فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

چهارم: آموزه هاى مستقیم و غیر مستقیم قرآن مجید

آیات قرآن مجید سرشار از درس و پیام است، منتهى آموزه هاى قرآن به دو دسته تقسیم مى شود: 1ـ آموزه هاى مستقیم 2ـ آموزه هاى غیرمستقیم. مثلا; خداوند متعال درباره حضرت یحیى(علیه السلام) مى فرماید: «وَ ءَاتَیْنَهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا;(64) و ما در کودکى فرمان نبوّت به او دادیم».
آموزه مستقیم این آیه شریفه اعجاز حضرت یحیى(علیه السلام) و قدرت نمایى پروردگار است. و آموزه غیرمستقیم آن، پاسخ دندانشکنى است به کسانى که منکر امامت امام جواد(علیه السلام) در طفولیّت مى شدند. آنها مى گفتند: مگر مى شود کودکى هفت ساله جانشین پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)شود و سؤالات فقهى گوناگون را پاسخ دهد؟
پاسخ مى دهیم: هنگامى که حضرت یحیى(علیه السلام) در کودکى به مقام نبوّت برسد، چه اشکالى دارد حضرت جواد(علیه السلام) در هفت سالگى امام شود؟
مثال دیگر: هنگامى که حضرت مریم(علیها السلام) با قنداقه نوزادش به شهر بازگشت با سؤالات مختلف مردم مواجه شد که: چگونه صاحب فرزندى شدى در حالى که هنوز ازدواج نکرده اى؟ حضرت مریم(علیها السلام) به قنداقه نوزادش اشاره کرد که این مطلب را از او بپرسید! گفتند: «کَیْفَ نُکَلِّمُ مَن کَانَ فىِ الْمَهْدِ صَبِیًّا;(65) چگونه با کودکى که در گاهواره است سخن بگوییم؟!».
ناگهان نوزاد به سخن آمد و گفت: «إِنىِّ عَبْدُ اللَّهِ آتَانِىَ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنىِ نَبِیًّا * وَ جَعَلَنىِ مُبَارَکا أَیْنَ مَا کُنتُ وَ أَوْصَانىِ بِالصَّلَوةِ وَ الزَّکَوةِ مَا دُمْتُ حَیًّا;(66) من بنده خدایم، او
﴿صفحه 68 ﴾
کتاب آسمانى به من داده; و مرا پیامبر قرار داده است. و هرجا که باشم مرا وجودى پر برکت قرار داده، و تا زمانى که زنده ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است».
آموزه مستقیم این آیات، رفع اتّهام از حضرت مریم(علیها السلام) و اثبات نبوّت حضرت عیسى(علیه السلام) در کودکى است. امّا آموزه غیرمستقیم آن، پاسخ به شبهه اى است که در مورد یکى از فضایل حضرت على(علیه السلام) نقل شده است. و آن این که: «حضرت در اوّلین روزهاى ولادت، هنگامى که حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) را دید لبخندى زد و به آن حضرت سلام کرد و آیات اوّلیه سوره مؤمنون را تلاوت نمود».(67) چگونه ممکن است نوزاد یک روزه سخن بگوید؟ جواب این است که اگر سخن گفتن حضرت عیسى(علیه السلام) در گاهواره ممکن بوده، سخن گفتن حضرت على(علیه السلام) نیز در روز اوّل ولادت ممکن است.
سؤال: در آن زمان که هنوز قرآن نازل نشده بود، چگونه این اتّفاق افتاد؟
جواب: هر چند قرآن نازل نشده بود، ولى در علم خداوند که وجود داشت. چه اشکال دارد که خداوند بخشى از قرآن را قبل از نزول، بر زبان بنده اش جارى کند.
نتیجه این که قرآن مجید دو رقم آموزه دارد: آموزه هاى مستقیم و غیرمستقیم.
آموزه مستقیم آیه مورد بحث، طول عمر حضرت نوح(علیه السلام) و توفیق تبلیغ دین خدا در این مدّت طولانى است. و آموزه غیرمستقیم آن، اثبات امکان طول عمر حضرت مهدى(عج) است. شرح بیشتر خواهد آمد.
پنجم: راز طول عمر!
سؤال: آیا امکان دارد یک انسان 1250 سال عمر کند؟ در عصر و زمان ما عمر انسانها معمولا از صد و بیست سال تجاوز نمى کند. آیا ممکن است کسى بیش از 120
﴿صفحه 69 ﴾
سال عمر کند؟ اگر ممکن نیست، چگونه شیعه مدّعى است امام زمان(عج) متولّد شده و اکنون بیش از هزال سال عمر دارد؟
جواب: از دو منظر مى توان پاسخ این سؤال را داد: از منظر علوم روز مخصوصاً علوم تجربى، و از منظر وحى و قرآن مجید.

طول عمر از نظر علمى
امّا از منظر علوم روز، از دانش آموختگان علوم جدید مى پرسیم که: مى گویند حدّ اعلاى عمر بشر صد و بیست سال است. آیا علم این مطلب را تأیید مى کند؟ دانشمندان در پاسخ مى گویند: «این سخن مبناى علمى ندارد; بلکه اندازه عمر بشر تابع شرایطى است، که اگر حاصل گردد طولانى تر مى شود». در ادامه مى گویند: «ما آزمایشاتى بر روى گیاهان و جانداران کرده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که امکان افزایش طول عمر آنها وجود دارد. گیاهى که عمرش یک سال بوده، تا دوازده برابر افزایش یافته و توانسته 12 سال عمر کند». اگر بر همین اساس عمر انسان 12 برابر شود، بیش از 1400 سال عمر خواهد کرد. علاوه بر این، ممکن است عمر بعضى از گیاهان دهها برابر افزایش پیدا کند. این امکان در مورد عمر انسان نیز وجود دارد. اخیراً یک ماهى را از یخهاى قطبى بیرون آورده اند. هنگامى که آن را در درون آب ولرم رها کردند به حرکت درآمد! وقتى طبقات یخهایى که ماهى در آن گرفتار شده بود را محاسبه کردند متوجّه شدند ماهى مذکور متعلّق به 5 هزار سال قبل است! اگر یک ماهى در شرایط خاصّى پنج هزار سال زنده مى ماند، این امکان براى انسان نیز در شرایط خاصّ وجود دارد. و لذا، هم اکنون دانشمندان در مورد افزایش دادن عمر انسان مشغول تحقیق و مطالعه و بررسى هستند.
بنابراین، عمرهاى طولانى مانند عمر طولانى نوح پیامبر(علیه السلام) و امام زمان(علیه السلام) از نظر علمى امرى ممکن است و هیچ استبعادى ندارد.
﴿صفحه 70 ﴾

طول عمر از نظر قرآن

قرآن مجید در سه آیه به طور غیرمستقیم پاسخ دندانشکنى به منکران طول عمر امام زمان(عج) مى دهد. توجّه فرمایید:
1. آیات مربوط به اصحاب کهف; خداوند متعال در مورد مدّت خواب اصحاب کهف مى فرماید: «وَ لَبِثُواْ فىِ کَهْفِهِمْ ثَلَاثَ مِاْئَة سِنِینَ وَ ازْدَادُواْ تِسْعًا;(68) آنها در غارشان سیصد سال درنگ کردند، و نُه سال (نیز) بر آن افزودند».
پیام مستقیم این آیه شریفه، به منکران معاد و احیاى دوباره انسانهاست. ولهذا، خداوند متعال در این داستان صحنه اى از معاد را به تصویر کشیده تا به مردم و منکران معاد بفهماند که وقتى خداوند قادر است انسانهایى را به مدّت طولانى در خواب فرو ببرد و بدون استفاده از آب و غذا زنده بمانند، احیاى مردگان و دادن حیات مجدّد به آنها نیز براى او آسان است.
امّا آموزه غیرمستقیم آیه شریفه، پاسخ دندانشکنى است به کسانى که ادّعا مى کنند حدّ اعلاى عمر انسان 120 سال است. اگر واقعاً انسان بیش از این مقدار عمر نمى کند، چطور اصحاب کهف 309 سال در خواب بودند و سپس بیدار شدند؟ تازه اى تازه مقدار عمر آنها قبل از خواب رفتن است. اگر مدّت زندگى آن ها را پس از بیدار شدن به عدد مذکور اضافه کنیم مسأله روشن تر مى شود.
2. آیه مورد بحث; که در مورد مدّت رسالت حضرت نوح(علیه السلام) سخن مى گوید. آموزه مستقیم این آیه شریفه بیان زحمات و تلاشها و سختى ها و مرارت هایى است که آن حضرت در طول این مدّت طولانى براى هدایت مردم تحمّل کرد. و آموزه غیرمستقیم آن، امکان عمر طولانى بالاتر از هزار سال براى انسان و پاسخ قاطعى به منکران عمر طولانى حضرت مهدى(عج) است. راستى مگر وهّابى ها این آیات قرآن را نخوانده اند
﴿صفحه 71 ﴾
که از عمر طولانى آن حضرت شگفت زده شده اند، یا انکار و اعجاب آنها دلیل دیگرى دارد و در پى چیز دیگرى هستند؟!
3. آیات مربوط به حضرت عیسى(علیه السلام); که از همه مهم تر است. خداوند متعال در آیات 157 و 158 سوره نساء مى فرماید:
«مَا قَتَلُوهُ یَقِینَا * بَل رَّفَعَهُ اللَّهُ إِلَیْهِ وَکاَنَ اللَّهُ عَزِیزًا حَکِیًما; و به یقین او را نکشتند; بلکه خدا او را به سوى خود، بالا برد. و خداوند توانا و حکیم است».
طبق این آیه شریفه حضرت مسیح(علیه السلام) هنوز زنده است; یعنى آن حضرت بیش از دو هزار سال عمر کرده است. اگر حضرت مسیح(علیه السلام) بیش از دو هزار سال عمر کرده و این عمر طولانى برایش ممکن بوده، براى امام زمان(علیه السلام) نیز ممکن است.
آموزه مستقیم آیه مذکور پاسخى است به کسانى که معتقدند آن حضرت به دار آویخته شد. و آموزه غیرمستقیم آن امکان عمر طولانى بیش از دو هزار سال براى بشر است، در صورتى که خداوند اراده کند. طبق آنچه که در انجیل هاى موجود نوشته شده، حضرت مسیح(علیه السلام) به دار آویخته شد، سپس بدنش را دفن کردند و خداوند جسدش را پس از سه روز از قبر بیرون آورد و زنده کرد و به آسمانها برد. این جالبتر است، زیرا خداوند او را زنده کرد و پس از حیات مجدّد بیش از دو هزار سال عمر کرده است.
نتیجه این که طول عمر حضرت مهدى(عج) هیچ استبعادى ندارد، و با علوم روز و قرآن مجید کاملا هماهنگ است.

سرّ مخالفت وهابّى ها

حقیقت این است که تمام عقاید و اعتقادات شیعه مستدل و منطقى است، و هرکدام از آنها دلیلى از عقل یا قرآن یا سنّت دارد، و در هر موضوعى از علماى شیعه سؤال
﴿صفحه 72 ﴾
شود، پاسخ معقول و قانع کننده اى دارند. امّا متأسّفانه مخالفین، مخصوصاً وهابى ها، به دنبال بهانه جویى هستند. حدود دویست سال از اختراع وهابیّت مى گذرد. آنها در طول سالیان گذشته اینقدر بهانه جویى نمى کردند، امّا امروزه که اقبال مردم، مخصوصاً جوانان، را به سوى مکتب اهل بیت(علیهم السلام) مى بینند و روز به روز شاهد افزایش تعداد شیعیان در سراسر جهان هستند، این مطلب را تحمّل نکرده و با تمام قوا بر علیه شیعه فعالیّت مى کنند. پایان نامه هاى دانشجویانشان، سایتها، ماهواره ها، مجلّات و کتابها، مبلّغان دینى و مأموران تبلیغى آنها، همگى تشیّع را هدف گرفته اند. آرى علّت همه این هجمه ها حسادت است. آنها نمى توانند پیشرفت شیعه را در سراسر دنیا ببینید. براى آنها قابل تحمّل نیست که در ایران حکومت شیعى تشکیل شده، و در لبنان شیعیان قدرتمند گشته و در عراق و افغانستان شیعه در حال پیشرفت است. و لذا، با تمام قوا بر علیه مکتب شیعه فعالیّت مى کنند، و هرچه به سؤالات و شبهه هایشان پاسخ داده مى شود باز همان سؤالات را تکرار مى کنند. و متأسّفانه در این مسیر از وارونه کردن حقایق باکى ندارند. در یکى از سفرهایى که به مکّه مکرّمه داشتم عدّه اى از علماى آنها خواستار گفتگوى علمى شدند. جلسه تشکیل شد. دوازده مسأله مهم مطرح کردند که پاسخ همه سؤالات به صورت مستدل و منطقى داده شد، به گونه اى که پس از آن هیچ شبهه اى باقى نماند. ولى متأسّفانه بعداً شایعه کردند که با فلانى بحث کردیم و او در مناظره مغلوب شد!
نصیحت ما به این برادران این است که این وضع شما قابل ادامه دادن نیست، در آن تجدیدنظر کنید. بیایید برادروار در کنار هم بنشینیم و بحث هاى منطقى داشته باشیم و در مقابل دشمنان اسلام و قرآن متّحد و یکپارچه شویم و نیرویمان را صرف مبارزه با آنها کنیم.
به هر حال، یکى دیگر از امتیازات حضرت نوح(علیه السلام) عمر طولانى آن حضرت بود.
﴿صفحه 73 ﴾