فهرست کتاب


زندگی پرماجرای نوح علیه السلام(آموزه ها و عبرت ها)

آیت الله مکارم شیرازی تهیه و تنظیم: ابوالقاسم علیان نژادی

3ـ دانش سودمند و مفید

علم نافع که فایده آن به مردم برسد (عِلْمٌ یُنْتَفَعُ بِه)(48) از دیگر امورى است که بعد از
﴿صفحه 57 ﴾
مرگ صاحبش نیز به درد او مى خورد و آمار حسنات پرونده اش را بالا مى برد. چه در حدّ وسیع و گسترده باشد، نظیر علم و دانش شخصیّتهاى همچون شیخ مفید و سیّد مرتضى و شیخ طوسى و شیخ صدوق و مانند آن بزرگان(رحمهم الله)، و چه در مقیاس کوچک و محدودى همچون تعلیم بسم الله به فرزند به هنگام خوردن غذا و سلام دادن به دیگران و سفارش به نماز اوّل وقت و توصیه ترک گناهان نظیر دروغ و غیبت و تهمت و مانند آن. که هر دو، علم نافع و دانش سومند است و انشاءالله مایه نجات صاحبش مى گردد.

4ـ سنّتهاى خوب و بد

در روایتى از وجود مبارک پیامبر گرامى اسلام، حضرت محمد(صلى الله علیه وآله وسلم) مى خوانیم:
«مَنْ سَنَّ سُنَّةً حَسَنَةً کانَ لَهُ اَجْرُها وَ اَجْرُ مَنْ عَمِلَ بِها وَ مَنْ سَنَّ سُنَّةً سَیِّئَةً کانَ عَلَیْهِ وِزْرُها وَ وِزْرُ مَنْ عَمِلَ بِها;(49) هر کس سنّت نیکى را پایگذارى کند، اجر آن سنّت و کسانى که به آن سنّت عمل کنند نصیب او نیز خواهد شد. و کسى که سنّت زشتى را پایگذارى نماید، گناه آن سنّت و گناه کسانى که به آن عمل کنند براى او هم خواهد بود».
بنابراین، کسانى که در امر ازدواج جوانان سنّتهاى زشتى ایجاد مى کنند، و هر روز مشکلى بر مشکلات ازدواج مى افزایند، گناه آن سنّت و گناه کسانى که به آن عمل مى کنند در نامه عمل آنها هم نوشته مى شود. و بالعکس، اگر در ازدواج سنّتهاى خوبى پایه گذارى کنند و باعث آسانى و گشایش ازدواج جوانان شوند، آثار خوب این سنّت حتّى پس از مرگشان در نامه عمل آنها نوشته خواهد شد.
﴿صفحه 58 ﴾
نتیجه این که، یکى از امتیازات حضرت نوح(علیه السلام) داشتن نسلى پاکیزه و خوب بود که باعث بالارفتن درجات آن حضرت شد.

7. عمر طولانى

یکى دیگر از امتیازات حضرت نوح(علیه السلام)، که قرآن مجید به آن اشاره کرده، عمر طولانى آن حضرت بود. خداوند متعال در این زمینه مى فرماید:
«وَلَقَدْ أَرْسَلْنَا نُوحًا إِلىَ قَوْمِهِ فَلَبِثَ فِیهِمْ أَلْفَ سَنَة إِلَّا خَمْسِینَ عَامًا فَأَخَذَهُمُ الطُّوفَانُ وَهُمْ ظالِمُونَ;(50) و ما نوح را به سوى قومش فرستادیم و او در میان آنان نهصد و پنجاه سال، درنگ کرد; (ولى تبلیغ او جز در گروه اندکى مؤثّر واقع نشد) و سرانجام طوفان (عظیم) آنان را فرا گرفت در حالى که ستمکار بودند».
زندگى نوح(علیه السلام) به دو بخش تقسیم مى شود: قبل از طوفان و پس از طوفان.
آن حضرت قبل از طوفان 950 سال عمر کرد. این مطلب مورد اتّفاق همه مسلمانان است و هیچ اختلافى در آن وجود ندارد. امّا نسبت به بخش دوّم زندگى آن حضرت، یعنى مقدار عمرشان بعد از طوفان و پیاده شدن از کشتى و ایجاد جامعه نوین دینى، قرآن سکوت نموده و مدّت عمر آن حضرت را بیان نکرده است. امّا بعضى از مفسّران بزرگ آن را سیصد سال ذکر کرده اند.(51) بنابراین، مجموع عمر حضرت نوح در دو بخش زندگى 1250 سال مى شود، که عمر بسیار طولانى است.
سؤال: چرا خداوند متعال در مورد مقدار عمر حضرت نوح(علیه السلام) قبل از طوفان، صریحاً نهصد و پنجاه سال نفرمود، بلکه فرمود: هزار سال منهاى پنجاه سال؟
جواب: این طرز بیان، در حقیقت یکى از فنون فصاحت و بلاغت است.
﴿صفحه 59 ﴾
قرآن مجید هنگامى که مى خواهد طولانى بودن مدّت تبلیغ حضرت نوح(علیه السلام) در میان قومش را بیان کند مى فرماید: آن حضرت هزار سال منهاى پنجاه سال در میان قوم خود تبلیغ کرد. عظمت این بیان، نسبت به این که بگوید: «نهصد و پنجاه سال تبلیغ کرد» بیشتر است. و مسأله فصاحت و بلاغت یکى از گونه هاى اعجاز قرآن مجید است. واقعاً اگر کسى آشنا به ادبیّات عرب باشد فصاحت و بلاغت قرآن کافى است که به عظمت معجزه پیامبر اسلام پى ببرد.
به هر حال، در آیه مورد بحث چهار نکته مهم وجود دارد که قابل دقّت است: