فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

جاذبه قرآن مجید

در تاریخ اسلام مى خوانیم که جنگى بین دو قبیله معروف اوس و خزرج در مدینه درگرفت و سالها به طول کشید. شخصى به نام اسعد بن زرارة مأموریّت پیدا کرد که از مکّه مقدارى سلاح تهیّه نموده و به قبیله اش برساند تا بتوانند در مبارزه با قبیله رقیب پیروز شوند. سفر اسعد بن زرارة به مکّه همزمان با روزهاى آغازین بعثت پیامبرگرامى اسلام حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) بود. رسول اکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) در آن روزها در کنار خانه خدا مى نشست و با تلاوت آیات دلنشین قرآن، مردم را به اسلام فرا مى خواند. اسعد به قصد زیارت کعبه مقدّس به سمت مسجدالحرام حرکت کرد. هنگامى که به در مسجد رسید یک نفر مقدارى پنبه به او داد و گفت: این پنبه ها را بگیر و به دو قسمت تقسیم کن و هر کدام را در یکى از گوشهایت بگذار!. پرسید: چرا؟ گفت: مرد ساحرى کنار خانه خدا نشسته و با سخنان جادویى و سحرآمیز خود مردم را سحر مى کند. با استفاده از پنبه ها مانع سحر و جادوى او شو! البتّه این سخن به نوعى اعتراف به جذابیّت فوق العاده آیات قرآن مجید نیز بود. مشرکان ناخواسته اعتراف مى کردند که جاذبه قرآن به قدرى زیاد است که انسانها را تحت تأثیر قرار مى دهد. به هر حال، اسعد بن زرارة مطابق سفارش آن شخص پنبه ها را در گوش کرد و به طواف خانه خدا مشغول شد. سپس با خود گفت: اگر در مدینه از من بپرسند: در مکّه چه خبر بود؟ چه بگویم؟ چنانچه از سخنان آن مرد ساحر سؤال نمودند، چه جوابى بدهم؟ اگر بگویم از ترس تأثیر سخنانش پنبه در گوش کردم، آیا مردم به من نمى خندند؟! سپس با خود گفت: پنبه ها را مقدارى شل کرده، و قدرى به سخنانش گوش مى دهم اگر واقعاً سخنان خطرناکى بود پنبه ها را محکم مى کنم، تا ادامه سخنانش را نشنوم و اگر سخنان خوبى بود پاى گفتارش مى نشینم. پنبه ها را شل کرد. نغمه آسمانى رسول خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) در اعماق جانش نشست و روح و قلبش را آرام کرد. پنبه ها را بطور کامل از گوشهایش درآورد و
﴿صفحه 87 ﴾
دور ریخت و در محضر پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) دو زانو زد و از وى خواست تا آیات بیشترى برایش تلاوت نماید. سپس به پیامبر خدا(صلى الله علیه وآله وسلم) عرض کرد: آمده بودم براى قوم و قبیله ام اسلحه تهیّه کنم، تا به وسیله آن بر دشمن پیروز شویم. امّا چیز بهترى یافتم که نه تنها شعله آتش جنگ را در بین ما خاموش مى کند که ضامن سعادت ما در دنیا و آخرت خواهد بود. و بدین تربیت اسعد بن زرارة از یاران پیامبر شد و به عنوان مبلّغ اسلام به مدینه بازگشت.(84)

موانع راه حق

در روز عاشورا نیز تفاله هاى عصر جاهلیّت همان کار زشت و غیرمنطقى را به شکل دیگرى تکرار کردند. هنگامى که امام حسین(علیه السلام) در مقابل دشمن قرار گرفت و شروع به سخن کرد، سران دشمن دستور دادند تا سپاهیان جهل و نادانى جنجال کرده و سر و صدا راه بیندازند تا صداى حسین مظلوم(علیه السلام) به کسى نرسد!(85)
متأسّفانه این کار جاهلانه زشت امروز هم وجود دارد، البتّه در لباسى جدید و هیئتى نو. از جمله، آنقدر برنامه هاى فاسد و مفسد تلویزیونى و ماهواره اى در حال پخش است که دیگر امکان مشاهده برنامه هاى سالم براى مردم باقى نمى ماند و عملا گوش آنها بدهکار حق نیست. این کار روش مدرن و به روز پنبه در گوش نهادن است. سرگرمى هاى خطرناک، فیلمهاى فاسد و موادّ مخدّر در عصر و زمان ما بیداد مى کند. مشروبات الکلى، موسیقى هاى زشت، مجالس رقص و آواز از جمله کارهاى دیگرى است که شیاطین براى جلوگیرى از رفتن مردم به سمت حق، انجام مى دهند. اینها بازماندگانى از نسل قوم نوح هستند که بدین شکل مانع هدایت مردم مى شوند تا در مسیر حق گام برندارند.
﴿صفحه 88 ﴾
در بعضى از کشورها اجازه نمى دهند یک کتاب شیعه وارد شود و مردم آن کشور آن را مطالعه کنند. این هم نوع دیگرى پنبه در گوش گذاشتن است.
کتابخانه هاى ما پر از کتب اهل سنّت است. مطالب خوب را گرفته، و بقیّه آن را رها مى کنیم. ما گوشمان را به روى کتابهاى آنها نبسته ایم، بلکه به حکم منطق عقل و شرع در کتابخانه هایمان را به روى کتابهاى آنها باز کرده و از مطالب خوب و مناسبش استفاده مى کنیم. امّا در کتابخانه هاى عربستان سعودى یک کتاب شیعى یافت نمى شود، بلکه کتابهاى علماى سنّى مصرى که فکرشان نسبت به وهابى ها بازتر است نیز وجود ندارد. چرا که آنها به منطق عقل و شرع پشت کرده و تابع منطق جاهلانه قوم نوح شده اند. چرا ما اینگونه و آنها آن گونه اند؟
پاسخ این سؤال روشن است. ما پایه هاى عقاید خود را محکم مى دانیم و وحشتى از کتابهاى آنها نداریم; امّا پایه هاى عقیدتى آنها سست و متزلزل است و از کتابهاى ما وحشت دارند. امیدواریم در این کار جاهلانه و منطق ناصواب خود تجدیدنظر کرده، و به جوانانشان حقّ انتخاب داده، تا با مطالعه همه حرفها و ایده ها، بهترین را انتخاب کنند.

بهره گیرى از تمام ظرفیّت ها

حضرت نوح(علیه السلام) در ادامه گزارش کارش به محضر خداوند متعال و به عنوان گله از قومش مى فرماید:
«ثُمَّ إِنِىّ دَعَوْتهُمْ جِهَارًا * ثُمَّ إِنِىّ أَعْلَنتُ لَهُمْ وَ أَسْرَرْتُ لَهُمْ إِسْرَاراً;(86) سپس من آنها را با صداى بلند (به اطاعت فرمان تو) دعوت کردم، سپس آشکارا و نهان (حقیقت توحید و ایمان را) براى آنان بیان داشتم».
حضرت نوح(علیه السلام) براى تبلیغ آئین خدا به روش معمول و متعارف تبلیغ قناعت
﴿صفحه 89 ﴾
نمى کرد; بلکه از هر فرصتى براى رسیدن به هدف مقدّسش استفاده مى نمود. که نمونه هاى از آن را در مباحث گذشته شرح دادیم. این سیره حضرت نوح درس بزرگى براى تمام مبلّغان دینى است.
پیام این آیه این است که مسلمانان باید براى تبلیغ اسلام از تمام فرصتها و ظرفیّتها و روشها بهره بگیرند و تبلیغاتشان بسیار متنوّع باشد. تبلیغات را منحصر در مساجد و حسینیّه ها و مجالس مذهبى نکنند; بلکه از تمام ابزارهاى مفید نظیر صدا و سیما، اینترنت، ماهواره ها، اردوهاى زیارتى خانه خدا و قبور حضرات معصومین(علیهم السلام)، مسابقات، اهداى جوایز، آموزش و پرورش و خلاصه از تمام ابزار و وسایل ممکن استفاده کنند. همانگونه که نوح پیامبر(علیه السلام) از تمام ظرفیّتهاى جامعه آن روز بهره گرفت و وظیفه اش را انجام داد. بعضى متأسّفانه از تنوّع تبلیغات غافلند و آن را منحصر در مساجد و حسینیّه ها مى دانند، که این اشتباه است.
حضرت نوح(علیه السلام) در ادامه به بیان بشارتهایى که به قومش داد مى پردازد. مى گوید: «فَقُلْتُ اسْتَغْفِرُواْ رَبَّکُمْ إِنَّهُ کاَنَ غَفَّارًا * یُرْسِلِ السَّمَاءَ عَلَیْکُم مِّدْرَارًا * وَ یُمْدِدْکمُ بِأَمْوَال وَ بَنِینَ وَ یَجْعَل لَّکُمْ جَنَّات وَ یَجْعَل لَّکُمْ أَنْهارًا;(87) و گفتم: از پروردگار خویش آمرزش بطلبید که او بسیار آمرزنده است. تا بارانهاى پر برکت آسمان را پى در پى بر شما فرو فرستد. و شما را با اموال و فرزندان فراوان کمک کن و باغهاى سرسبز و نهرهاى جارى در اختیارتان قرار دهد».
نوح پیامبر(علیه السلام) طبق آیات فوق به قومش سفارش مى کند که از گناهان خود توبه کنند. چرا که توبه و استغفار برکات معنوى و مادّى متعدّدى به دنبال دارد; البتّه توبه جدّى به گونه اى که دیگر به سمت گناه باز نگردد. علاوه بر این، گذشته سیاه خود را با اعمال نیک آینده جبران نماید، تا آثار شوم گناه از زندگیش رخت بربندد. امام سجّاد(علیه السلام)در مناجات تائبین مى فرماید:
﴿صفحه 90 ﴾
«اِلهى اَنْتَ الَّذى فَتَحْتَ لِعِبادِکَ باباً اِلى عَفْوِکَ سَمَّیْتَهُ التَّوْبَةَ فَقُلْتَ: «تُوبُوا اِلَى اللهِ تَوْبَةً نَصُوحاً» فَما عُذْرُ مَنْ اَغْفَلَ دُخُولَ الْبابِ بَعْدَ فَتْحِهِ;(88) خدایا! تو همان کسى هستى که درى به سوى عالم عفو و گذشتت بازکردى و اسم آن را توبه گذاشتى و فرمودى: «به سوى خدا بازگردید با توبه صادقانه» پس چه عذرى دارد آن کس که از وارد شدن به این درِ باز شده غفلت ورزد؟».
بنابراین، در توبه به سوى تمام گناهکاران، حتّى انسانهاى مشرک و بت پرستى مثل قوم نوح با آن همه لجاجت و سرسختى و عناد و دشمنى، باز است.
پس این که بعضى مى گویند: «ما آنقدر گناه کرده ایم که امیدى به عفو و بخشش الهى نداریم» این سخن، که نشان از یأس از رحمت الهى دارد، از آن گناهان بالاتر است. چنین افرادى هم باید از در توبه وارد شوند، که در توبه به روى آنها نیز باز است.
حضرت نوح(علیه السلام) پس از دعوت قومش به سوى توبه و بازگشت به سمت خداوند، به آثار و برکات توبه و استغفار اشاره مى کند. اوّلین اثر مادّى توبه، باز شدن در برکات آسمان و بارش نزولات آسمانى است. اثر دیگر توبه و استغفار جدّى، امداد به وسیله اموال و فرزندان است. فرزندانى سالم و نیرومند که مى توانند یار و یاور انسان باشند. و سوّمین برکت توبه و استغفار، باغهاى پر برکت و بدون آفت با نهرهاى فراوان است، که خداوند در اختیار استغفارکنندگان قرار مى دهد. آرى، نعمت معنوىِ بخشش گناهان و رحمت و غفران الهى، و نعمتهاى مادّى بارش باران و امداد به فرزندان و اموال و اعطاى باغهاى پر برکت با نهرهاى جارى، همگى ثمرات درخت پربار و پر برکت استغفار و توبه است.