انبیا علیهم السلام به اضافه ابزارهاى مدرن و پیشرفته روز استفاده مى کند، تا به مقصود خود برسد و مقاومت افراد با ایمان را در هم بشکند. اگر ما هم با تأسّى و پیروى از پیامبرگرامى اسلام، حضرت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم)، به درستى راهمان ایمان داشته باشیم و در مسیر عمل به احکام آن صبر و پایدارى به خرج دهیم، بدون شک موفّق و پیروز خواهیم شد.