فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

بهره گیرى از تمام ظرفیّت ها

حضرت نوح(علیه السلام) در ادامه گزارش کارش به محضر خداوند متعال و به عنوان گله از قومش مى فرماید:
«ثُمَّ إِنِىّ دَعَوْتهُمْ جِهَارًا * ثُمَّ إِنِىّ أَعْلَنتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَاراً;(86) سپس من آنها را با صداى بلند (به اطاعت فرمان تو) دعوت کردم، سپس آشکارا و نهان (حقیقت توحید و ایمان را) براى آنان بیان داشتم».
حضرت نوح(علیه السلام) براى تبلیغ آئین خدا به روش معمول و متعارف تبلیغ قناعت
﴿صفحه 89 ﴾
نمى کرد; بلکه از هر فرصتى براى رسیدن به هدف مقدّسش استفاده مى نمود. که نمونه هاى از آن را در مباحث گذشته شرح دادیم. این سیره حضرت نوح درس بزرگى براى تمام مبلّغان دینى است.
پیام این آیه این است که مسلمانان باید براى تبلیغ اسلام از تمام فرصتها و ظرفیّتها و روشها بهره بگیرند و تبلیغاتشان بسیار متنوّع باشد. تبلیغات را منحصر در مساجد و حسینیّه ها و مجالس مذهبى نکنند; بلکه از تمام ابزارهاى مفید نظیر صدا و سیما، اینترنت، ماهواره ها، اردوهاى زیارتى خانه خدا و قبور حضرات معصومین(علیهم السلام)، مسابقات، اهداى جوایز، آموزش و پرورش و خلاصه از تمام ابزار و وسایل ممکن استفاده کنند. همانگونه که نوح پیامبر(علیه السلام) از تمام ظرفیّتهاى جامعه آن روز بهره گرفت و وظیفه اش را انجام داد. بعضى متأسّفانه از تنوّع تبلیغات غافلند و آن را منحصر در مساجد و حسینیّه ها مى دانند، که این اشتباه است.
حضرت نوح(علیه السلام) در ادامه به بیان بشارتهایى که به قومش داد مى پردازد. مى گوید: «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ إِنَّهُ کاَنَ غَفَّارًا * یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُم مِّدْرَارًا * وَ یُمْدِدْکمُ بِأَمْوَال وَ بَنِینَ وَ یَجْعَل لَّکُمْ جَنَّات وَ یَجْعَل لَّکُمْ أَنْهارًا;(87) و گفتم: از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است. تا بارانهاى پر برکت آسمان را پى در پى بر شما فرو فرستد. و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کن و باغهاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار دهد».
نوح پیامبر(علیه السلام) طبق آیات فوق به قومش سفارش مى کند که از گناهان خود توبه کنند. چرا که توبه و استغفار برکات معنوى و مادّى متعدّدى به دنبال دارد; البتّه توبه جدّى به گونه اى که دیگر به سمت گناه باز نگردد. علاوه بر این، گذشته سیاه خود را با اعمال نیک آینده جبران نماید، تا آثار شوم گناه از زندگیش رخت بربندد. امام سجّاد(علیه السلام)در مناجات تائبین مى فرماید:
﴿صفحه 90 ﴾
«اِلهى اَنْتَ الَّذى فَتَحْتَ لِعِبادِکَ باباً اِلى عَفْوِکَ سَمَّیْتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ: «تُوبُوا اِلَى اللهِ تَوْبَةً نَصُوحاً» فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ;(88) خدایا! تو همان کسى هستى که درى به سوى عالم عفو و گذشتت بازکردى و اسم آن را توبه گذاشتى و فرمودى: «به سوى خدا بازگردید با توبه صادقانه» پس چه عذرى دارد آن کس که از وارد شدن به این درِ باز شده غفلت ورزد؟».
بنابراین، در توبه به سوى تمام گناهکاران، حتّى انسانهاى مشرک و بت پرستى مثل قوم نوح با آن همه لجاجت و سرسختى و عناد و دشمنى، باز است.
پس این که بعضى مى گویند: «ما آنقدر گناه کرده ایم که امیدى به عفو و بخشش الهى نداریم» این سخن، که نشان از یأس از رحمت الهى دارد، از آن گناهان بالاتر است. چنین افرادى هم باید از در توبه وارد شوند، که در توبه به روى آنها نیز باز است.
حضرت نوح(علیه السلام) پس از دعوت قومش به سوى توبه و بازگشت به سمت خداوند، به آثار و برکات توبه و استغفار اشاره مى کند. اوّلین اثر مادّى توبه، باز شدن در برکات آسمان و بارش نزولات آسمانى است. اثر دیگر توبه و استغفار جدّى، امداد به وسیله اموال و فرزندان است. فرزندانى سالم و نیرومند که مى توانند یار و یاور انسان باشند. و سوّمین برکت توبه و استغفار، باغهاى پر برکت و بدون آفت با نهرهاى فراوان است، که خداوند در اختیار استغفارکنندگان قرار مى دهد. آرى، نعمت معنوىِ بخشش گناهان و رحمت و غفران الهى، و نعمتهاى مادّى بارش باران و امداد به فرزندان و اموال و اعطاى باغهاى پر برکت با نهرهاى جارى، همگى ثمرات درخت پربار و پر برکت استغفار و توبه است.

استغفار وسیله درمان دردها

در روایتى مى خوانیم که روزى امیرمؤمنان على(علیه السلام) نشسته بود و ابن عبّاس نیز در
﴿صفحه 91 ﴾
محضرش حاضر بود. شخصى خدمت آن حضرت رسید و پس از سلام و احوالپرسى عرض کرد: آقا! در منطقه ما باران نمى بارد و مردم گرفتار خشکسالى شده اند چه کنیم؟
حضرت فرمود: به مردم بگویید استغفار کنند و از گناهان و خطاها و لغزش هایشان توبه نمایند. این شخص تشکّر کرد و رفت.
شخص دیگرى وارد شد و پس از تعارفات معمول از حضرت پرسید: آقا! باغهاى منطقه ما آفت گرفته و میوهها به ثمر نمى نشیند. براى رهایى از این مشکل چه کنیم؟ حضرت فرمودند: به باغدارها سفارش کنید استغفار نموده و به طور جدّى از گناهانشان توبه کنند تا به لطف و عنایت الهى، مشکلشان برطرف شود.
این شخص هم وقتى نسخه بیمارى و مشکلش را از حضرت گرفت، رفت.
نفر سومى وارد شد و مشکلش را چنین مطرح کرد:
اى على! بچّه هاى ما پس از تولّد مدّت کمى زنده هستند، سپس مى میرند. چه کنیم که مرگ و میر فرزندانمان متوقّف شود؟
حضرت فرمود: به تمام مادران و زنان آن محل بگویید از گناهانشان توبه کرده و استغفار نمایند، تا ان شاءالله مشکل آن ها حل شود. این شخص هم خوشحال و شادمان خداحافظى کرد و رفت.
ابن عبّاس که شاهد سؤال هر سه نفر و پاسخ یک نواخت حضرت على(علیه السلام) بود، به عنوان اعتراض به آن حضرت عرض کرد: چرا براى همه مردم علیرغم مشکلات متعدّد آنها نسخه واحدى مى پیچید؟
حضرت فرمود: ابن عبّاس! مگر قرآن نخوانده اى؟ خداوند در سوره نوح پاسخ سؤال شما را داده است. سپس آیات مورد بحث را تلاوت کرد.(89) در اینجا بود که ابن عبّاس به سرّ پاسخ هاى مشابه حضرت على(علیه السلام) به آن سه نفر پى برد.
﴿صفحه 92 ﴾
این آیات براى امروز ما نیز پیام دارد. پیامش این است که: گناه و معصیت سرچشمه بلاها و مشکلات است. کافى است نگاهى به شرق و غرب دنیا بیندازید. آمریکا که ثروتمندترین کشورها است با چه بحرانهاى مالى و اقتصادى روبروست، و روز به روز بر بدهى هایش افزوده مى شود. اروپایى ها وضع بهترى ندارند و هر روز با مشکل جدیدى دست و پنجه نرم مى کنند. کشورهاى شرقى نیز وضعیّتى مشابه دارند. راستى علّت این همه مشکلات چیست؟ آیا این بلاها و مصیبتها عاملى جز گناه و معصیت که سرتاسر جهان را آلوده کرده دارد؟ بنابراین، باید به درگاه الهى توبه کرد و با اعمال نیک آینده گذشته تاریک و سیاه را جبران نمود، تا این آفات و بلاها برطرف شود.

مراحل آفرینش انسان

حضرت نوح(علیه السلام) در ادامه مى گوید:
«ما لَکُمْ لا تَرْجُونَ لِلّه وَقاراً* وَ قَدْ خَلَقَکُمْ اَطْواراً;(90) چرا شما براى خدا عظمت قایل نیستید؟! در حالى که شما را در مراحل مختلف آفرید (تا از نطفه به صورت انسان کامل رسیدید)».
سوال: بت پرستان و مشرکان چه کارى مى کردند که احترام خداوند حفظ نمى شد؟
پاسخ: همین که یک بت بى شعور ساخته دست خود را خدا مى دانستند و همچون خدا در برابرش سجده مى کردند، خود بزرگترین بى حرمتى به آفریدگار جهان بود. آیا شریک دانستن یک موجود بى جان بى شعور، که قادر بر دفاع از خود نیست، با خداوندى که خالق آسمانها و زمین و سازنده تمام هستى است و همه چیز بر او تکیه دارد، توهین کمى به خداوند است؟
حضرت نوح(علیه السلام) پس از توبیخ قومش و نهى آنها از بت پرستى که نوعى حرمت شکنى قادر متعال است، به نعمتهایى که خداوند بر بشر ارزانى داشته اشاره مى کند.
﴿صفحه 93 ﴾
از جمله به خلقت و آفرینش خود انسان اشاره مى کند و او را وادار به سیر درونى و مطالعه ذات و مراحل مختلف آفرینش خود مى کند، تا شاید ره آورد شناخت نفس، معرفت خداى خویشتن باشد.
آرى، انسان در آغاز خلقتش نطفه بسیار کوچک و کم ارزشى بود که در شکم مادر مراحل گوناگونى را طى کرد و هر روز به شکل و هیئتى درآمد، که هر مرحله آن درس مهمّ خداشناسى است. و لذا، براى تقویت خداشناسى و بالابردن ایمان به خدا و عمیق تر شدن سطح معرفت، مطالعه کتابهاى جنین شناسى بسیار مفید و مؤثّر است.
راستى، چه قدرت قهّارى در تاریکى مطلق رحم مادر، مراحل مختلف خلقت جنین را پیگیرى کرده و چنین نقش زیبایى بر آن قطره آب گندیده متعفّن زده است؟
جنین بعد از طى مراحل مختلف به دنیا مى آید; طفل خردسالى که هیچ قدرتى از خود ندارد، نه مالک نفع خود است و نه قادر بر دفع ضرر خویشتن. امّا خداوند مهربان به دو فرشته به نام پدر و مادر مأموریّت مى دهد که او را پرورش دهند و به بهترین شکل مراقبش باشند، تا بزرگ و پر قدرت شود. همان کودک عاجز و ناتوان به قدرى رشد و نمو مى کند که به جوانى برومند و پر قدرت تبدیل مى شود. جوانى که گاه مغرور جوانى و زیبایى و قدرت خود مى شود.
جوان باید قدر جوانى اش را بداند و به بهترین شکل ممکن از آن استفاده کند، که این جوانى هم پس از مدّتى از دست مى رود و دیگر خبرى از آن شور و حال و نشاط و توان و قدرت و زیبایى نخواهد بود. بنابراین، قبل از آن که جوانى با او خداحافظى کند باید از این نعمت در جهت علم و دانش و اخلاق و تهذیب نفس و قرب الهى بهره بگیرد، که عبادت در جوانى شیوه پیامبران است. به هر حال جوانى هم بهارى است که مانند همه بهارها سپرى مى شود و در پى آن فصل پاییز و زمستان خواهد آمد. آیا انسان باور مى کند که جوان دیروز، پیرمرد ناتوانى شده که همچون طفلى خردسال
﴿صفحه 94 ﴾
حتّى قدرت حفظ آب دهانش را ندارد، بلکه گاه قادر بر کنترل و حفظ بول و مدفوع خود نیست و همچون دوران طفولیّتش باید او را با ابزار خاصّى ببندند، تا نجاست به سایر جاها سرایت نکند؟
متأسّفانه این واقعیّت تلخى است که باید آن را پذیرفت و از آن عبرت گرفت. انسانى که در ابتداى تولّدش ضعیف و ناتوان، و در پایان عمرش نیز چنین است و از ابتداى خلقت تا هنگام مرگ همواره مورد لطف و عنایت پروردگارش بوده، آیا سزاوار است به خداوندش پشت کند؟