فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

4ـ سنّتهاى خوب و بد

در روایتى از وجود مبارک پیامبر گرامى اسلام، حضرت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) مى خوانیم:
«مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً کانَ لَهُ اَجْرُها وَ اَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیِّئَةً کانَ عَلَیْهِ وِزْرُها وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِها;(49) هر کس سنّت نیکى را پایگذارى کند، اجر آن سنّت و کسانى که به آن سنّت عمل کنند نصیب او نیز خواهد شد. و کسى که سنّت زشتى را پایگذارى نماید، گناه آن سنّت و گناه کسانى که به آن عمل کنند براى او هم خواهد بود».
بنابراین، کسانى که در امر ازدواج جوانان سنّتهاى زشتى ایجاد مى کنند، و هر روز مشکلى بر مشکلات ازدواج مى افزایند، گناه آن سنّت و گناه کسانى که به آن عمل مى کنند در نامه عمل آنها هم نوشته مى شود. و بالعکس، اگر در ازدواج سنّتهاى خوبى پایه گذارى کنند و باعث آسانى و گشایش ازدواج جوانان شوند، آثار خوب این سنّت حتّى پس از مرگشان در نامه عمل آنها نوشته خواهد شد.
﴿صفحه 58 ﴾
نتیجه این که، یکى از امتیازات حضرت نوح(علیه السلام) داشتن نسلى پاکیزه و خوب بود که باعث بالارفتن درجات آن حضرت شد.

7. عمر طولانى

یکى دیگر از امتیازات حضرت نوح(علیه السلام)، که قرآن مجید به آن اشاره کرده، عمر طولانى آن حضرت بود. خداوند متعال در این زمینه مى فرماید:
«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلىَ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَة إِلَّا خَمْسِینَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظالِمُونَ;(50) و ما نوح را به سوى قومش فرستادیم و او در میان آنان نهصد و پنجاه سال، درنگ کرد; (ولى تبلیغ او جز در گروه اندکى مؤثّر واقع نشد) و سرانجام طوفان (عظیم) آنان را فرا گرفت در حالى که ستمکار بودند».
زندگى نوح(علیه السلام) به دو بخش تقسیم مى شود: قبل از طوفان و پس از طوفان.
آن حضرت قبل از طوفان 950 سال عمر کرد. این مطلب مورد اتّفاق همه مسلمانان است و هیچ اختلافى در آن وجود ندارد. امّا نسبت به بخش دوّم زندگى آن حضرت، یعنى مقدار عمرشان بعد از طوفان و پیاده شدن از کشتى و ایجاد جامعه نوین دینى، قرآن سکوت نموده و مدّت عمر آن حضرت را بیان نکرده است. امّا بعضى از مفسّران بزرگ آن را سیصد سال ذکر کرده اند.(51) بنابراین، مجموع عمر حضرت نوح در دو بخش زندگى 1250 سال مى شود، که عمر بسیار طولانى است.
سؤال: چرا خداوند متعال در مورد مقدار عمر حضرت نوح(علیه السلام) قبل از طوفان، صریحاً نهصد و پنجاه سال نفرمود، بلکه فرمود: هزار سال منهاى پنجاه سال؟
جواب: این طرز بیان، در حقیقت یکى از فنون فصاحت و بلاغت است.
﴿صفحه 59 ﴾
قرآن مجید هنگامى که مى خواهد طولانى بودن مدّت تبلیغ حضرت نوح(علیه السلام) در میان قومش را بیان کند مى فرماید: آن حضرت هزار سال منهاى پنجاه سال در میان قوم خود تبلیغ کرد. عظمت این بیان، نسبت به این که بگوید: «نهصد و پنجاه سال تبلیغ کرد» بیشتر است. و مسأله فصاحت و بلاغت یکى از گونه هاى اعجاز قرآن مجید است. واقعاً اگر کسى آشنا به ادبیّات عرب باشد فصاحت و بلاغت قرآن کافى است که به عظمت معجزه پیامبر اسلام پى ببرد.
به هر حال، در آیه مورد بحث چهار نکته مهم وجود دارد که قابل دقّت است:

اوّل: ترک عجله و صبر و حوصله

اوّلین نکته و درسى که از این آیه شریفه مى گیریم این که: «خداوند در مجازات بندگانش عجله نمى کند» و به عبارت دیگر: «صبر و حوصله خدا زیاد است». به پیامبرش سفارش مى کند آنقدر به مأموریّتش ادامه دهد و تبلیغاتش را تکرار کند و از تأثیر آن مأیوس و نا امید نشود، تا حجّت بر مردم تمام شود; چون خداوند رحیم و مهربان و کریم و رئوف است. دعاى جوشن کبیر صد بند دارد، در هر بند آن ده صفت از صفات خداوند آمده، به جز یک بند(52) که مشتمل بر یازده صفت است. در بند آخر این دعا خداوند چنین توصیف شده است: «یا حَلیماً لا یَعْجَلْ» اى خدایى که داراى حلمى و در مجازات بندگان عجله و شتاب نمى کنى. فرصت مى دهى تا مردم از خواب غفلت بیدار شوند و راه و رسم بندگى را فراگیرند.
آرى، خداوند عجول نیست و در مجازات و عذاب بندگان گنهکارش شتاب نمى کند. در برخى روایات آمده که وقتى حضرت نوح(علیه السلام) از هدایت قومش نا امید شد به خداوند
﴿صفحه 60 ﴾
عرض کرد: چه زمانى کار ساخت کشتى را شروع کنم؟ خداوند فرمود: یک هسته خرما بکار، هر وقت درخت خرما ثمر داد کارت را شروع کن! نوح پیامبر(علیه السلام) هسته خرما را کاشت آنقدر صبر کرد تا درخت خرما به بار نشست. سپس خطاب به خداوند عرض کرد: آیا زمان مجازات و عذاب این قوم سرکش فرا نرسیده است؟ خداوند فرمود: نه، هسته دیگرى بکار و تا زمان به ثمر نشستن آن صبر کن. حضرت نوح(علیه السلام) هسته دیگرى کاشت و منتظر ماند. وقتى به ثمر نشست دوباره سؤال خود را مطرح کرد. چندین بار این داستان تکرار شد تا زمان موعود فرا رسید.(53) راستى خداى ما چقدر رئوف و مهربان و رحیم و کریم است و ما بندگان چقدر ناسپاس و عجول و ناشکر و عاصى و خطاکاریم.
ما باید از این صفت زیباى خداوند درس بگیریم و در کارهایمان عجله نکنیم و از تصمیمهایى عجولانه، که غالباً بدون تعقّل و اندیشه است، اجتناب ورزیم.
اگر زن خانه چیزى بر خلاف میلش دید، فوراً چادر بر سر نکند و به نشانه قهر به منزل پدرش برود. اگر مرد خانه مطلب ناخوشایندى مشاهده کرد، قهر نکند و از آمدن به خانه خوددارى نماید. این تصمیمات عجولانه کار شایسته اى نیست. اگر شتابزدگى ها در تصمیمات نباشد بسیارى از دعواها و اختلافات حل مى شود و به دادگاه کشیده نمى شود.