فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

طول عمر از نظر قرآن

قرآن مجید در سه آیه به طور غیرمستقیم پاسخ دندانشکنى به منکران طول عمر امام زمان(عج) مى دهد. توجّه فرمایید:
1. آیات مربوط به اصحاب کهف; خداوند متعال در مورد مدّت خواب اصحاب کهف مى فرماید: «وَ لَبِثُواْ فىِ کَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِاْئَة سِنِینَ وَ ازْدَادُواْ تِسْعًا;(68) آنها در غارشان سیصد سال درنگ کردند، و نُه سال (نیز) بر آن افزودند».
پیام مستقیم این آیه شریفه، به منکران معاد و احیاى دوباره انسانهاست. ولهذا، خداوند متعال در این داستان صحنه اى از معاد را به تصویر کشیده تا به مردم و منکران معاد بفهماند که وقتى خداوند قادر است انسانهایى را به مدّت طولانى در خواب فرو ببرد و بدون استفاده از آب و غذا زنده بمانند، احیاى مردگان و دادن حیات مجدّد به آنها نیز براى او آسان است.
امّا آموزه غیرمستقیم آیه شریفه، پاسخ دندانشکنى است به کسانى که ادّعا مى کنند حدّ اعلاى عمر انسان 120 سال است. اگر واقعاً انسان بیش از این مقدار عمر نمى کند، چطور اصحاب کهف 309 سال در خواب بودند و سپس بیدار شدند؟ تازه اى تازه مقدار عمر آنها قبل از خواب رفتن است. اگر مدّت زندگى آن ها را پس از بیدار شدن به عدد مذکور اضافه کنیم مسأله روشن تر مى شود.
2. آیه مورد بحث; که در مورد مدّت رسالت حضرت نوح(علیه السلام) سخن مى گوید. آموزه مستقیم این آیه شریفه بیان زحمات و تلاشها و سختى ها و مرارت هایى است که آن حضرت در طول این مدّت طولانى براى هدایت مردم تحمّل کرد. و آموزه غیرمستقیم آن، امکان عمر طولانى بالاتر از هزار سال براى انسان و پاسخ قاطعى به منکران عمر طولانى حضرت مهدى(عج) است. راستى مگر وهّابى ها این آیات قرآن را نخوانده اند
﴿صفحه 71 ﴾
که از عمر طولانى آن حضرت شگفت زده شده اند، یا انکار و اعجاب آنها دلیل دیگرى دارد و در پى چیز دیگرى هستند؟!
3. آیات مربوط به حضرت عیسى(علیه السلام); که از همه مهم تر است. خداوند متعال در آیات 157 و 158 سوره نساء مى فرماید:
«مَا قَتَلُوهُ یَقِینَا * بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَکاَنَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیًما; و به یقین او را نکشتند; بلکه خدا او را به سوى خود، بالا برد. و خداوند توانا و حکیم است».
طبق این آیه شریفه حضرت مسیح(علیه السلام) هنوز زنده است; یعنى آن حضرت بیش از دو هزار سال عمر کرده است. اگر حضرت مسیح(علیه السلام) بیش از دو هزار سال عمر کرده و این عمر طولانى برایش ممکن بوده، براى امام زمان(علیه السلام) نیز ممکن است.
آموزه مستقیم آیه مذکور پاسخى است به کسانى که معتقدند آن حضرت به دار آویخته شد. و آموزه غیرمستقیم آن امکان عمر طولانى بیش از دو هزار سال براى بشر است، در صورتى که خداوند اراده کند. طبق آنچه که در انجیل هاى موجود نوشته شده، حضرت مسیح(علیه السلام) به دار آویخته شد، سپس بدنش را دفن کردند و خداوند جسدش را پس از سه روز از قبر بیرون آورد و زنده کرد و به آسمانها برد. این جالبتر است، زیرا خداوند او را زنده کرد و پس از حیات مجدّد بیش از دو هزار سال عمر کرده است.
نتیجه این که طول عمر حضرت مهدى(عج) هیچ استبعادى ندارد، و با علوم روز و قرآن مجید کاملا هماهنگ است.

سرّ مخالفت وهابّى ها

حقیقت این است که تمام عقاید و اعتقادات شیعه مستدل و منطقى است، و هرکدام از آنها دلیلى از عقل یا قرآن یا سنّت دارد، و در هر موضوعى از علماى شیعه سؤال
﴿صفحه 72 ﴾
شود، پاسخ معقول و قانع کننده اى دارند. امّا متأسّفانه مخالفین، مخصوصاً وهابى ها، به دنبال بهانه جویى هستند. حدود دویست سال از اختراع وهابیّت مى گذرد. آنها در طول سالیان گذشته اینقدر بهانه جویى نمى کردند، امّا امروزه که اقبال مردم، مخصوصاً جوانان، را به سوى مکتب اهل بیت(علیهم السلام) مى بینند و روز به روز شاهد افزایش تعداد شیعیان در سراسر جهان هستند، این مطلب را تحمّل نکرده و با تمام قوا بر علیه شیعه فعالیّت مى کنند. پایان نامه هاى دانشجویانشان، سایتها، ماهواره ها، مجلّات و کتابها، مبلّغان دینى و مأموران تبلیغى آنها، همگى تشیّع را هدف گرفته اند. آرى علّت همه این هجمه ها حسادت است. آنها نمى توانند پیشرفت شیعه را در سراسر دنیا ببینید. براى آنها قابل تحمّل نیست که در ایران حکومت شیعى تشکیل شده، و در لبنان شیعیان قدرتمند گشته و در عراق و افغانستان شیعه در حال پیشرفت است. و لذا، با تمام قوا بر علیه مکتب شیعه فعالیّت مى کنند، و هرچه به سؤالات و شبهه هایشان پاسخ داده مى شود باز همان سؤالات را تکرار مى کنند. و متأسّفانه در این مسیر از وارونه کردن حقایق باکى ندارند. در یکى از سفرهایى که به مکّه مکرّمه داشتم عدّه اى از علماى آنها خواستار گفتگوى علمى شدند. جلسه تشکیل شد. دوازده مسأله مهم مطرح کردند که پاسخ همه سؤالات به صورت مستدل و منطقى داده شد، به گونه اى که پس از آن هیچ شبهه اى باقى نماند. ولى متأسّفانه بعداً شایعه کردند که با فلانى بحث کردیم و او در مناظره مغلوب شد!
نصیحت ما به این برادران این است که این وضع شما قابل ادامه دادن نیست، در آن تجدیدنظر کنید. بیایید برادروار در کنار هم بنشینیم و بحث هاى منطقى داشته باشیم و در مقابل دشمنان اسلام و قرآن متّحد و یکپارچه شویم و نیرویمان را صرف مبارزه با آنها کنیم.
به هر حال، یکى دیگر از امتیازات حضرت نوح(علیه السلام) عمر طولانى آن حضرت بود.
﴿صفحه 73 ﴾

8. شجاعت فوق العاده حضرت نوح(علیه السلام)

خداوند متعال در آیه شریفه 71 سوره یونس به این ویژگى اشاره کرده است. توجّه بفرمایید:
«وَ اتْلُ عَلَیْهِمْ نَبَأَ نُوح إِذْ قَالَ لِقَوْمِهِ یَا قَوْمِ إِن کاَنَ کَبُرَ عَلَیْکم مَّقَامِى وَ تَذْکِیرِى بَِایَاتِ اللَّهِ فَعَلى اللَّهِ تَوَکَّلْتُ فَأَجْمِعُواْ أَمْرَکُمْ وَ شُرَکَاءَکُمْ ثُمَّ لَا یَکُنْ أَمْرُکُمْ عَلَیْکُمْ غُمَّةً ثُمَّ اقْضُواْ إِلىَّ وَ لَا تُنظِرُونِ; سرگذشت نوح را بر آنها بخوان; در آن هنگام که به قوم خود گفت: «اى قوم من! اگر موقعیّت من و تذکّراتم نسبت به آیات الهى، بر شما سنگین (و سخت) است، (هر کارى از شما ساخته است بکنید.) من بر خدا توکّل کرده ام! (شما اگر مى توانید) توانایى خود و معبودهایتان را جمع کنید، سپس هیچ چیز از امورتان بر شما پوشیده نماند; (و تمام جوانب را بنگرید;) سپس به حیات من پایان دهید، و مهلتم ندهید! (امّا توانایى ندارید.)
اگر کسى کمترین شک و تردیدى در برنامه ها و اهداف خود داشته باشد هرگز به خود جرأت نمى دهد که این چنین دشمنانش را به مبارزه بطلبد. امّا چون حضرت نوح(علیه السلام)ایمان کامل و اطمینان صد در صد به اهدافش داشت، این گونه شجاعانه آنان را به مبارزه طلبید و هیچ ترسى از آنها به دل راه نداد.
البتّه مسأله عدم وحشت از تنهایى در پیمودن مسیر حق، مسأله بسیار مهمّى است که همه انبیا با آن مواجه بوده و شجاعانه مقاومت مى کردند. حضرت نوح(علیه السلام) مطابق آیه فوق اعلان کرد که از هیچ کس نمى ترسد.
حضرت ابراهیم(علیه السلام) نیز چنین بود. او به تنهایى وارد بتکده شد و بدون ذرّه اى ترس و وحشت، تمام بتها (جز بت بزرگ) را به زیر کشید و درهم شکست. و هرگز با خود نگفت: «تنها هستم، و در مقابل این همه بت پرست تاب مقاومت و مقابله ندارم. و آنها مرا در آتش خواهند انداخت» بلکه توکّل بر خدا کرد و وظیفه الهى اش را انجام داد. و
﴿صفحه 74 ﴾
کسى که بر خدا توکّل کند خدا با اوست و تنها نمى ماند. وَ مَن یَتَوَکَّلُّ عَلَى اللَّهِ فَهُوَ حَسْبُهُ;(69)
حضرت شعیب(علیه السلام) را تهدید کردند که اگر دست از ادّعاها و سخنانش بر ندارد بسختى او را مجازات خواهند کرد.(70) امّا تهدیدهاى توخالى مشرکان و بت پرستان ذرّه اى در اراده آهنین او تأثیر نگذاشت و قدمى عقب نشینى نکرد، بلکه دلیرانه مقاومت نمود و به راهش ادامه داد.
پیامبرگرامى اسلام حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) تک و تنها در میان مشرکان مکّه حاضر مى شد و آنها را دعوت به توحید و یکتاپرستى مى کرد. آن حضرت به همراه على(علیه السلام) و خدیجه(علیها السلام) - که اوّلین مرد و زن مسلمان بودند ـ به مسجدالحرام مى رفتند و در جلوى چشم مشرکان و بت پرستان نماز جماعت مى خواندند.(71) نمى گفتند: «ما سه نفریم و دشمن بیشمار و جانمان در خطر است» بلکه شجاعانه و بدون احساس وحشت و با توکّل بر خدا، به راز و نیاز با خدا پرداخته، و جمعیّت زیاد دشمن را به سخریّه مى گرفتند.
نمازهاى با شکوه جماعت و جمعه صدها هزار نفرى امروز، حاصل استقامت و مقاومت آن روز پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله وسلم) و مسلمانان اولیّه است.
پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) بارها با تن مجروح به خانه مى آمد. جراحتى که حاصل ضربات سنگ مخالفان و معاندان و مشرکان بود.(72) این کار زشت آنقدر توسّط دشمن تکرار مى شد که یکى از کارهاى روزانه حضرت خدیجه(علیها السلام) بستن زخمهاى پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) شده بود. اگر امروز یک چهارم جمعیّت کره زمین مسلمان هستند، بخاطر زحمات و پایدارى ها و مقاومتهاى آن روز پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم) و مسلمانان اولیّه بوده است. حضرت على(علیه السلام) در
﴿صفحه 75 ﴾
این باره چه زیبا مى فرماید:
«وَ لاتَسْتَوْحِشُوا فی طَریقِ الْهُدى لِقِلَّةِ اَهْلِه»;(73) در مسیر حق از کمى همراهان (وفزونى دشمنان) وحشت نکنید»
یعنى اگر شما در شاهراه سعادت حرکت مى کنید و اکثریّت مردم راه را گم کرده و قدم در بیراهه گذاشته اند، از کمى همراهان وحشت نکنید. چون کسى که از جادّه اصلى مى رود نباید وحشت کند، هر چند همرانش اندک باشند; بلکه کسى باید بترسد که گام در بیراهه گذاشته، هرچند همرانش بسیار باشند. برخى از جوانان براى ما نامه مى نویسند که: «در خانواده فقط من نماز مى خوانم و روزه مى گیرم و بقیّه اعضاى خانواده نسبت به مسایل دینى بى توجّهند، چه کنم؟». مى گوییم: «شما با توکّل بر خدا به وظایف دینى خود عمل کنید، و در مقابل نگاههاى سنگین و سخنان درشت و برخوردهاى نامناسب آنها مقاومت نمایید، که بالاخره مقاومت شما مقاومت آنها را خواهد شکست، و پیروزى از آنِ شماست».
جوانان عزیز و برومند و متدیّنى که براى ادامه تحصیل یا مأموریّتهاى کارى یا مسایل تحقیقاتى و مانند آن، به بلاد کفر سفر مى کنند باید از مقاومتهاى حضرت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) و ابراهیم(علیه السلام) و شعیب(علیه السلام) و نوح(علیه السلام) درس بگیرند و به فرمایش مولاى متقیان عمل کنند و از تنهایى نهراسند و همرنگ جماعت نشوند و با توکّل بر خداوند متعال شجاعانه به تکالیف شرعى خود عمل کنند، و با اعمال شایسته خود دیگران را به دین اسلام فراخوانند.
به هر حال، یکى از ویژگى هاى حضرت نوح(علیه السلام)، که قرآن مجید به آن پرداخته، شجاعت فوق العاده آن حضرت بود.
خلاصه این که حضرت نوح(علیه السلام)، طبق شهادت قرآن مجید، از برگزیدگان بود، و
﴿صفحه 76 ﴾
مشمول هدایت الهى گشت، و خداوند به او سلام کرد، و بنده شکور خدا بود، و دعایش مستجاب شد و از کرب عظیم رها شد، و نسلى پاک داشت، و عمرى طولانى کرد، و از شجاعتى فوق العاده برخوردار بود.
﴿صفحه 77 ﴾