فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

دوّم: خستگى ناپذیرى و استفاده از تمام امکانات

عمر طولانى افتخارى براى حضرت نوح(علیه السلام) بود. هیچ یک از پیامبران به اندازه آن حضرت اشتغال به تبلیغ آیین الهى نورزیده و همچون او امر به معروف و نهى از منکر نکردند. چون عمر دیگر انبیا نسبت به آن حضرت کوتاه بود; شرح بیشتر در مورد عمر طولانى حضرت نوح(علیه السلام) خواهد آمد. امّا مشکل مهم آن حضرت این بود که ابزار کافى براى بیان نظراتش نداشت. نه مسجدى، نه سالن اجتماعاتى، نه مرکز دیگرى که بتوان مردم را در آن جمع کرد. و لذا مترصّد اجتماع مردم به مناسبت عروسى یا عزا و مانند آن بود. هنگامى که متوجّه مى شد مردم به هر علّت در گوشه اى جمع شده اند در جمع آنها حاضر مى شد و به تبلیغ دین خدا مى پرداخت. با زبان خوش همراه با مهربانى و
﴿صفحه 64 ﴾
عطوفت و محبّت، حرفش را مى زد و دعوت خدا را به آنها ابلاغ مى کرد. علاوه بر این، برنامه تبلیغى خصوصى و خانه به خانه هم داشت. طبق برخى از روایات(57) درِ خانه هاى مردم را مى زد و مى گفت: «قولوا لا اله الا الله تفلحوا» اگر مى خواهید سعادتمند و خوشبخت شوید بتها را رها کنید و به خداى یگانه ایمان آورید. آن حضرت شب و روز، آشکار و پنهان، و خلاصه به هر شکل ممکن مردم را به سوى خدا دعوت مى کرد. قرآن مجید از زبان خود حضرت نوح(علیه السلام) چنین نقل مى کند:
«رَبِّ إِنّىِ دَعَوْتُ قَوْمِى لَیْلًا وَ نَهَارًا * فَلَمْ یَزِدْهُمْ دُعَاءِى إِلَّا فِرَارًا * وَ إِنىِّ کُلَّمَا دَعَوْتُهُمْ لِتَغْفِرَ لَهُمْ جَعَلُواْ أَصَابِعَهُمْ فىِ ءَاذَانهِِمْ وَ اسْتَغْشَوْاْ ثِیَابهَُمْ وَ أَصَرُّواْ وَ اسْتَکْبرَُواْ اسْتِکْبَارًا * ثُمَّ إِنىِّ دَعَوْتُهُمْ جِهَارًا * ثُمَّ إِنىِّ أَعْلَنتُ لهَُمْ وَ أَسْرَرْتُ لهَُمْ إِسْرَارًا;(58) پروردگارا! من قوم خود را شب و روز(به سوى تو) دعوت کردم. امّا دعوت من چیزى جز فرار (از حق) بر آنان نیفزود. و من هر زمان آنها را دعوت کردم(که ایمان بیاورند) تا تو آنها را بیامرزى، انگشتان خویش را در گوشهایشان قرار داده و لباس هایشان را بر خود پیچیدند و در مخالفت اصرار ورزیدند و به شدّت استکبار کردند. سپس من آنها را با صداى بلند (به اطاعت فرمان تو) دعوت کردم. سپس آشکارا و نهان (حقیقت توحید و ایمان را) براى آنها بیان داشتم».
امّا این قوم سرکش و لجوج حتّى حاضر نبودند سخنان پیامبر خدا را بشنوند. و لذا، نه تنها انگشتانشان را در گوش خود فرو مى کردند، بلکه احتیاطاً لباسشان را نیز بر سر مى کشیدند تا مبادا صداى نوح به گوششان برسد. ولى آن پیامبر خدا با صبر و حوصله به کار خود ادامه داد، تا زمان عذاب و مجازاتشان فرا رسید که شرح آن خواهد آمد.
﴿صفحه 65 ﴾

سوم: درس استقامت

صبر و استقامت و پایدارى را باید از حضرت نوح(علیه السلام) آموخت.
خوانندگان محترم! اگر در کارى یک بار شکست خوردید مأیوس و نا امید نشوید دوباره انجام دهید و آن قدر تکرار کنید تا به نتیجه برسید. چنان چه امسال در کنکور پذیرفته نشدید، با تلاش و مطالعه بیشتر خود را براى سال بعد آماده کنید. اگر باز هم قبول نشدید به یأس و نا امیدى روى خوش نشان ندهید و با جدّیت و عزمى راسخ و تلاشى بیشتر از گذشته براى بار سوم شانس خود را امتحان کنید و آن قدر ادامه دهید تا به مقصود برسید. چرا که در روایتى آمده است: «مَنِ اسْتَدامَ قَرْعَ الْبابِ وَ لَجَّ وَ لَجَ;(59)کسى که در خانه اى را بکوبد و اصرار کند بالاخره در به رویش باز مى شود». شرط پیروزى در تمام مراحل زندگى صبر و استقامت است و بدون آن انسان به جایى نمى رسد. یکى از فرماندهان بزرگ در میدان جنگ شکست خورد. از میدان گریخت و به خرابه اى پناه برد. در آن جا مورچه اى، که دانه اى به دندان گرفته بود و سعى مى کرد از دیوار خرابه بالا برود و دانه را به لانه اش برساند، توجّه او را به خود جلب کرد. مورچه تا نیمه هاى راه از دیوار بالا مى رفت و بر اثر خستگى همراه دانه به زمین مى افتاد، امّا تسلیم نمى شد و مجدّداً دانه را برداشته و مشغول بالا رفتن از دیوار مى شد. مورچه بارها این کار را تکرار کرد تا بالاخره موفّق شد ارتفاع دیوار را طى کند و دانه را به لانه اش برساند. فرمانده مأیوس شکست خورده، وقتى این تلاش خستگى ناپذیر را از مورچه مشاهده کرد، درس صبر و استقامت گرفت و به میدان بازگشت و نیروهایش را جمع کرد و سازماندهى جدیدى داد و به دشمن یورش برد و پیروز شد.(60)
﴿صفحه 66 ﴾
بنابراین، براى رسیدن به پیروزى نباید از صبر و استقامت و پایدارى غافل شد.
در زندگانى پیامبراسلام(صلى الله علیه وآله وسلم)نیز نمونه هاى عجیبى از صبر و استقامت آن حضرت به هنگام تبلیغ دین و دعوت مشرکین به توحید و یکتاپرستى ثبت شده است.(61) یکى از کارهاى حضرت خدیجه(علیها السلام)در اوایل بعثت این بود که هر زمان پیامبراکرم(صلى الله علیه وآله وسلم) از مسجدالحرام به خانه بازمى گشت زخمهاى حضرت را پانسمان مى کرد.(62) زخمهایى که حاصل پرتاب سنگ و مانند آن از سوى مشرکان به هنگام تبلیغ حضرت و دعوت آنان به پرستش خداى یکتا بود.
حضرت رسول(صلى الله علیه وآله وسلم) به منظور دعوت مردم طایف یکّه و تنها به آن شهر سفر کرد. مردم طایف آن حضرت را بسیار اذیّت کردند و هیچ کس جز یک برده ایمان نیاورد، که البتّه آن هم براى پیامبر غنیمت بود.(63) به هر حال این استقامتها و تحمّل ها از سوى پیامبران بزرگى همچون حضرت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) و حضرت نوح(علیه السلام) و دیگر فرستادگان خداوند، درسى بزرگى براى همه کسانى است که مى خواهند در کارهایشان موفّق شوند و به مقصد برسد.
﴿صفحه 67 ﴾

چهارم: آموزه هاى مستقیم و غیر مستقیم قرآن مجید

آیات قرآن مجید سرشار از درس و پیام است، منتهى آموزه هاى قرآن به دو دسته تقسیم مى شود: 1ـ آموزه هاى مستقیم 2ـ آموزه هاى غیرمستقیم. مثلا; خداوند متعال درباره حضرت یحیى(علیه السلام) مى فرماید: «وَ ءَاتَیْنَهُ الْحُکْمَ صَبِیًّا;(64) و ما در کودکى فرمان نبوّت به او دادیم».
آموزه مستقیم این آیه شریفه اعجاز حضرت یحیى(علیه السلام) و قدرت نمایى پروردگار است. و آموزه غیرمستقیم آن، پاسخ دندانشکنى است به کسانى که منکر امامت امام جواد(علیه السلام) در طفولیّت مى شدند. آنها مى گفتند: مگر مى شود کودکى هفت ساله جانشین پیامبر(صلى الله علیه وآله وسلم)شود و سؤالات فقهى گوناگون را پاسخ دهد؟
پاسخ مى دهیم: هنگامى که حضرت یحیى(علیه السلام) در کودکى به مقام نبوّت برسد، چه اشکالى دارد حضرت جواد(علیه السلام) در هفت سالگى امام شود؟
مثال دیگر: هنگامى که حضرت مریم(علیها السلام) با قنداقه نوزادش به شهر بازگشت با سؤالات مختلف مردم مواجه شد که: چگونه صاحب فرزندى شدى در حالى که هنوز ازدواج نکرده اى؟ حضرت مریم(علیها السلام) به قنداقه نوزادش اشاره کرد که این مطلب را از او بپرسید! گفتند: «کَیْفَ نُکَلِّمُ مَن کَانَ فىِ الْمَهْدِ صَبِیًّا;(65) چگونه با کودکى که در گاهواره است سخن بگوییم؟!».
ناگهان نوزاد به سخن آمد و گفت: «إِنىِّ عَبْدُ اللَّهِ آتَانِىَ الْکِتَابَ وَ جَعَلَنىِ نَبِیًّا * وَ جَعَلَنىِ مُبَارَکا أَیْنَ مَا کُنتُ وَ أَوْصَانىِ بِالصَّلَوةِ وَ الزَّکَوةِ مَا دُمْتُ حَیًّا;(66) من بنده خدایم، او
﴿صفحه 68 ﴾
کتاب آسمانى به من داده; و مرا پیامبر قرار داده است. و هرجا که باشم مرا وجودى پر برکت قرار داده، و تا زمانى که زنده ام، مرا به نماز و زکات توصیه کرده است».
آموزه مستقیم این آیات، رفع اتّهام از حضرت مریم(علیها السلام) و اثبات نبوّت حضرت عیسى(علیه السلام) در کودکى است. امّا آموزه غیرمستقیم آن، پاسخ به شبهه اى است که در مورد یکى از فضایل حضرت على(علیه السلام) نقل شده است. و آن این که: «حضرت در اوّلین روزهاى ولادت، هنگامى که حضرت محمّد(صلى الله علیه وآله وسلم) را دید لبخندى زد و به آن حضرت سلام کرد و آیات اوّلیه سوره مؤمنون را تلاوت نمود».(67) چگونه ممکن است نوزاد یک روزه سخن بگوید؟ جواب این است که اگر سخن گفتن حضرت عیسى(علیه السلام) در گاهواره ممکن بوده، سخن گفتن حضرت على(علیه السلام) نیز در روز اوّل ولادت ممکن است.
سؤال: در آن زمان که هنوز قرآن نازل نشده بود، چگونه این اتّفاق افتاد؟
جواب: هر چند قرآن نازل نشده بود، ولى در علم خداوند که وجود داشت. چه اشکال دارد که خداوند بخشى از قرآن را قبل از نزول، بر زبان بنده اش جارى کند.
نتیجه این که قرآن مجید دو رقم آموزه دارد: آموزه هاى مستقیم و غیرمستقیم.
آموزه مستقیم آیه مورد بحث، طول عمر حضرت نوح(علیه السلام) و توفیق تبلیغ دین خدا در این مدّت طولانى است. و آموزه غیرمستقیم آن، اثبات امکان طول عمر حضرت مهدى(عج) است. شرح بیشتر خواهد آمد.
پنجم: راز طول عمر!
سؤال: آیا امکان دارد یک انسان 1250 سال عمر کند؟ در عصر و زمان ما عمر انسانها معمولا از صد و بیست سال تجاوز نمى کند. آیا ممکن است کسى بیش از 120
﴿صفحه 69 ﴾
سال عمر کند؟ اگر ممکن نیست، چگونه شیعه مدّعى است امام زمان(عج) متولّد شده و اکنون بیش از هزال سال عمر دارد؟
جواب: از دو منظر مى توان پاسخ این سؤال را داد: از منظر علوم روز مخصوصاً علوم تجربى، و از منظر وحى و قرآن مجید.

طول عمر از نظر علمى
امّا از منظر علوم روز، از دانش آموختگان علوم جدید مى پرسیم که: مى گویند حدّ اعلاى عمر بشر صد و بیست سال است. آیا علم این مطلب را تأیید مى کند؟ دانشمندان در پاسخ مى گویند: «این سخن مبناى علمى ندارد; بلکه اندازه عمر بشر تابع شرایطى است، که اگر حاصل گردد طولانى تر مى شود». در ادامه مى گویند: «ما آزمایشاتى بر روى گیاهان و جانداران کرده ایم و به این نتیجه رسیده ایم که امکان افزایش طول عمر آنها وجود دارد. گیاهى که عمرش یک سال بوده، تا دوازده برابر افزایش یافته و توانسته 12 سال عمر کند». اگر بر همین اساس عمر انسان 12 برابر شود، بیش از 1400 سال عمر خواهد کرد. علاوه بر این، ممکن است عمر بعضى از گیاهان دهها برابر افزایش پیدا کند. این امکان در مورد عمر انسان نیز وجود دارد. اخیراً یک ماهى را از یخهاى قطبى بیرون آورده اند. هنگامى که آن را در درون آب ولرم رها کردند به حرکت درآمد! وقتى طبقات یخهایى که ماهى در آن گرفتار شده بود را محاسبه کردند متوجّه شدند ماهى مذکور متعلّق به 5 هزار سال قبل است! اگر یک ماهى در شرایط خاصّى پنج هزار سال زنده مى ماند، این امکان براى انسان نیز در شرایط خاصّ وجود دارد. و لذا، هم اکنون دانشمندان در مورد افزایش دادن عمر انسان مشغول تحقیق و مطالعه و بررسى هستند.
بنابراین، عمرهاى طولانى مانند عمر طولانى نوح پیامبر(علیه السلام) و امام زمان(علیه السلام) از نظر علمى امرى ممکن است و هیچ استبعادى ندارد.
﴿صفحه 70 ﴾