فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

دو اصل مهم توحید و معاد

پیامبران خدا هنگامى که براى دعوت امّتها قیام مى کردند قبل از هر چیز اصرار داشتند آنها را با دو اصل توحید و معاد آشنا کنند. چون تمام اصلاحات در جامعه بشرى منوط به ایمان به این دو اصل است. انسان اگر توجّه داشته باشد که عالم هستى خدایى دارد که عالم الغیب و الشهادة است(92) و در همه جا حضور دارد(93) و ناظر بر همه
﴿صفحه 96 ﴾
چیز است(94) و به انسان از رگ گردنش نزدیکتر است(95)، مراقب اعمال و رفتار و کردارش خواهد بود و هر کارى از او سر نمى زد.
همچنین اگر ایمان داشته باشد که این عالم حساب و کتابى دارد(96) و معاد و قیامتى در کار است و براى کارهاى خوب ثواب و نسبت به کارهاى بد مجازات مى شود،(97) اصلاح مى شود و از زشتیها دست برمى دارد.
اگر خلافکاران و سارقان و تبهکاران جامعه مشاهده کنند که چندین پلیس در همه جا مراقب آنهاست و تمام حرکات و سکنات آنها را تحت نظر دارد، دست از پا خطا نمى کنند. همچنین اگر ببینند که پلیس متخلّفان را دستگیر کرده و آنها را تحویل دادگاه داده، و دستگاه قضا با جدّیت به اتّهام آنها رسیدگى نموده و تمام متخلفان را بدون استثناء مجازات مى کند، به خود جرئت تخلّف و سرقت و تبهکارى نمى دهند.
انبیاى الهى مى خواستند این دو اصل را زنده کنند تا مردم به سراغ زشتیها نروند. بنابراین، اگر کسى آلوده گناه شود و مرتکب کار زشتى گردد، یا دچار ضعف در اصل توحید شده، و یا در مسأله معاد مشکل دارد. چون کسى که در هر دو جهت قوى باشد و هر دو اصل را باور دارد بیراهه نمى رود.

سیر آفاقى و انفسى

قرآن مجید براى اثبات ذات پاک خدا و رسیدن به توحید، راههاى متعدّدى بیان کرده، که مهمترین آنها سیر در آفاق و انفس است. خداوند متعال مى فرماید:
«سَنُرِیهِمْ ءَایَاتِنَا فىِ اْلاَفَاقِ وَ فىِ أَنفُسِهِمْ حَتَّى یَتَبَیَّنَ لَهُمْ أَنَّهُ الْحَقُّ أَ وَ لَمْ یَکْفِ بِرَبِّکَ
﴿صفحه 97 ﴾
أَنَّهُ عَلَى کُلِّ شَىْء شَهِیدٌ;(98) بزودى نشانه هاى خود را در اطراف عالم و در درون جانشان به آنها نشان مى دهیم تا براى آنان آشکار گردد که او حق است; آیا کافى نیست که پروردگارت بر همه چیز شاهد و گواه است؟!»
نشانه هاى خداوند در جهان آفرینش (آیات آفاقى) روزبه روز بیشتر مى شود. و هرچه علم و دانش پیشرفت مى کند نشانه هاى خداوند آشکارتر مى گردد. آیات انفس نیز چنین است. چرا که درباره وجود انسان هزاران کتاب نوشته شده است. کتابهایى در مورد ساختمان چشم، کتابهایى پیرامون ساختمان قلب، کتابهایى در مورد ساختمان اعصاب و کتابهاى فراوانى در مورد دیگر اعضاى بدن انسان، که این کتابها همگى به نظرما کتابهاى توحیدند.

اسرارى در مورد مغز انسان

دانشمندان باید سالها در دنیا زحمت بکشند تا بعضى از رموز مغز را کشف کنند و براى این کار نیاز به علم و دانش عمیق و فعالیّت گسترده اى دارند. آیا آفریننده مغز، علم و دانش و شعور نداشته است؟
آیا مى توان باور کرد که سازنده مغز، با آن همه دقّت و ظرافت و پیچیدگى اش، طبیعت بى شعور بوده است؟ آیا هیچ عقلى این مطلب را مى پذیرد؟ اگر بناى بسیار با شکوهى را مشاهده کنیم و به چندین مهندس ساختمان مأموریّت دهیم تا در مورد رموز آن مطالعه کنند و پس از ماهها مطالعه و تحقیق و مشورت گوشه اى از رموز آن را کشف کنند. آیا مى توان باور کرد که سازنده چنین بنایى فاقد علم و دانش است؟ آیا هیچ عقلى مى پذیرد که طبیعت بى شعور و فاقد علم، آن را ساخته باشد؟
گفتگو در مورد چگونگى ساختمان مغز و دیگر دستگاههاى مهم بدن را رها کرده، به سراغ مسایل به ظاهر ساده اى مى رویم که هر روز براى همه ما اتّفاق مى افتد و
﴿صفحه 98 ﴾
بسادگى از کنار آن مى گذریم، در حالى که بسیار عمیق و درس مهمّ خداشناسى است. هنگامى که حادثه اى رخ مى دهد مثلا زلزله اى اتّفاق مى افتد، یا آتش سوزى به وقوع مى پیوندد و انسان آن را درک مى کند در یک لحظه مغز تمام اعضاى بدن را خبر مى کند و فعالیّت قلب و دستگاه تنفّس و فشار خون و مانند آن چندین برابر مى شود و در حقیقت یک بسیج همگانى در میان تمام اعضاى بدن ایجاد مى شود. چقدر این دستگاهها باید دقیق و منظّم باشد که به محض رؤیت صحنه آتش سوزى، بلافاصله دستور بسیج عمومى از مغز به تمام اعضا صادر شود و همه اعضا در همان لحظه بسیج شوند. آیا این مسایل به ظاهر ساده امّا عمیق و پیچیده، خبر از قادر متعالى نمى دهد که آن را ساخته است؟ این مثالهایى که گفته شد همگى آیات انفس است که انسان را به خداوند نزدیک مى کند. به چند مثال دیگر توجه بفرمایید: