فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

سه هدف مهم: ایمان و تقوى و اطاعت

خداوند متعال در آیه بعد به سه برنامه حضرت نوح(علیه السلام) اشاره مى کند. مى فرماید:
«أَنِ اعْبُدُواْ اللَّهَ وَ اتَّقُوهُ وَ أَطِیعُونِ;(76) که خدا را پرستش کنید و از مخالفت او بپرهیزید و مرا اطاعت نمایید».
اوّلین برنامه، ایمان به خدا و پرستش خداى یگانه و شکستن بتها بود. و برنامه دوم، رعایت تقواى الهى و پرهیز از تمام صفات رذیله و زشت; نظیر دروغ و غیبت و تهمت و شایعه پراکنى و حسد و کینه و مانند آن. و سومین برنامه، اطاعت از پیامبرخدا که در واقع اطاعت از خداست. و این اطاعت به انجام واجبات و ترک محرّمات حاصل مى شود. در حقیقت دین داراى سه بخش عقیده و اخلاق و احکام است.
گاه در گوشه و کنار، افرادى پیدا مى شوند که نه سواد درستى دارند و نه به انسان عالمى مراجعه کرده اند و مى گویند: «قرآن ما را بس است; و غیر قرآن را قبول نداریم!» اوّلا: آنها گویى قرآن را مطالعه نکرده اند; چون در آیه مورد بحث، قرآن به همه دستور تبعیّت و اطاعت از پیامبران را مى دهد. یعنى علاوه بر قرآن، روایات و احادیث نقل شده از انبیاى الهى نیز حجّت است و باید به آن عمل شود. و ثانیاً تمام احکام و واجبات و محرّمات در قرآن مجید نیامده، که واضح ترین آنها عدد رکعات نماز است و باید آنها را از پیامبر گرفت. اگر فقط به قرآن قناعت کنیم و سنّت را رها نماییم نصف دین را از دست مى دهیم; البتّه سند حدیث باید معتبر باشد. حضرت نوح به پیروانش دستور مى دهد که از او اطاعت کنند و خداوند متعال نیز در آیه شریفه «أَطِیعُواْ اللَّهَ وَ
﴿صفحه 83 ﴾
أَطِیعُواْ الرَّسُولَ وَ أُوْلىِ الْأَمْرِ مِنکُمْ(77)» به مسلمانان دستور مى دهد از پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)اطاعت نمایند.

ثمرات عبادت و تقوى و اطاعت

در آیه بعد به ثمرات عبادت و تقوى و اطاعت اشاره شده است. توجّه کنید:
«یَغْفِرْ لَکمُ مِّن ذُنُوبِکُمْ وَ یُؤَخِّرْکُمْ إِلىَ أَجَل مُّسَمًّى إِنَّ أَجَلَ اللَّهِ إِذَا جَاءَ لَا یُؤَخَّرُ لَوْ کُنتُمْ تَعْلَمُونَ;(78) تا خدا گناهانتان را بیامرزد و تا زمان معیّنى شما را عمر دهد; زیرا هنگامى که اجل الهى فرا رسد، تأخیرى نخواهد داشت اگر مى دانستید».
اوّلین ثمره عبادت و تقوى و اطاعت، بخشش گناهان و لغزشهاست. چه کسى به غیر از حضرات معصومین(علیهم السلام) مى تواند ادّعا کند که آلوده به گناه نشده است؟ و کدام انسان گناهکار و خطاکارى امید به عفو و بخشش الهى ندارد؟ در این آیه شریفه راه رسیدن به غفران و بخشش گناهان بیان شده و آن عبادت و تقوا و اطاعت است. دوّمین فایده عبودیّت و بندگى خدا، طولانى شدن عمر انسان است. آرى، گناه باعث کوتاه شدن عمر انسان و اطاعت و بندگى سبب طولانى شدن عمر وى مى شود.
به حدیثى در این زمینه توجّه فرمایید: امام صادق(علیه السلام) فرمود:
«مَنْ یَمُوتُ بِالذُّنُوبِ أَکْثَرُ مِمَّنْ یَمُوتُ بِالْآجالِ; کسانى که بر اثر ارتکاب گناه از دنیا مى روند بیش از کسانى هستند که به مرگ طبیعى عمرشان به پایان مى رسد».
یعنى به عنوان مثال، 30% مردم به مرگ طبیعى و 70% آنها بر اثر آلوده شدن به گناهان و معاصى فوت مى کنند! مخصوصاً گناهانى همچون ظلم و ستم و ترک صله رحم در کوتاه شدن عمر مؤثّر است. متأسّفانه در گوشه و کنار هستند افرادى که با پدر و مادر و برادر و خواهر خود قطع رابطه کرده یا حرمت پدر و مادر خود را نگه نمى دارند.
﴿صفحه 84 ﴾
امام در ادامه روایت مى فرمایند:
«وَ مَنْ یَعیشُ بِالْاِحْسانِ أَکْثَرُ مِمَّنْ یَعیشُ بِالْاَعْمارِ;(79) و کسانى که در نتیجه احسان و نیکوکارى عمرشان طولانى مى شود بیشتر از کسانى هستند که به طور عادى عمر طولانى دارند».
صله رحم، رسیدگى به یتیمان، کمک به نیازمندان، تهیّه جهیزیّه عروسهاى بى بضاعت، کمک به مداواى بیماران تهیدست، ایجاد شغل و فرصت کارى براى انسانهاى فاقد سرمایه و مانند آن، احسان و نیکى محسوب مى شود و باعث طول عمر انسان مى گردد.

شکایت نوح پیامبر(علیه السلام)

حضرت نوح(علیه السلام) پس از اعلان شریعتش و دعوت مردم به اطاعت از خداى یکتا و تشویق به صفات اخلاقى و پرهیز از رذایل اخلاقى و سفارش به انجام واجبات و ترک محرّمات، با استقبال مناسبى از سوى آنها مواجه نشد و لذا به درگاه خداوند شکایت کرد. توجّه فرمایید:
«قَالَ رَبِّ إِنىّ دَعَوْتُ قَوْمِى لَیْلًا وَ نَهَارًا * فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعَاءِى إِلَّا فِرَارًا;(80) (نوح) گفت: «پروردگارا! من قوم خود را شب و روز (به سوى تو) دعوت کردم، امّا دعوت من چیزى جز فرار (از حق) بر آنان نیفزود».
هرچه آن حضرت زحمت کشید نتیجه اى جز پشت کردن مردم به حق و فرار کردن از تعلیمات دینى نداشت! آرى، کار انسان جاهل و نادان به جایى مى رسد که حتّى حاضر نیست حرف حق را بشنود.
در ادامه آیات، حضرت نوح(علیه السلام) توضیح بیشترى در مورد سبک سرى و کارهاى جاهلانه قومش مى دهد. مى فرماید:

﴿صفحه 85 ﴾
«وَ إِنىِّ کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُواْ أَصَابِعَهُمْ فىِ ءَاذَانهِِمْ وَ اسْتَغْشَوْاْ ثِیَابَهُمْ وَ أَصَرُّواْ وَ اسْتَکْبَرُواْ اسْتِکْبَارًا;(81) و من هر زمان آنها را دعوت کردم (که ایمان بیاورند) تا تو آنها را بیامرزى، انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده و لباسهایشان را بر خود پیچیدند، و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدّت استکبار کردند».
حقیقتاً این کار قوم نوح، که انگشتان خود را در گوشهایشان فرو مى بردند و علاوه بر آن لباسهایشان را روى سر مى کشیدند تا اصلا صداى پیامبرشان را به هنگام دعوت به سوى خدا نشنوند، نهایت لجاجت و سرسختى بود. بعضى از مفسّران معتقدند: آن مردم لجباز و بت پرست نه مایل بودند صداى پیامبرشان را بشنوند و نه علاقه اى داشتند او را ببینند و لذا هم راه شنیدنشان را مسدود مى کردند و هم مسیر دیدشان را مى بستند.(82) قرآن کریم برخلاف قوم نوح منطق دیگرى دارد. خداوند متعال مى فرماید:
«فَبَشِّرْ عِبَادِ * الَّذِینَ یَسْتَمِعُونَ الْقَوْلَ فَیَتَّبِعُونَ أَحْسَنَهُ;(83) پس بندگان مرا بشارت ده. همان کسانى که سخنان را مى شنوند و از نیکوترین آنها پیروى مى کنند».
این دستور قرآنى هماهنگ با حکم عقل است. عقل نیز حکم مى کند انسان سخنان مختلف را بشنود و به ایده هاى متفاوت توجّه کند و بهترین آنها را انتخاب نماید. بنابراین، کار قوم نوح مخالف فرمان عقل و شرع بود.
البتّه این گونه نادانى ها و لجاجتها اختصاص به مشرکان و بت پرستان زمان نوح نداشت; بلکه در عصر پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) و در میان اعراب جاهلى نیز یافت مى شد. در آیه شریفه 26 سوره فصّلت مى خوانیم:
«وَ قَالَ الَّذِینَ کَفَرُواْ لَا تَسْمَعُواْ لِهَذَا الْقُرْءَانِ وَ الْغَوْاْ فِیهِ لَعَلَّکُمْ تَغْلِبُونَ; کافران گفتند: به این قرآن گوش فرا ندهید; و به هنگام تلاوت آن جنجال کنید، شاید پیروز شوید».
﴿صفحه 86 ﴾